هرات سال‌هاست با بادهای 120روزه زندگی می‌کند؛ بادهایی که بخشی از اقلیم طبیعی حوزه سیستان و غرب افغانستان اند و از اواخر بهار تا تابستان و اوایل پاییز در این منطقه می‌وزند. اما مشکل فقط خود باد نیست. وقتی زمین خشک می‌شود، آب‌های زیرزمینی پایین می‌روند و پوشش گیاهی از بین می‌رود، بسترهای خشک رودخانه‌ها، تالاب‌ها و زمین‌های رهاشده در معرض باد قرار می‌گیرند. همان باد که روزی تنها یک پدیده‌ی اقلیمی بود، به وسیله‌ای برای بلندکردن خاک و انتقال گردوغبار تبدیل می‌شود.

پژوهش‌های علمی دربارهی حوزه‌ی سیستان نشان می‌دهد باد موسوم به «لوار» یا باد ۱۲۰روزه از اواسط ماه می تا اواسط سپتامبر بسیار فعال است. این باد از اختلاف فشار میان مناطق کوهستانی شمال افغانستان و مناطق گرم و خشک جنوب و غرب افغانستان و شرق ایران شکل می‌گیرد و توپوگرافی منطقه سرعتش را بیشتر می‌کند.

در مطالعهی ۴۱ ساله در ایستگاه زابل، میانگین طول این دوره حدود ۱۳۵ روز با نوسان قابل توجه سالانه برآورد شده است. بنابراین پرسش امروز تنها این نیست که باد چند روز می‌وزد؛ پرسش این است که زمین در برابر این باد چقدر آسیب‌پذیر شده است؟

پاسخ را می‌توان در زمین‌های خشک، باغ‌های آسیب‌دیده، ریگ‌های روان و در چشم‌ها و ریه ی باشندگان هرات دید. باد شدید، خشکی، نبود پوشش گیاهی و زمین‌های بی‌محافظ، وقتی کنار هم می‌آیند، شرایط را برای طوفان‌های گردوغبار مساعد می‌کنند.

مطالعات حوزهی سیستان نشان می‌دهد کاهش بارندگی، افزایش خشکی و کاهش پوشش گیاهی با افزایش فعالیت گردوغبار ارتباط دارد و بسترهای خشک هامون به یکی از منابع مهم گردوغبار منطقه تبدیل شده‌اند. پژوهشی دربارهی ۲۳ سال داده‌های سیستان هم نشان داده که بیشترین فعالیت گردوغبار در جون، جولای و آگست رخ می‌دهد و سرعت باد، بارندگی و پوشش گیاهی از عوامل مهم مؤثر بر شدت آن بوده‌اند. یعنی مسئله تنها هواشناسی نیست؛ وضعیت زمین هم در شدت‌گرفتنش نقش دارد. و این برای غرب افغانستان اهمیت ویژه‌ای دارد، چون هرات در مجاورت همین سامانهی اقلیمی قرار گرفته و خشکسالی‌های پی‌هم، کاهش منابع آب و تخریب پوشش گیاهی می‌تواند آسیب‌پذیری زمین را بیشتر کند.

در ولسوالی‌های هرات، این تغییرات فقط در نمودارهای اقلیمی دیده نمی‌شود؛ دهقان آن را در مزرعهی خودش لمس می‌کند.

فریدون، یکی از دهقانان قریهی زیارت‌جاه، می‌گوید بادهای شدید در کنار کمبود آب، زمین‌های زراعتی را با مشکل جدی روبه‌رو کرده است: «این بادهایی که حالا جریان دارد، بسیار به کشاورزی ضرر می‌رساند. آب بسیار کم است؛ امروز زمین‌ها را آب می‌دهی، فردا پس خشک است. بادها زمین را سریعاً خشک و تشنه می‌کنند و خاک را خراب می‌سازند. امسال بادهای ۱۲۰ روزه با گرمای شدید یکجا شد و بالای حاصلات ما آفت آورد؛ به‌ویژه به باغ‌های انگور صدمهی جدی زد.»

او از کاهش شدید حاصلات نیز سخن می‌گوید: «امسال نظر به سال گذشته، ۸۰ فیصد حاصلات ما به کلی خراب شد و تنها توانستیم از ۲۰ فیصد مزارع خود بهره‌برداری کنیم. در سال‌های پیش اگر آفات زراعتی ۲۰ تا ۳۰ فیصد بود، حالا بیش از ۴۰ فیصد زیادتر شده است. حشرات و کفشک‌ها با همین بادهای خشک و مداوم طغیان کردند. هر چه ادویهٔ ضد آفت و دوا زدیم، هیچ جلوش گرفته نشد، چرا که شدت و مدت بادها امسال بسیار طولانی بود.»

