گذشتهای که فراموش نشده و آیندهای که هنوز نرسیده است؛ برای شماری از جوانان به دغدغهای تبدیل شده که آنان را از زندگی در لحظهی حال دور کرده است. گفتوگوی سلاموطندار با ۲۰ جوان در کابل و شماری از ولایتهای افغانستان نشان میدهد که خاطرهها، حسرتها و تجربههای پیشین، در کنار نگرانی از آنچه که در پیش است، ذهن آنان را همچنان درگیر نگهداشته است. از میان جوانان مصاحبهشونده در این گزارش نُه تن آنان میگویند که در گذشته مانده اند و ۱۱ تن دیگر با نگرانیها و دغدغههای آینده زندگی را سر میکنند.
وقتی گذشته، امروز جوانان را رها نمیکند
از میان نُه جوانی که همچنان با گذشته دستوپنجه نرم میکنند، پنج تن آنها میگویند که زندگی امروزی شان تحت تاثیر خاطرهها، حسرتها، فرصتهای ازدسترفته و تجربههای پیشین قرار دارد و چهار تن دیگر، خود را بابت برخی اتفاقهای گذشته سرزنش میکنند و می افزایند که این احساس، مانع رهایی آنها از گذشته شده است.
یسرا ۱۹ساله، باشندهی غور، میگویند: «گاهی اتفاقات گذشته ذهنم را خیلی درگیر میکند و اصلا بیشتر در گذشته زندگی میکنم. و فکرم را درگیر میکند. به همین دلیل، بعضی وقتها فراموش میکنم که باید در زمان حال زندگی کنم.»
محسن باشندهی فراه نیز میگوید که ذهنش هنوز درگیر اتفاقها و فرصتهای گذشته است؛ هرچند همیشه تلاش میکند از گذشته فاصله بگیرد و بیشتر روی حال و آینده تمرکز کنم، اما تا اکنون نتوانسته به طور کامل از گذشته رها شود.
برای شماری از این جوانان، ماندن در گذشته تنها به یادآوری خاطرهها محدود نمیشود؛ گاهی باعث میشود ذهن شان از کاری که در لحظه انجام میدهند، فاصله بگیرد.
فرحناز جلیلی ۱۹ساله، باشندهی کابل، از مرور مداوم خاطرهها و برجستهشدن رویدادهای گذشته در ذهنش به عنوان نشانههای این وضعیت یاد میکنند. «مدام خاطرات خوب و بد گذشته را در ذهنم مرور میکنم، خیلی وقتها خودخوری میکنم که چرا چنین تصمیمی گرفتم؟ و همین باعث شده که انگیزهام برای کارهای روزمره کم شود.»
مرسل زریاب، باشندهی پروان نیز روایت مشابهی دارد. او، میگوید: «وقتی مصروف کاری میشوم، ناگهان یک اتفاقی که در گذشته افتاده، در ذهنم میآید و برجسته میشود.»
وژمه ۲۳ساله، باشنده بلخ میگوید که گیرماندن در گذشته و ناتوانی از زندگی در لحظهی حال، برای او آشفتگی ذهنی و از دستدادن تمرکز را به همراه داشته است. «وقتی فکر میکنم در لحظه زندگی ندارم، جگرخون میشوم و از کسی کمک نمیخواهم، دوست و راهنما هم ندارم ، بیشتر درگیر خود میباشم.»
وقتی فردا امروز جوانان را تحت تاثیر قرار میدهد
در سوی دیگر، ۱۱ جوان مصاحبهشونده میگویند که با نگرانیها، دغدغهها و ترس از آینده زندگی میکنند. نگرانی در بارهی وضعیت تحصیل، آیندهی شغلی، رسیدن به آرزوها و فکرکردن مداوم به سالهای پیش رو، از مهمترین عواملی است که به گفتهی آنها ذهن شان را از زندگی در زمان حال دور کرده است.
مدینه احمدی ۱۹ساله، باشندهی ننگرهار و میگوید که نگرانی در بارهی آینده و تلاش برای رسیدن به آرزوها، او را از لحظهی حال دور میکند. «نگرانی در باره آینده، بعضی تجربههای ناخوشایند، مشکل اقتصادی و مقایسهکردن زندگی خود با دیگران در شبکههای اجتماعی، عواملی اند که ذهنم را از زمان حال دور میکنند.»
سارای۲۳ساله، باشندهی بلخ نیز، میگوید که همیشه بیقرار روزهای نیامده است. «اگر کدام حرفی بشنوم، به آینده خیلی بیقرار میشوم و میگویم چه وقت فرصت بیاید، اگر بیاید چی کنم؟ چنان غرق آینده میشوم که اصلا نمیفهمم در حال امروزه، چی جریان دارد.»
