فراه سال‌ها یکی از مناطق مهم زراعتی افغانستان بوده است؛ اما امروز در بخش‌هایی از این ولایت، نشانه‌های یک بحران عمیق آبی به‌ وضوح دیده می‌شود. این وضعیت ناپایدار اقتصادی، هزینه‌های کمرشکنی را به کشاورزان فرودست به وجود آورده است. حفر چاه عمیق میان ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار افغانی هزینه دارد؛ رقمی که پرداخت آن برای بیش‌تر روستانشینان غیرممکن است.

محمد نادر، باشنده‌ی ولسوالی خاک‌سفید فراه، می‌گوید که حدود ۱۳ سال پیش باغ‌داری منبع درآمد خانواده‌اش بود؛ اما با کاهش آب، باغ‌ها یکی پس از دیگری خشک شدند و در نهایت درختان را قطع کردند و برای گرم‌کردن خانه در بخاری سوزاندند. «۱۳ سال پیش هر طرف می‌رفتیم، آبادی بود و باغ‌داری چرخ زندگی ما را می‌چرخاند. حالا تمام درختان خشک شده‌ اند و همه را اره کرده در بخاری سوزاندیم. قریه‌ی ما چهار هزار فامیل داشت، اما حالا کم‌تر از ۱۵۰ فامیل باقی مانده ‌اند. وقتی طرف باغ‌های خشک‌شده می‌رویم، احساس می‌کنیم وارد قبرستان شده‌ایم.»

افت حاصلات زراعی و زیان مالی کشاورزان، بحران معیشتی را عمیق‌تر کرده است. ناتوانی در پوشش هزینه‌های اولیه‌ی کشت، سبب شده که کشاورزی دیگر اقتصادی نباشد و برای خانواده‌هایی که زندگی شان به زمین و باغ وابسته است، خشک‌شدن باغ به معنای ازدست‌رفتن درآمد و افزایش هزینه‌های زندگی است.

عبدالمنان، باشنده‌ی روستای «ده‌عشق» ولسوالی پشت‌رود، نیز می‌گوید چهار یا پنج باغی که خانواده‌اش داشت، همه خشک شده است. به گفته‌ی او، چاهی که زمانی با عمق حدود ۵۰ متر آب داشت، اکنون تا ۱۵۰ متر حفر شده؛ اما باز هم آب برای آبیاری کافی نیست. «ما این وضعیت را پیش‌بینی کرده بودیم؛ زیرا چاهی که قبلاً ۵۰ متر عمق داشت، اکنون تا ۱۵۰ متر حفر کرده‌ایم، اما باز هم کشاورز می‌گوید که آب وجود ندارد و ممکن است نتواند زمین‌هایش را آبیاری کند. تمام درختان و باغ‌ها خشک شده‌ اند. اکنون فقط به اندازه‌ای آب پیدا می‌شود که نیازهای روزمره‌ی کشت و زراعت را تأمین کند؛ برای باغ‌ها آب کافی وجود ندارد.»

بحران حتا به کشت گندم نیز رسیده است. او، می‌گوید زمینی که در گذشته حدود ۲۰ خروار گندم حاصل می‌داد، اکنون تنها هفت خروار محصول می‌دهد؛ یعنی بر بنیاد همین نمونه، میزان تولید حدود دو سوم کاهش یافته است. در کنار کاهش محصول، هزینه‌ی تولید نیز افزایش یافته است. عبدالمنان، می‌گوید که حفر چاه‌های عمیق ۱۵۰ تا ۲۰۰متری هزینه‌ی زیادی دارد و همه کشاورزان توان پرداخت آن را ندارند.