این ارقام روایت یک دهقان است و برای تبدیل‌شدن به آمار علمی و رسمی، به بررسی مستقل اداره زراعت و منابع تحقیقاتی نیاز دارد. با این حال، همین روایت محلی نشان می‌دهد که فشار باد و خشکی فقط در نمودارها نیست و مستقیم بر معیشت خانواده‌ها می‌نشیند.

فریدون از پیامدهای صحی هم می‌گوید: «این گردوخاک که بالا می‌شود، مریضی‌های زیادی آورده است؛ گلو دردی، سرفه‌های خشک و امراض شش، به خاطری که خاک در هوا معلق است و بیشتر مردم توان خرید یا فرهنگ پوشیدن ماسک را ندارند.»

به گفتهٔ او، فاصلهٔ مراکز صحی دسترسی خانواده‌های روستایی به درمان را دشوارتر می‌کند. در ولسوالی غوریان، مشکل شکل دیگری دارد. اینجا باد تنها رطوبت خاک را از بین نمی‌برد؛ گاهی ریگ را هم با خود حرکت می‌دهد. طاها کیهانی، از باشندگان قریهٔ کیان غوریان، می‌گوید: «شمال‌ها و بادهای ۱۲۰ روزه از دهه‌ها پیش در این منطقه بوده است. از سرک بالا، سرک شاهراه اسلام‌قلعه، چه طرف شمال و چه طرف جنوب رودخانه، مردم و دولت‌های گذشته درختان را کاشتند تا جلو باد و حرکت ریگ‌ها گرفته شود.»

او از تجربهٔ سال‌های گذشته نیز یاد می‌کند: «در گذشته‌ها شدت باد به حدی بود که یادم است در پنج پیش، دیوارهای مردم تا چهار متر زیر خاک و ریگ می‌رفت. وجود همین کمربندهای درختی بود که خاک‌باد را کمتر ساخت.»

روایت کیهانی یک نکتهٔ مهم دارد: پوشش گیاهی می‌تواند مثل یک سپر طبیعی در برابر فرسایش بادی عمل کند. اما این سپر زمانی از بین می‌رود که بوته‌زارها تخریب شوند. او می‌گوید: «در همین سال‌های اخیر، برخی افراد ناآگاه به بهانهٔ اینکه داخل جنگلات حیوانات وحشی مثل خوک پناه برده و به زمین‌ها آسیب می‌زنند، آمدند و درختان و بته‌ها را خشک کردند و سوزاندند تا حیوانات فرار کنند. این کار فاجعه‌بار است.»

کیهانی تأکید می‌کند که حفاظت از پوشش گیاهی باید به مسئولیت مشترک مردم و نهادهای مسئول تبدیل شود. او از آسیب باد و گردوغبار به باغ‌های میوه هم می‌گوید: درختان میوه در برابر شدت باد آسیب می‌بینند و حتی درختان چندساله از ریشه کنده می‌شوند.

روزهایی که ریزگردها می‌رسند خاک‌باد در هوا چه می‌کند؟

وقتی مردم از «خاک‌باد» حرف می‌زنند، در واقع دربارهٔ مجموعه‌ای از ذرات معلق در هوا صحبت می‌کنند. سازمان جهانی بهداشت می‌گوید طوفان‌های شن و گردوغبار می‌توانند کیفیت هوا را کاهش دهند و با افزایش خطر بیماری‌های تنفسی و قلبی‌عروقی ارتباط داشته باشند. ذرات ریزتر، به‌ویژه PM2.۵، می‌توانند به بخش‌های عمیق ریه نفوذ کنند، و این سازمان تأکید دارد که مواجهه با ذرات PM10 و PM2.۵، چه کوتاه‌مدت و چه بلندمدت، می‌تواند پیامدهای تنفسی و قلبی‌عروقی داشته باشد. پس خاک‌باد برای همه یکسان نیست. کودکان، سالمندان و کسانی که بیماری تنفسی یا قلبی دارند، در برابر آلودگی هوا آسیب‌پذیرترند.

داکتر عبدالناصر آخندزاده، متخصص امراض چشم در هرات، می‌گوید گردوغبار، مواد معلق و گردهٔ نباتی می‌توانند حساسیت‌های چشمی را تحریک یا تشدید کنند: «خود گردوخاک همراه با شدت باد، و همچنین مواد کیمیاوی معلق و گرده‌های نباتی که در هوا پخش می‌شوند، از محرک‌های اصلی بروز یا تشدید آلرژی‌ها و حساسیت‌های چشمی هستند.»

سرخی، خارش، سوزش و اشک‌ریزی از نشانه‌های رایج است. او دربارهٔ یک عادت رایج هشدار می‌دهد: «یک عادت بسیار غلط و خطرناک در میان مردم این است که برای کاهش خارش، چشم‌های خود را با دست مالش می‌دهند.»

به گفتهی او، ورود ذرات و اجسام خارجی به چشم، به‌ویژه هنگام موتورسواری و بایسکل‌سواری، خطر جدی دارد و در روزهای وزش بادهای ۱۲۰ روزه، ماسک و عینک مناسب هنگام کار و رفت‌وآمد در فضای باز اهمیت زیادی دارد.