این نگرانی به آینده، برای شماری از جوانان با فکرکردن بیش از حد، ترس از اتفاقهای نیامده و برنامهریزی مداوم برای حالتهای مختلف ظاهر میشود که هنوز رخ نداده است.
اناهیتا امیری ۲۶ساله باشندهی هرات، میگوید فکرکردن بیش از حد به اتفاقهای آینده و تلاش برای پیشبینی آن، از نشانههای اصلی دورشدن او از زمان حال است. «نگرانی در بارهی اتفاقاتی که هنوز نیفتاده، برنامهریزی مداوم برای آینده و ترس از اینکه مبادا آینده آنطوری که میخواهم پیش نرود، از نشانههایی است که در خودم میبینم.»
درگیرشدن با آینده نیز مانند ماندن در گذشته، پیامدهایی برای زندگی روزمره جوانان داشته است؛ شماری از آنها میگویند که ترس از نتیجهی کار، نگرانی از آینده حتا آغاز برخی کارها را برای شان دشوارکرده است.
مریم ۲۲ساله، باشندهی نورستان، میگوید که نگرانی در بارهی نتیجهی کارها، در مواردی سبب شده است فرصتهای موجود را از دست بدهند. «به دلیل زیاد فکرکردن بعضی فرصتها را از دست دادهام. مثلا یکبار در مورد یک برنامهی آموزشی زیاد فکر کردم که آیندهاش چطور است و تا زمانی که تصمیم گرفتم، زمان ثبتنام آن گذشته بود.»
تعادل میان گذشته، حال و آینده؛ راهی برای بازگشت جوانان به زندگی امروز
روانشناسان و جامعهشناسان، میگویند که ماندن ذهن در زمانهایی غیر از لحظهی حال میتواند بر آرامش روانی، تمرکز، تصمیمگیری، زندگی روزمره و حتا روابط اجتماعی جوانان تاثیر بگذارد.
محمدالله بلوچ، روانشناس، در این مورد میگوید: «وقتی یک فرد بیش از حد در گذشته زندگی میکند از نظر روانی باعث افزایش ناامیدی، کاهش انگیزه، ضعف در تمرکز و ضعف در نیروی کاری او میشود. همچنین شخص با زندگیکردن در آینده نیز توجه و تمرکز در زمان حال خود را از دست میدهد، اضطراب را تجربه میکند و تغییراتی مثل تحریکپذیری خلقی، افزایش فشارها و تنشهای روانی و ضعف تمرکز را در زندگی خود مشاهده میکند.»
شعیب احمدی، جامعهشناس، نیز در این مورد میافزاید: «در هر عرصهی زندگی، اگر ما جانب تعادل را نگیریم، به مشکلات زیاد برخورد میکنیم. هرگاه افراد بیشتر افراطی باشند و مدام به گذشته بپردازند، این کار آنان را از ایجاد روابط جدید مانع میشود. در پهلوی این، اگر بیشتر به آینده توجه داشته باشند، این میتواند سبب تخریب روابط اجتماعی شود.»
با این حال زحل امیرزاده، روانشناس دیگری، برای کاهش درگیری ذهنی، تغییر وضعیت فیزیکی، نوشتن افکار، داشتن برنامه و تقسیماوقات را از راههایی میداند که میتواند به جوانان در تمرکز بر زمان حال کمک کند. او، میافزاید: «هر زمان که احساس کردند ذهن شان در گذشته رفتوآمد میکند و یا در آینده قفل کرده، وضعیت فزیکی خود را تغییر بدهند. اگر در اتاقی استند، به فضای باز بروند تا ارتباط سیستم عصبی با افکار قطع شود. تمام افکاری را که در ذهنشان وجود دارد، روی یک کاغذ نوشته کنند. داشتن یک برنامهی ساده و تقسیماوقات مناسب که به اندازهی توان فرد باشد، به او کمک میکند تا ذهنش را به لحظهی حال بیاورد.»
درگیری ذهنی با گذشته و نگرانی در باره آینده، میتواند بر چگونگی زندگی جوانان در زمان حال اثر بگذارد. خاطرهها و تجربههای ناخوشایند، حسرت فرصتهای از دسترفته، نگرانی در باره نامعلومبودن آینده، از مسایلی است که ذهن برخی جوانان را بیشتر متوجه گذشته یا آینده میکند و زندگی روزمرهی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد.






