از واخان تا هرات؛ حیوانات در افغانستان در خط مقدم تغییر اقلیم

افغانستان از کشورهای بسیار آسیب‌پذیر در برابر تغییرات اقلیمی است و برنامه‌ی توسعه‌ای ملل متحد، می‌گوید که میانگین دما در این کشور از ۱۹۵۰ تاکنون حدود ۱٫۸ درجه‌ی سانتی‌گراد بالا رفته و خشک‌سالی، سیلاب و دیگر رویدادهای شدید اقلیمی فشار بیش‌تری بر زندگی مردم آورده است.

تقویم کاشت در برابر تغییر اقلیم؛ پیام کشاورزان در کاپیسا به کاپ ۳۱

سال‌هاست که دهقانان کاپیسا زمان کشت را از روی تجربه می‌شناسند؛ میزان، عقرب و قوس برای کشت برخی محصولات، جوزا و سرطان برای کشت‌های تابستانی و باران، رطوبت خاک و گرمی و سردی هوا برای تشخیص زمان مناسب کار در زمین؛ اما امروز بخشی از این تقویم قدیمی با پرسش تازه‌ای روبه‌رو شده است. وقتی بارندگی کم یا نامنظم می‌شود، زمستان‌ها کم‌برف‌تر می‌شوند و گرما شدت می‌گیرد، آیا همان تقویمی که نسل‌های گذشته بر اساس آن کشت می‌کردند، هنوز می‌تواند راهنمای مطمئنی برای دهقانان باشد؟

بادهای ۱۲۰روزه‌ی هرات؛ زنگ خطر تغییر اقلیم در آستانه‌ی کاپ ۳۱

هرات سال‌هاست با بادهای ۱۲۰روزه زندگی می‌کند؛ بادهایی که بخشی از اقلیم طبیعی حوزه سیستان و غرب افغانستان اند و از اواخر بهار تا تابستان و اوایل پاییز در این منطقه می‌وزند. اما مشکل فقط خود باد نیست. وقتی زمین خشک می‌شود، آب‌های زیرزمینی پایین می‌روند و پوشش گیاهی از بین می‌رود، بسترهای خشک رودخانه‌ها، تالاب‌ها و زمین‌های رهاشده در معرض باد قرار می‌گیرند. همان باد که روزی تنها یک پدیده‌ی اقلیمی بود، به وسیله‌ای برای بلندکردن خاک و انتقال گردوغبار تبدیل می‌شود.

مواشی لاغر و چراگاه‌های تشنه؛ پیام مال‌داران فاریاب به «کاپ ۳۱»

در دشت‌ها و روستاهای فاریاب، خشک‌سالی دیگر تنها به زمین‌های زراعتی محدود نمانده است؛ چراگاه‌ها کم‌تر شده، علوفه گران‌تر شده و گرمای شدید، زندگی مواشی را دشوارتر کرده است. برای خانواده‌هایی که گاو و گوسفند هم‌زمان منبع غذا، درآمد و پشتوانه‌ی اقتصادی آنان است، ضعیف‌شدن یک حیوان فقط کاهش یک دارایی نیست؛ می‌تواند به معنای کاهش شیر و گوشت، ازدست‌رفتن درآمد و دشوارترشدن تأمین غذای خانواده باشد.

بادام دایکندی زیر فشار تغییر اقلیم؛ دسترخوان‌های خالی، پیام افغانستان به «کاپ ۳۱»

در دامنه‌های کوهستانی دایکندی، سوختن شکوفه‌های بادام در سرمای ناگهانی بهار و خشک‌سالی‌های پی‌درپی، تنها داستان نابودی یک محصول زراعتی نیست؛ روایتی عریان از کوچک‌شدن دسترخوان خانواده‌هایی است که میان فروش واپسین مواشی، قرض‌داری از دکان‌ها و حذف وعده‌های غذایی دست‌وپا می‌زنند. در حالی که هشدارهای سازمان‌های بین‌المللی مانند فائو و برنامه‌ی جهانی غذا از سقوط معیشت‌های روستایی افغانستان به ورطه‌ی بحران حاد غذایی خبر می‌دهند، صدای باغ‌داران دایکندی به پیش‌واز اجلاس جهانی اقلیم می‌رود تا یادآوری کند: برای مردمی که زحمت یک‌ساله‌ی ‌شان در چند ساعت یخ می‌زند، «سازگاری اقلیمی» نه یک بیانیه‌ی تشریفاتی روی کاغذ، بل نبردی روزمره میان مرگ درختان و لقمه‌نانی برای بقای فرزندان است.

۳۰ هزار مهاجر اقلیمی در فراه؛ روایتی برای «کاپ ۳۱»

فراه سال‌ها یکی از مناطق مهم زراعتی افغانستان بوده است؛ اما امروز در بخش‌هایی از این ولایت، نشانه‌های یک بحران عمیق آبی به‌ وضوح دیده می‌شود. این وضعیت ناپایدار اقتصادی، هزینه‌های کمرشکنی را به کشاورزان فرودست به وجود آورده است. حفر چاه عمیق میان ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار افغانی هزینه دارد؛ رقمی که پرداخت آن برای بیش‌تر روستانشینان غیرممکن است.

از ذوب یخچال‌ها تا کوچ اقلیمی؛ بدخشان چه هشداری برای «کاپ ۳۱» دارد؟

یخچال‌های طبیعی افغانستان در فاصله‌ی ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۵ حدود ۱۳.۸ درصد، یعنی ۴۰۶ کیلومترمربع از مساحت خود را از دست داده ‌اند؛ در حالی که ۹۲ درصد مساحت یخچال‌های کشور در حوزهی پنج‌آمو متمرکز است و مدل‌های اقلیمی کاهش ۱۰ تا ۲۰درصدی جریان آب آمو را در دهه‌های آینده محتمل می‌دانند. با این حال، افغانستان هنوز در سال ۲۰۲۶ آمار دقیق و سراسری از وضعیت کنونی یخچال‌هایش ندارد. کوهستان‌های پامیر و واخان در بدخشان، یکی از مهم‌ترین مناطق یخچالی افغانستان و بخش بالادست حوزه‌ی آب‌ریز پنج‌آمو به شمار می‌روند.