داکتر عبدالقدوس حیدریان، متخصص امراض داخله و تنفسی، می‌گوید مشکل وقتی جدی‌تر می‌شود که گردوغبار با دیگر منابع آلودگی هوا همراه شود: «زمانی که خاک خشک با ذرات آلاینده دیگر ترکیب می‌شود و شخص آن را استنشاق می‌کند، عوارض تنفسی به‌گونه‌ای خطرناک شعله‌ور می‌گردد.»

به گفتهی او، ذرات گردوغبار می‌توانند مجاری تنفسی را تحریک کنند و سرفه، افزایش بلغم، تنگی نفس و تشدید حملات آسم در افراد حساس را در پی داشته باشند. در روزهایی که بادهای ۱۲۰ روزه گردوخاک به پا می‌کنند، به تأکید او استفاده از ماسک مناسب الزامی است.

تجربهی هرات نشان می‌دهد پاسخ فقط ساختن دیوار یا جنگیدن مستقیم با باد نیست. راه‌حل باید از زمین شروع شود. هرچه پوشش گیاهی سالم‌تر باشد، خاک کمتر در معرض فرسایش بادی قرار می‌گیرد. هرچه مدیریت آب بهتر باشد، زمین کمتر خشک و آسیب‌پذیر می‌شود. و هرچه سامانهی هشدار و اطلاع‌رسانی بهتر باشد، مردم فرصت بیشتری برای محافظت از خود و دارایی‌شان خواهند داشت.

با این‌حال، اداره ملی حفاظت محیط زیست افغانستان در برنامه‌های اخیرش بر احیای پوشش نباتی در هرات تأکید کرده است. این اداره اعلام کرده که غرس ده‌ها هزار نهال در مسیر شاهراه‌های هرات ـ اسلام‌قلعه و هرات ـ تورغندی، با هدف احیای پوشش نباتی و کاهش آثار منفی تغییرات اقلیمی، در حال اجراست.

مسئولان محیط زیست هرات از غرس گونه‌های مقاوم به خشکی، از جمله تاغ و گز، به‌عنوان بخشی از برنامه‌های مقابله با بیابان‌زایی یاد می‌کنند. حامد الهام، مسئول ارتباطات ریاست حفاظت محیط زیست هرات، می‌گوید: «هرات از ولایت‌هایی است که مستقیماً در دالان وزش بادهای ۱۲۰ روزه موقعیت دارد. استراتژی اساسی ما برای مهار بیابان‌زایی و لطیف‌تر کردن شدت بادها، غرس و تکثیر بته‌ها و گونه‌های متناسب با اقلیم خشک، به‌ویژه درختچه‌های تاغ و گز است.»

به گفتهی او، در محورهای مختلف هرات برنامه‌های احیای پوشش گیاهی دنبال می‌شود و سال گذشته در ولسوالی‌های مرزی کوهسان و کشک رباط‌سنگی صدها هزار بوتهی مقاوم غرس شده است. او همچنین از همکاری نهادهای بین‌المللی در برخی پروژه‌های نهال‌شانی یاد می‌کند.

اما تجربهی جهانی مدیریت گردوغبار پیام روشنی دارد: کاشت نهال بدون حفاظت، آبیاری پایدار، انتخاب گونهی مناسب و مشارکت مردم، به‌تنهایی نمی‌تواند بیابان‌زایی را متوقف کند.

از هرات تا آنتالیا؛ پیام «مسیر سبز» به کاپ ۳۱

امسال، وقتی نمایندگان کشورهای جهان در COP31 در آنتالیا گرد هم می‌آیند، هرات می‌تواند یکی از صداهای مناطق خشک و آسیب‌پذیر جهان باشد.

صدای هرات این نیست که بادهای ۱۲۰ روزه را متوقف کنید. این باد بخشی از طبیعت منطقه است. پیام هرات این است: کمک کنید زمین در برابر این بادها مقاوم‌تر شود. افغانستان برای مقابله با گردوغبار و پیامدهای تغییر اقلیم، تنها به پروژه‌های کوتاه‌مدت نیاز ندارد؛ به سرمایه‌گذاری پایدار در سازگاری نیاز دارد.

ارقام و ادعاهای دهقانان و باشندگان، روایت شخصی آن‌هاست و آمار رسمی نیست. اطلاعات علمی این گزارش بر پژوهش‌های حوزهی سیستان (ایستگاه زابل و داده‌های ۲۳ ساله)، توضیحات سازمان جهانی بهداشت و سازمان جهانی هواشناسی، و اعلامیه‌های اداره ملی حفاظت محیط زیست افغانستان و ریاست محیط زیست هرات استوار است.

گزارشی از برنامه‌ی  «مسیر سبز»

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: