نتیجهی گفتوگوی سلاموطندار با ۲۲ جوان در شش ولایت افغانستان، نشان میدهد که ۲۰ تن آنان مقایسههای آسیبزا از سوی خانوادهها را مهمترین عامل خودکمبینی دانسته و دو تن دیگر نیز به دلیل ترس از قضاوت دیگران و تأثیر شبکههای اجتماعی، به خودکمبینی دچار شده اند.
جوانانی که در این گزارش گفتوگو کرده اند، پیامدهای این احساس را متفاوت توصیف کرده اند. چهار تن از آنان گوشهگیری، هشت تن کاهش اعتمادبهنفس، چهار تن تردید در تصمیمگیری و چهار تن دیگر ازدستدادن فرصتها و افسردگی را از پیامدهای خودکمبینی میدانند. دو تن دیگر در بارهی پیامدهای آن اظهار نظری نکرده اند.
بر بنیاد منابع علمی روانشناسی، «خودکمبینی» در ادبیات تخصصی با مفهوم «احساس حقارت» شناخته میشود. بر بنیاد تعریف انجمن روانشناسی امریکا (APA)، این حالت نوعی احساس بنیادی نارسایی و ناامنی است که میتواند از یک کاستی واقعی یا تصوری در فرد ناشی شود. پژوهشگران، میگویند که خودکمبینی یک اختلال روانی مستقل نیست و بیشتر متخصصان آن را با عزت نفس پایین و مزمن مرتبط میدانند.
شریفهی ۲۳ساله از کاپیسا، خودکمبینی را ناشی از مقایسههای مداوم خانواده میداند و میگوید: «فامیلم میگویند که دختران دیگر کجا رسیده اند، در مؤسسهها کار میکنند، اما تو درس خواندی، به کجا رسیدی؟ واقعاً حس بد به من میدهد و فکر میکنم که من نمیتوانم به اندازهی او پیشرفت کنم. این خیلی فرصتها را ازم گرفته است.»
احمدخبیر ۲۸ساله از کابل، نیز باور دارد که مقایسههای خانوادگی، نقش مهمی در شکلگیری خودکمبینی دارد. او، میگوید: «حتا در خانواده به خودم میگفتند بچهی فلانی را ببین خوب انگلیسی و کمپیوتر بلد است، اما شما یاد ندارید و تأثیری زیادی بالای تصمیمگیری من داشته که نمیتوانستم اقدام به کار کنم.»
دو تن از این جوانان، میگویند که بخشی از احساس خودکمبینی آنان از نگرش و قضاوت شخصی شان نسبت به تواناییها و جایگاه خود شان ناشی شده است. آنان، همچنان شبکههای اجتماعی را یکی از عاملهای افزایش این احساس میدانند.
محمدحسن ۲۳ساله، باشندهی کابل، میگوید: «مثلاً فکر میکنم علم و دانشی که شخص دیگر دارد، چرا من ندارم؟ چرا آدم پایین هستم؛ چون جایگاه خود را پایین حس میکنم، خود را از بعد دانش همیشه مقایسه کردهام.»
لالهی ۲۲ساله، دیگر باشندهی کابل، نیز میگوید: «وقتی مکتبها بسته شد، رو به شبکههای احتماعی آوردم و احساس خستگی و مشکلاتی روحی به من ایجاد کرد و مقایسهکردن خیلی احساس بد به فرد میدهد. او از تو بهتر است، زودتر به موفقیت رسیده، تأثیرات منفی دارد.»
سه تن از جوانانی که با سلاموطندار گفتوگو کرده اند، میگویند که خودکمبینی فرصتهای مهم آموزشی و شغلی را نیز از آنان گرفته است. این جوانان، میافزایند که خودکمبینی تنها اعتمادبهنفس آنان را کاهش نداده، بل در بسیاری موارد سبب شده است فرصتهایی که میتوانست مسیر زندگی شان را تغییر دهد، نیز از دست بدهند.
محمود ۲۸ساله از کابل، میگوید: «با خودکمبینی فرصتهای زیادی را از دست دادم. قرار بود مدیر اجرایی یک مکتب شوم، همه مراحل گزینش را سپری کردم؛ اما وقتی گفتند باید با استادان و بخشهای مختلف جلسه بگیری و برنامههای ارتقای ظرفیت برگزار کنی، یکباره منصرف شدم. ترسیدم که اگر معلومات من نسبت به دیگران کمتر باشد، چه کنم. بسیار حس بد داشت.»
رحمتالله، دانشجوی ۲۲ساله از شهر مزارشریف، مرکز بلخ، میگوید: «در کورس نمایندهی صنف تعیین شدم. شمار صنفیهای ما ۲۶ تن بودند و بیشترین مسئولیت بعد از استاد از نمایندهی صنف بود. با این که علاقهی زیاد داشتم، نتوانستم نماینده باشم و به کس دیگر ماندم. آرزوی خود را به دست فردی دیگر واگذار کردم؛ چون میگفتم توانایی ندارم.»
از میان این جوانان، برخی برای درمان به پزشک نیز مراجعه کرده اند. آنان، میگویند که مراجعه به روانشناس و دریافت مشورههای تخصصی، به آنان کمک کرده است تا نگاه متفاوتی نسبت به خود و تواناییهای شان پیدا کنند.
فریمای ۲۵ساله، باشندهی شهر مزارشریف که برای درمان این مشکل به روانپزشک مراجعه کرده است، میگوید: «پیش روانشناس رفتم، تقریباً دو ساعت همراهم صحبت میکرد، کتاب پیشنهاد میکرد، ویدیوهای انگیزشی روان میکرد و راهکارهایی برای تمرین میگفت. همین موارد در چند ماه گذشته کمکم کرده که خود را با کس مقایسه نکنم و درک کنم هر کس راه خودش را میرود.»
