بیکاری، مشکلهای اقتصادی و کمبود فرصتهای شغلی؛ چالشهایی که بسیاری از جوانان در افغانستان میگویند بر زندگی امروز و چشمانداز فردای آنها سایه افکنده است.
در حالی که برخی همچنان با امید برای رسیدن به هدفهای خود تلاش میکنند، شماری دیگر از ابهام نسبت به آینده و دشواری برنامهریزی برای سالهای پیشرو سخن میگویند.
محمد مصطفای ۲۵ساله و دانشآموخته رشتهی خبرنگاری از دانشگاه کابل، یکی از همین جوانان است. او، میگوید که برای آیندهی خود برنامهای چندساله تنظیم کرده و امیدوار است با تلاش به هدفهایش دست یابد.
به گفتهی او، شرایط کنونی و احساس بیانگیزگی گاهی مانع ادامهی مسیر میشود؛ اما باور دارد که فراهمشدن فرصتهای بهتر آموزشی میتواند انگیزهی بیشتری برای پیشرفت در میان جوانان ایجاد کند. «بزرگترین ترسم این است که به هدفهایم نرسم و در مسیری که خودم برای زندگیام انتخاب کردهام با شکست روبهرو شوم. بزرگترین چیزی که از دست میدهم، عمرم است؛ اینکه جوانیام را از دست بدهم.»
یافتن شغل پس از فراغت از دانشگاه، از دیگر نگرانیهای عمدهی جوانان در افغانستان به شمار میرود.
علیمبین علییار ۲۷ساله از مزار شریف، میگوید که بسیاری از جوانان پس از پایان تحصیلات عالی با دشواریهای فراوانی برای ورود به بازار کار روبهرو میشوند. به باور او، کمبود فرصتهای شغلی و مشکلهای اقتصادی سبب شده که برخی جوانان نتوانند برای آیندهی خود برنامهریزی روشن و مشخصی داشته باشند. «متأسفانه با شرایطی که اکنون در افغانستان وجود دارد، هر کسی آیندهی خود را مبهم و نامشخص میبیند. وضعیت بهگونهای است که گاهی انسان احساس میکند هیچ کاری از دستش ساخته نیست.»
در همین حال، برخی از جوانان میگویند که بیکاری و مشکلهای اقتصادی انگیزهی آنها را برای ادامهی آموزش و مهارتآموزی کاهش داده است.
مصطفا امیری، دانشآموختهی رشته خبرنگاری از کابل، میگوید که در دوران دانشجویی انگیزه بیشتری برای آموختن مهارتهای جدید داشت؛ اما اکنون شرایط موجود باعث کاهش انگیزه و انرژی او شده است. «متأسفانه حالا دیگر به دنبال یادگیری مهارتهای جدید نمیروم و بیانگیزه شدهام. با خودم میگویم اگر مهارتی یاد بگیرم، شاید بعداً نتوانم کاری پیدا کنم. گاهی هم فکر میکنم یادگرفتن مهارت فقط وقتم را تلف میکند و ممکن است در آینده هیچ فایدهای برایم نداشته باشد.»
کارشناسان نیز، هشدار میدهند که تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای روانی و اجتماعی گستردهای برای جوانان داشته باشد.
شمسالدین وطنیار، روانشناس، میگوید زمانی که جوانان چشمانداز روشنی از آینده خود نداشته باشند، اعتمادبهنفس و احساس ارزشمندی آنها نیز آسیب میبیند. به گفتهی او، ترس از شکست میتواند جوانان را از برنامهریزی بلندمدت و تلاش برای دستیابی به هدفهای شان بازدارد.
وطنیار، میافزاید: «ناامیدی و بیانگیزگی مداوم میتواند زمینهساز بسیاری از مشکلهای روانی در میان جوانان باشد؛ چالشهایی مانند اضطراب، افسردگی، استرس، بیخوابی و فرسودگی روانی.»
در همین حال، سهیب احمدی، جامعهشناس، بر نقش عاملهای اقتصادی و اجتماعی در شکلگیری نگاه جوانان به آینده تأکید میکند.
او، میگوید که ایجاد فرصتهای شغلی، دسترسی به آموزش و حمایت خانواده و نهادهای اجتماعی میتواند به تقویت امید و انگیزه در میان جوانان کمک کند. «وقتی وضعیت اقتصادی مردم نامناسب باشد، نمیتوانند چشمانداز روشنی از آینده داشته باشند. از آن جا که آیندهی شان تضمینشده نیست، طبیعتاً نمیتوانند برای آن برنامهریزی درستی انجام دهند. در چنین شرایطی، امید و انگیزه لازم برای برنامهریزی و تلاش برای آینده نیز کاهش مییابد.»
با وجود این چالشها، بسیاری از جوانان میگویند که هنوز امید خود را از دست نداده و برای رسیدن به هدفهای شان تلاش میکنند. آنها تأکید دارند که گسترش فرصتهای آموزشی و شغلی میتواند زمینه را برای آیندهای روشنتر و افزایش امید در میان نسل جوان در افغانستان فراهم کند.






