در دامنههای کوهستانی دایکندی، سوختن شکوفههای بادام در سرمای ناگهانی بهار و خشکسالیهای پیدرپی، تنها داستان نابودی یک محصول زراعتی نیست؛ روایتی عریان از کوچکشدن دسترخوان خانوادههایی است که میان فروش واپسین مواشی، قرضداری از دکانها و حذف وعدههای غذایی دستوپا میزنند. در حالی که هشدارهای سازمانهای بینالمللی مانند فائو و برنامهی جهانی غذا از سقوط معیشتهای روستایی افغانستان به ورطهی بحران حاد غذایی خبر میدهند، صدای باغداران دایکندی به پیشواز اجلاس جهانی اقلیم میرود تا یادآوری کند: برای مردمی که زحمت یکسالهی شان در چند ساعت یخ میزند، «سازگاری اقلیمی» نه یک بیانیهی تشریفاتی روی کاغذ، بل نبردی روزمره میان مرگ درختان و لقمهنانی برای بقای فرزندان است.
در ارتفاعات مرکزی افغانستان، درخت بادام برای دههها فقط یک محصول کشاورزی نبود. این درخت منبع اصلی درآمد و یکی از پایههای تأمین غذای هزاران خانواده در دایکندی بود. اما امروز، کشاورزان از ترکیبی از خشکسالی، کمبود آب، سرمازدگیهای بهاری، آفات و بیماریهای گیاهی حرف میزنند. این مشکلات محصول باغها را کم کرده و فشار اقتصادی بر خانوادههایی که به بادام وابسته اند را بیشتر کرده است. در روستای «رمکک» در مرکز دایکندی، خالقنظر میگوید در سالهایی که باغش ۳۰ تا ۴۰ سیر بادام میداد، حالا چند تا از درختان خشک شده اند. محصولی که مانده هم به خاطر سرمای بهار آسیب دیده است
او، میگوید: «همین که خشکآبیهای پیدرپی آمد، بادامها عیبی شد. یک مقدار درختان بادام را کشیدیم و به عنوان سوخت استفاده کردیم و یک تعداد شان نیمهخشک و نیمهتر مانده است. امسال نهالها گل کرد، اما وقتی سرما زد، بارش در شاخه خشک شد. تمام خرج و مخارج زندگی را از همین حاصلات میگرفتیم؛ حالا که ثمر نشده، مال و گاو و مواشی داشتیم فروختیم تا مخارج خود را تأمین بتوانیم و چیزی برای مان باقی نمانده است. فقر اقتصاد مردم را ضعیف کرده و بسیاری از خانهها را خبر دارم که از سه وقت غذایی یک وقتش را کم کرده اند. در قسمت تهیهی لباس و دوا و داکتر به مشکل برخوردهایم و از بازار نیلی همه چیز را به نسیه میآوریم. ماندهایم امسال که بادامها را سرما زده، قرضها را چه طور پرداخت کنیم.»
روایت خالقنظر نشان میدهد که خسارت باغ فقط به کاهش مقدار بادام ختم نمیشود؛ وقتی محصول کاهش مییابد، خانواده برای جبران درآمد از داراییهای خود میفروشد، قرض میگیرد و در نهایت از مصرف غذایی خود میکاهد.
غلام، باغدار دیگری از «رمکک»، نیز از کاهش حاصل و همزمانی آن با آفات نباتی میگوید: «امسال بادام یک نیمهنصفه بار دارد و شاید ۲۰ سیر شود؛ در حالی که سالهای پیش ۳۰ تا ۴۰ سیر حاصل داشتیم. در وقت گل، اینها را شیفته گرفت و خورد؛ ما دوا در وقت معینش زده نتوانستیم. زندگی با یک نان بخورونمیر میگذرد و ما دهقانها فقط زنده هستیم. گوشت خریده نمیتوانیم؛ اندک گوشت مرغ را هر ۱۰ الی ۱۵ روز بعد میخریم. ۱۰ الی ۲۰ سیری که حاصل بادام میشود، حتا قیمت روغن سال نمیشود. اما مجبوریم ادامه دهیم؛ کار زمینداری همین است و اگر رها کنیم، همه درختان خشک میشوند.»
انور ۵۴ساله از روستای «زوجوک» ولسوالی شهرستان، نیز وضعیت مشابهی دارد. او، میگوید که حاصل باغش از حدود ۴۰ سیر به کمتر از ۱۰ سیر کاهش یافته است. «بادامها را مریضی گرفته و گرد و خاک زیاد و کنه افتاده است. در اول بهار، سرمای بهاری آمد و تمام درختان را نیمهنصفه خراب کرد. حالا تمام قریهی ما به خاطر درخت بادام از بازار قرضداری میکنند؛ وقتی حاصلات درخت نشود، فقر و گرسنگی است. دسترخوان ما فرق کرده؛ یا نان و چای میخوریم یا یک وعده غذا را کم میکنیم که گذران شود. گوشت ماه یگان دفعه پیدا میشود یا نمیشود. قبلاً ایران، پاکستان یا کار در معدن زغالسنگ درهیصوف سمنگان بود؛ آن هم همهی شان از بین رفت. حس ناامیدی داریم که خدایا قرضدارها را چه کار کنیم و روزانه از کجا غذا بیاوریم؟ این زمستان کاش بچهها از گرسنگی نمیرند.»
