«کاش آن فرصت را از دست نمیدادم»؛ این پارهی مشترک از گفتههای ۳۱ جوان گفتوگوشونده در این گزارش است؛ جوانانی که امروز از انتخابهای گذشته، فرصتهای ازدسترفته و آرزوهای ناتمام شان سخن میگویند. یافتههای سلاموطندار از گفتوگو با ۱۶ دختر و ۱۵ پسر در نُه ولایت نشان میدهد که آموزش، اشتغال، مهاجرت و ازدواج، مهمترین حوزههایی اند که فرصتهای ازدسترفته در آنها، به حسرتی ماندگار و در بسیار موردها به ناخوشیهای روانی تبدیل شده است.
۱۴ تن از گفتوگوشوندگان، مشکلات اقتصادی و بیکاری، ۱۰ تن چالش در مسیر آموزش و هفت تن فشار خانواده و جامعه را از مهمترین عاملهای شکلگیری حسرتها و فرصتهای ازدسترفتهی شان میدانند. از میان این جوانان، ۱۴تن حسرت خود را به فرصتهای ازدسترفتهی آموزشی و تحصیلی، هفت تن به نداشتن شغل مناسب و ۱۰ تن دیگر به مهاجرت، نبود توان مهاجرت یا ازدواج زودهنگام نسبت میدهند.
حسرتهایی که از آموزش و اشتغال آغاز میشوند
صبیحه عظیمی ۲۴ساله، دانشآموختهی رشتهی خبرنگاری در دانشگاه آنلاین زن، میگوید که بزرگترین حسرت زندگیاش انتخاب رشتهی تحصیلیای است که با شرایط و آیندهاش سازگاری ندارد. او میافزاید که مشکلات اقتصادی سبب شد تا نتواند رشتهی مورد علاقهاش را انتخاب کند و اکنون احساس میکند فرصت مهمی را از دست داده است. «بزرگترین حسرتم اکنون این است که یک رشتهی تحصیلی درست را انتخاب نکردم. رشتهای را که انتخاب کردم نامناسب بود. وقتی در شرایط کنونی اوضاع را بررسی میکنم، خیلی حسرت میخورم.»
محمدنعیم ۲۳ساله، دانشآموختهی رشتهی مهندسی از غور که اکنون بیکار است، میگوید که اگر فرصت انتخاب داشت زبان و مهارت میآموخت.او میافزاید: «از بعضی فرصتهای آموزشی که در اختیارم بود، درست استفاده نکردم؛ حالا که میبینم اگر بیشتر تلاش میکردم، وضعیتم از امروز بهتر میبود. اگر به دو سال پیش برگردم، بیشتر روی یادگیری زبان انگلیسی و مهارتهای مسلکی کار میکردم.»
مدینه نوروزی ۱۸ساله، باشندهی فاریاب، میگوید که به دلیل مشکلات خانوادگی و نبود انگیزه، آموزش خیاطی را نیمهتمام رها کرده و اکنون پشیمان است. «در آن زمان فکر میکردم به این حرفه نیازی نخواهم داشت و به دلیل برخی مشکلهای خانوادگی و بیانگیزگی، دیگر به کورس خیاطی نرفتم. اما امروز وقتی میبینم بسیاری از دختران با همین مهارت برای خود درآمد دارند، احساس میکنم فرصت بسیار مهمی را از دست دادهام.»
رؤیاهای ناتمام مهاجرت و پیشرفته
زهره قاسمی ۲۰ساله، باشندهی پروان، میگوید که دو سال پیش میخواست برای ادامهی آموزش راه مهاجرت را در پیش گیرد؛ اما مشکلهای اقتصادی مانعش شد.
«در دورهی دانشجویی از کورسهای انگلیسی استفاده نکردم که زبان را یاد بگیرم. میخواستم انگلیسی را فرا بگیرم اما نشد. همچنین میخواستم به خاطر ادامهی تحصیل مهاجرت کنم که نشد. مشکلهای اقتصادی فرصت مهاجرت را برایم نداد.»
حسرتی که به اضطراب و ناامیدی میانجامد
پیامدهای روانی حسرت فرصتهای ازدسترفته، از دیگر یافتههای این گزارش است. ۲۴ تن از گفتوگوشوندگان میگویند که فکرکردن مداوم به فرصتهای ازدسترفته، آنان را به ناخوشیهای روانی دچار کرده است.
یسرا احمدی ۲۲ساله، باشندهی بدخشان میگوید که با وجود فراهمبودن فرصتهای آموزشی آنلاین، از آن استفاده نکرد و اکنون احساس پشیمانی و ناامیدی دارد. او میافزاید: «چند برنامهی آنلاین بود که میتوانستم اشتراک کنم، اما به خاطر مشکلها و ناامیدی، از دستم رفت. این وضعیت باعث استرس، ناامیدی و کمشدن اعتمادبهنفسم شده است.»
مدینه احمدی، باشندهی فاریاب نیز، میگوید حسرت گذشته، باعث کاهش اعتمادبهنفس در او شده است؛ اما تأکید میکند که این حسرتها برایش درس بزرگی داده و اکنون به استقبال فرصتهای جدید میرود. «به من این درس را داده که هیچ مهارت و فرصت آموزشی را بیارزش ندانم. اکنون تصمیم دارم دوباره آموزش خیاطی را آغاز کنم و از تجربهی گذشته برای ساختن آیندهی بهتر استفاده کنم.»
جوانان؛ امید به جبران و ساختن آینده
از سوی دیگر، شماری از گفتوگوشوندگان بر این باور اند که گسترش فرصتهای آموزشی و شغلی و حمایت از جوانان، میتواند از تکرار فرصتهای ازدسترفته و شکلگیری حسرتهای مشابه در آینده جلوگیری کند.
محمد فهیم هجران ۲۲ساله، دانشجوی طب معالجوی از ولسوالی آبکمری بادغیس، میگوید: «باید برای جوانان زمینهی اشتغال فراهم شود، مخصوصاً کسانی که محصل اند، میتوانند در کنار تحصیل یک شغل را پیش ببرند؛ محصلان و جوانان هم میتوانند در کنار تحصیل با ایجاد یک شغل، آیندهی خود را بسازند.»
مسلمه زمان، باشندهی کندز نیز، میگوید: «ایجاد فرصتهای آموزشی، کاری و حمایت از جوانان میتواند کمک کند. توصیهام به جوانان این است که امید خود را از دست ندهند و از هر فرصت یادگیری استفاده کنند.»
هشدار کارشناسان دربارهی زندگی در حسرت گذشته
شماری از روانشناسان و جامعهشناسان، از پیامدهای فردی و اجتماعی زندگی در سایهی حسرتهای گذشته هشدار میدهند و میگویند که طولانیشدن حسرت و پشیمانی سلامت فرد را به خطر میاندازد.
زحل امیرزاده، روانشناس میگوید که افزایش اضطراب و ازدسترفتن آرامش از پیامدهای فکرکردن به فرصتهای ازدسترفته است. به باور این روانشناس، «فکرکردن مداوم دربارهی یک مسئله که در روانشناسی به آن نشخوار ذهنی میگویند، ذهن انسان را خسته میکند و آرامش او را میگیرد. وقتی فرد احساس کند که گذشته قابل جبران نیست، ممکن است دچار ناامیدی شدید، احساس بیارزشی و کاهش انگیزه شود.»
عبدالسلام هاشمی، جامعهشناس نیز میگوید: «اگر این احساس برای مدت طولانی ادامه یابد، میتواند بر فرد، جامعه و تحرک اجتماعی تأثیر منفی بگذارد. اگر جوانان از اشتباههای خود درس بگیرند، هدف مشخصی داشته باشند و با امید و تلاش بهسوی آینده حرکت کنند، میتوانند موفق شوند و بهجای حسرتخوردن، از گذشته تجربه بگیرند.»
خواستیم دیدگاه مسئولان وزارت کار و امور اجتماعی را دربارهی فرصتهای شغلی و برنامههای این وزارت برای جوانان داشته باشیم، اما تا زمان نشر این گزارش موفق به دریافت آن نشدیم.
روایت جوانان در این گزارش نشان میدهد که فرصتهای ازدسترفته و حسرتهای انباشته، تنها خاطرهای از گذشته نیست؛ بل که برای بسیاری از آنان به عاملی برای اضطراب، ناامیدی و کاهش امید به آینده تبدیل شده است. این در حالی است که بر اساس گزارش تازهی شاخص جهانی شادی در سال جاری میلادی، افغانستان بار دیگر به عنوان غمگینترین کشور جهان معرفی شده است.