حوریهی ۲۳ساله از کابل، نیز که برای درمان این مشکل به روانپزشک مراجعه کرده است، میگوید: «در جلسهی اول برایم گفتند که کتاب مطالعه کنم، از موبایل دوری کنم و تنها نباشم. بعد چند جلسه سئوال و جواب ادامه داشت. بعد از چند مدت جلسات خلاص شد. فضل خدا خوب هستم، خود را مصروف درس کردیم.»
در این گزارش با برخی از خانوادهها نیز در بارهی حس خودکمبینی فرزندان شان گفتوگو شده است. یاسین، پدری ۴۵ساله از مزارشریف، میگوید که سرزنش پدرومادر و مقایسهی آسیبزا از سوی آنان، سبب تقویت حس خودکمبینی در فرزندان میشود.
او، از تجربهی شخصی خود میگوید: «بچهام فعلاً وظیفه ندارد، من زیاد مقایسهاش نمیکنم که بگویم فلانی کار دارد و تو نداری، مادرش میگوید باید زیادتر در جستوجوی کار باشی. شرایط امروز فرق کرده، کار پیداکردن آسان نیست، اما ما والدین به جای درک، بیشتر سرزنش میکنیم و همین باعث میشود جوانها گوشهگیر شوند.»
با این همه، امجدخان دانش، مشاور خانوادگی، باورمند است که خودکمبینی میان جوانان ریشه در عاملهای مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها نداشتن آگاهی کافی در زمینهی فرزندپروری است. «رفتار والدین در پیداکردن حس خودکمبینی در جوانان بسیار تأثیرگذار است از جمله انتقادهای دوامدار و مقایسهی فرزندان با دیگران، نداشتن حمایت، تمرکز به کمی و کاستی جوان باعث بروز این حس میشود و تعدادی از خانوادهها بیشتر میگویند تو نمیتوانی، شکست میخوری، نانخور هستی و غیره. اینها باعث افزایش خودکمبینی بین جوانان میشود.»
روانشناسان و جامعهشناسان، باور دارند که خودکمبینی ریشه در عاملهای خانوادگی و اجتماعی دارد و میتواند باعث کاهش اعتمادبهنفس، افسردگی و انزوا شود. آنان، میگویند که گسترش این احساس میان جوانان، مشارکت و خلاقیت اجتماعی را کاهش میدهد و حمایت خانواده و خدمات روانشناختی در کاهش آن مهم است.
زهرا قیومی، روانپزشک، میگوید: «عوامل خودکمبینی بیشتر به خانواده، جامعه و محیط برمیگردد. خودکمبینی بیشتر در طفلها و جوانان دیده میشود، فرد آگاه میتواند خود را درمان کند یا نزد روانشناس مراجعه کند؛ چون اعتمادبهنفس شان پایین میشود، افسرده میشوند، در جامعه وقتی قرار میگیرند، میلرزند و خودکمبینی ارتباط مستقیم با کمبود اعتمادبهنفس، افسردگی و اضطراب دارد.»
عبدالسلام هاشمی، جامعهشناس، نیز میگوید: «این مشکل در جامعه گسترده است و در چندین بخش دیده میشود. اول کاهش نیروی فعال و خلاق جامعه است، در نتیجه جامعه از خلاقیت و انرژی نسل جوان محروم میشود. دوم کمشدن مشارکت اجتماعی؛ چون این جوانان فکر میکنند حضور شان مهم نیست و سوم افزایش مشکلات روحی و اجتماعی و این حالت باعث میشود جامعه با نسلی روبهرو شود که بر آینده خوشبین نیستند.»
در همین حال، سمیعالله ابراهیمی، سخنگوی وزارت کار و امور اجتماعی، میگوید که این وزارت در سال گذشته برای هزاران تن زمینهی آموزشهای حرفهای و کاری را فراهم کرده و تلاش دارد تعهدهای خود در بخش اشتغال را عملی کند. «وزارت کار و امور اجتماعی سال گذشته ۸۵ هزار ویزای کاری برای اتباع خارجی صادر کرده است و آن عده مهاجرین افغان که دوباره به وطن برگشته اند، زمینهی کار را برای شان فراهم کرده است. در سال گذشته برای چهار هزار تن از اقشار متضرر، در مرکز و ولسوالیها زمینهی آموزشهای مسلکی و حرفهای فراهم شده و این وزارت تلاش میکند تعهداتی را که در کنفرانس ملی کار سپرده، عملی کند.»
بر بنیاد گزارش سازمان جهانی بهداشت که در ۲۵ سپتمبر ۲۰۲۴ پخش شده است، استفادهی مشکلساز از شبکههای اجتماعی، اضطراب و برخی اختلالهای روانی میتواند بر سلامت روان نوجوانان و جوانان تأثیر بگذارد. این گزارش، بر افزایش استفادهی مشکلساز از شبکههای اجتماعی و پیامدهای آن بر بهزیستی روانی تأکید کرده است. همچنان، در رهنمود مشترک سازمان جهانی بهداشت و صندوق پشتیبانی از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) که در ۹ اکتبر ۲۰۲۴ پخش شده، بر اهمیت پشتیبانی خانواده، پشتیبانی اجتماعی و دسترسی به خدمات روانشناختی برای بهبود سلامت روان کودکان و جوانان، تأکید شده است.