نایبعلی ۳۵ساله از روستای «چهارسپان» شهرستان، نیز میگوید که حاصل باغش از حدود ۷۰ سیر به ۳۰ تا ۴۰ سیر رسیده است. «نبود آب است و مریضی؛ اول سال حشرات میگیرد و پوست بادام خشک میشود و به آسانی پروسس نمیشود. نهالهایی که عمر شان ۱۵ تا ۲۰ سال بود، در اثر خشکآبی از بین رفته اند. اصل اقتصاد مردم دایکندی بادام است؛ اگر بادام نباشد، دسترخوان آسیب میبیند و مردم خرج زمستان خود را پوره کرده نمیتوانند. امید باغدار همین درخت است و با وجود این همه سرمازدگی، تا توان داریم درختها را خشکشدن نمیگذاریم و مراقبت میکنیم.»
با این حال، کارشناسان، میگویند که بخشی از این آسیبپذیری به حساسیت درخت بادام در مرحلهی گلدهی مربوط میشود. یاسین کوثر، استاد دانشگاه و متخصص زراعت و باغداری، میگوید که تغییر در الگوی دما میتواند زمان گلدهی را تغییر دهد و اگر پس از گرمشدن هوا، سرمای ناگهانی رخ دهد، شکوفههای بادام آسیب میبینند. «بادام از جمله محصولاتی است که در اوایل بهار، بسیار زودتر از دیگر درختان رو به گلکردن میرود. حداقل ۱۵ سال پیش، فصلها بسیار مشخص و قابل تفکیک بود؛ زمستان سرد بود و به تدریج نزدیک بهار هوا گرم میشد. اما در سالهای اخیر، در اواخر زمستان یا اوایل بهار شدت گرمی هوا به صورت غیرعادی بالا میرود؛ درختان احساس بهار کرده و شروع به شکوفهزدن میکنند. متعاقب آن، نوسانات ناگهانی رخ میدهد، هوا به شدت سرد میشود و حتا برف میبارد. گلهای بادام در برابر درجهی حرارت پایین به شدت حساس اند و در دمای زیر صفر در یک شب به کلی صدمه میبینند. علاوه بر این، ابریبودن و بارندگی در روزهای گردهافشانی مانع القای طبیعی گلها شده و ثمردهی را به شدت پایین میآورد.»
از سوی دیگر، آقای آگاه، کارشناس محیطزیست و تغییر اقلیم، میگوید که سنتیبودن بسیاری از باغها، ضعف دانش باغداری و نبود آمادگی برای شرایط جدید اقلیمی، خسارتها را تشدید میکند. «تغییرات اقلیمی ضررهای سنگینی وارد کرده؛ چون ما آمادگی لازم را نداریم و باغهای ما عیار نشده است. به اساس معلومات من، شاید تنها ۲۰ درصد مردم ما باغدار مسلکی باشند؛ بقیه زمین شخصی دارند و سنتی پیش آمده اند. مسائلی مثل تنظیم پایههای گردهافشان و گردهگیرنده، جهت احداث باغ رو به آفتاب یا سایه و انتخاب مناطقی که بعد از حمل گل کنند، ۸۰ تا ۹۰ درصد روی حاصل اثرگذار اند. بارانهای بیوقتی که با زمان بازشدن گل بادام تلاقی میکند، اوضاع را از کنترل خارج کرده و نیازمند دگرگونی در شیوههای کهن است.»
با این حال، مشکل باغداران دایکندی جدا از بحران گستردهتر اقلیمی و معیشتی افغانستان نیست. سازمان بینالمللی مهاجرت، در «ارزیابی آسیبپذیری اقلیمی افغانستان» که در سطح سراسری انجام داده، میگوید که افغانستان با تشدید خشکسالی، سیلاب و رویدادهای شدید آبوهوایی روبهرو است و این مخاطرات بر معیشت، داراییها و جابهجایی مردم اثر گذاشته اند. این ارزیابی با بررسی جوامع در سراسر ۳۴ ولایت، میزان مواجهه، آسیبپذیری و ظرفیت سازگاری جوامع را بررسی میکند.
سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد، نیز میگوید که خشکسالی و شرایط خشک در سال ۲۰۲۵ بر تولید گندم دیم در بخشهایی از افغانستان اثر گذاشته و دایکندی از جمله ولایتهایی بوده که تولیدات زراعتی آن از شرایط خشک آسیب دیده است. فائو در ارزیابی خود، افزایش ناامنی غذایی را با مجموعهای از عوامل اقتصادی، کاهش فرصتهای معیشتی و اثرات شرایط خشک مرتبط دانسته است. بر اساس آخرین تحلیل طبقهبندی یکپارچهی مراحل امنیت غذایی (IPC) برای افغانستان، در سپتمبر و اکتبر ۲۰۲۵ حدود ۱۳.۸ میلیون تن در مرحلهی سوم یا بالاتر ناامنی غذایی قرار داشتند و برای دورهی نومبر ۲۰۲۵ تا مارچ ۲۰۲۶ این رقم حدود ۱۷.۴ میلیون تن پیشبینی شده بود. این نهاد تداوم خشکسالی، مشکلات اقتصادی و کاهش کمکهای بشردوستانه را از عوامل تشدیدکنندهی وضعیت دانسته است.
در همین حال، برنامهی جهانی غذا، میگوید که افغانستان در ۲۰۲۶ همچنان با یکی از شدیدترین بحرانهای گرسنگی روبهرو است و حدود ۱۷.۴ میلیون تن با ناامنی شدید غذایی مواجه اند. این سازمان خشکسالیهای مکرر و بیثباتی آبوهوا را در کنار بحران اقتصادی و سایر عوامل، از فشارهای اصلی بر معیشت و امنیت غذایی میداند. بنابراین، وقتی یک باغدار دایکندی میگوید که از سه وعدهی غذایی به یک یا دو وعده رسیده، این روایت را باید در یک تصویر بزرگتر دید: شوک اقلیمی زمانی به بحران انسانی تبدیل میشود که خانواده دیگر ظرفیت اقتصادی لازم برای جبران خسارت را نداشته باشد.
با این همه، استفاده از ارقام دیرگل پس از آزمایش و تأیید سازگاری با شرایط دایکندی، بهبود مدیریت آب، تقویت باغهای پیوندی، آموزش باغداران، مدیریت آفات و بیماریها و ایجاد سامانههای سریع اطلاعرسانی در بارهی سرما و شرایط آبوهوایی، میتواند بخشی از این راهکارهای کوتاهمدت در برابر آسیبهای اقلیمی باشد.
با این همه، رنج باغداران دایکندی یک پرسش بنیادین را پیش پای جهان میگذارد: وقتی قهر اقلیم نان شب یک خانوادهی روستایی را میدزدد، هزینهی این تاوان را چه کسی میپردازد؟ برای دهقان رمکک و شهرستان، «سازگاری اقلیمی» یک اصطلاح دهانپرکُن در نشستهای بینالمللی نیست؛ سازگاری برای او یعنی چند قطره آب بیشتر، شاخهچهای از بادام دیرگل، دارویی برای دفع آفت و هشداری ساده از رادیو تا زحمت یکسالهاش پیش از سپیدهدم یخ نزند.
در آستانهی برگزاری کنفرانس جهانی اقلیم (COP31) در آنتالیا، سازمان ملل متحد بار دیگر از امنیت غذایی و تمویل برنامههای سازگاری میگوید؛ اما این تعهدات روی کاغذ، زمانی ارزش انسانی مییابد که فاصله میان تالارهای مجلل اجلاس و دیگ و کاسهی خالی مردم در کوهپایههای دایکندی را پُر کند. در این میان، دستان پینهبستهی باغداران همچنان چشمانتظار حمایت نهادهای زراعتی است؛ هرچند تلاشها برای شنیدن پاسخ و برنامههای مسئولان محلی و وزارت زراعت تا زمان نشر این گزارش بینتیجه ماند.
اگر قرار است جهان از نجات زمین سخن بگوید، این نجات باید پیش از همه، از بازگرداندن برکت به دسترخوانِ خالی باغدار دایکندی آغاز شود.
منابع:
- UNFCCC (United Nations Framework Convention on Climate Change) – Reports and technical papers on Climate Action, Agriculture, and Food Security (Sharm el-Sheikh Joint Work / COP Global Climate Agenda).
- IPC (Integrated Food Security Phase Classification) – Afghanistan: Acute Food Insecurity Analysis and Climate Shock Vulnerability Updates.
- FAO (Food and Agriculture Organization of the United Nations) – Afghanistan Agriculture Drought and Climate Adaptation Assessments & Early Warning Monitoring.
- FEWS NET (Famine Early Warning Systems Network) – Afghanistan Food Security Outlook: Impacts of irregular precipitation, early spring temperature spikes, and household food deficits.
- WFP (World Food Programme) – Afghanistan Country Briefs: Household coping strategies, market debt trends, and rural livelihoods assessment.
گزارش از برنامهی «مسیر سبز»