اما کسانی که برای نجات زمین‌های شان به چاه‌های عمیق و پمپ‌های سولری رو آورده ‌اند، نیز با مشکل دیگری روبه‌رو هستند؛ کاهش مداوم سطح آب‌های زیرزمینی. فرید، باشنده‌ی روستای «پنجله» فراه، می‌گوید که در گذشته سطح آب در چاه‌ها حدود ۱۳ تا ۱۵ متر بود؛ اما اکنون برای رسیدن به آب در برخی مناطق باید ۱۲۰ تا ۱۵۰ متر زمین را حفر کرد. «اکثر مردم مجبور و مکلف به این هستند که به خاطر آب‌خوردن خود و به خاطر نفقه پیداکردن خود چاه داشته باشند. اگر قرض می‌کند یا از هر جای می‌کند، باید چاه حفر کند. چند سال پیش که آب بلند بود، اگر همه روز واترپمپ روشن می‌بود، آب خشک نمی‌کرد. قبلاً چاه‌ها در ۱۳ یا ۱۵ متر آب داشت، حالا به ۱۲۰ متر و حتا به ۱۵۰ متر آب به دست می‌آید.»

اما این تلاش برای دست‌رسی به آب، خود به یک چرخه‌ی نگران‌کننده تبدیل شده است: هرچه چاه‌های عمیق بیش‌تر می‌شود، فشار بر منابع زیرزمینی نیز بیش‌تر می‌شود. محمد داوود، باشنده‌ی ولسوالی بکوا، می‌گوید که در برخی مناطق چاه‌ها تا حدود ۲۰۰ متر عمیق شده ‌اند و برای آبیاری یک یا دو قطعه زمین، چندین چاه و تجهیزات مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به گفته‌ی او، کاهش آب تنها یک مشکل زراعتی نیست؛ هزینه‌ی سولر، پمپ، لین و حفر دوباره‌ی چاه‌ها نیز بر دوش کشاورزان افتاده است. «در ولسوالی بکوا چاه آب سطح آبش به ۱۰۰ متر گل‌آب رسیده. بعد از ۱۰۰ متر این‌ها 200 متر حفر می‌کنند… این مشکلات مردم بی‌حد زیاد است؛ مردم به کوچ و مهاجرت مجبور شده اند؛ زیادتر شان طرف نیمروز و فراه به دلیل کم‌بودی آب مهاجرت کردند.»

مسعود، یکی دیگر از باشندگان بکوا، می‌گوید که حدود ۸۰ درصد باغ‌های مردم در منطقه‌ی شان در اثر خشک‌سالی و پایین‌رفتن سطح آب خشک شده است. او، می‌گوید حتا باغ‌هایی که هنوز باقی مانده ‌اند، برای زنده‌ماندن به هزینه‌های سنگین نیاز دارند؛ تا جایی که برخی خانواده‌ها مجبور شده ‌اند درآمد باغ را دوباره برای حفر چاه و خرید تجهیزات آب مصرف کنند.

او، می‌افزاید: «باغ‌داران برای زنده‌نگه‌داشتن درختان، هر سال درآمد باغ را صرف خرید سولر و حفر چاه‌های عمیق‌تر می‌کنند؛ زیرا سطح آب زیرزمینی پایین رفته و خشک‌سالی و گرما شدیدتر شده است. گرمای شدید باعث سوختن و زردشدن برگ‌های درختان و کاهش توان تولیدی باغ‌ها شده است. با وجود این مشکلات، خانواده‌ها به دلیل وابستگی کامل به باغ‌داری و مال‌داری، امکان ترک منطقه را ندارند و مجبور اند با هزینه‌های سنگین برای حفظ همین چند درخت باقی‌مانده تلاش کنند.»

به این ترتیب، بحران آب یک تناقض تلخ ایجاد کرده است: کشاورز برای نجات باغ خود بیش‌تر هزینه می‌کند، اما همان آب محدود نیز هر روز دست‌رس‌ناپذیرتر می‌شود. با این حال، عبدالله علی‌زی، کارشناس زراعت و تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی و استخراج بی‌رویه‌ی آب‌های زیرزمینی را از عامل‌های اصلی کاهش سطح آب می‌داند. او، می‌گوید که افت سطح آب‌های زیرزمینی نه تنها کشت‌زارها را نابود کرده، بل پوشش گیاهی و جنگل‌های بومی منطقه را نیز از بین برده است. این مسئله موجب فرسایش شدید خاک و وزش توفان‌های شن در فراه شده است.

او، می‌گوید: «خشک‌سالی و استخراج بی‌رویه، کوفیر (سفره‌های آب زیرزمینی) را به شدت تخلیه کرده است. ازبین‌رفتن بوته‌ها و پوشش گیاهی در غرب فراه، موجب فرسایش خاک شده و توفان‌های شن سالانه کانال‌ها و مزارع را پر می‌کنند. کاهش رطوبت هوا و گرمای بی‌سابقه، کیفیت و میزان بازدهی محصولات را به شکل چشم‌گیری پایین آورده است.»

او، تأکید می‌کند که برای جلوگیری از تشدید بحران، سه اقدام اساسی ضروری است: مدیریت آب‌های جاری، جلوگیری از استخراج بی‌رویه‌ی آب‌های زیرزمینی و استفاده از روش‌های اقتصادی آبیاری. این کارشناس، هم‌چنین پیشنهاد می‌کند که کشاورزان به جای اصرار بر محصولاتی که آب زیادی نیاز دارند، با توجه به شرایط اقلیمی منطقه، گونه‌های مقاوم‌تر و کم‌آب‌بر را انتخاب کنند و از سیستم‌هایی مانند آبیاری قطره‌ای و بارانی استفاده کنند.

اما پیامد این بحران تنها در زمین‌های خشک‌شده دیده نمی‌شود؛ روستاها نیز در حال تغییر اند. محمد نادر، می‌گوید روستایی که زمانی حدود چهار هزار خانواده داشت، اکنون کم‌تر از یک‌ونیم هزار خانواده در آن باقی مانده است. او، می‌گوید: «بسیاری از اعضای خانواده‌ی ما و مردم قریه به شهرها رفته ‌اند و تنها شماری از خانواده‌ها هنوز در محل باقی مانده ‌اند.»

در ولسوالی بکوا نیز باشندگان از مهاجرت خانواده‌ها به نیمروز و دیگر مناطق به دلیل کم‌بود آب سخن می‌گویند. مفتی احمد، رییس امور مهاجرین و عودت‌کنندگان فراه، نیز تأیید می‌کند که خشک‌سالی و کم‌بود آب سبب بی‌جاشدن شماری از خانواده‌ها شده است. به گفته‌ی او، در سروی‌های انجام‌شده حدود ۳۰ هزار تن در فراه ثبت شده‌ اند که به دلیل‌های مختلف از جمله خشک‌سالی و کم‌بود آب، از یک ولسوالی به مرکز یا از یک ولسوالی به ولسوالی دیگر منتقل شده ‌اند.

او، می‌گوید: «بر اساس سروی‌های انجام‌شده، حدود ۳۰ هزار تن به دلیل خشک‌سالی و کم‌بود آب بی‌جا شده و از ولسوالی‌ها به مرکز یا مناطق دیگر منتقل شده ‌اند. در گذشته برنامه‌های کمک نقدی داشتیم؛ اما در حال حاضر این کمک‌ها متوقف شده است. اگر مدیریت آب صورت نگیرد، آوارگی اقلیمی افزایش خواهد یافت.»

این جا دیگر مسئله تنها «کم‌بود آب» نیست؛ مسئله این است که وقتی آب نباشد، زراعت از بین می‌رود؛ وقتی زراعت از بین برود، درآمد خانواده کاهش می‌یابد و وقتی درآمد نباشد، ماندن در روستا دشوار می‌شود. در چنین شرایطی، مهاجرت می‌تواند به آخرین گزینه‌ی خانواده‌هایی تبدیل شود که دیگر توان ادامه‌ی زندگی در زمین‌های شان را ندارند.

با این حال، مسئولان، می‌گویند که برای مدیریت بخشی از این بحران، پروژه‌های آبی در حال اجرا است. مطیع‌الله عابد، سخن‌گوی وزارت آب و انرژی، می‌گوید که کاهش بارندگی یکی از عمده‌ترین مشکلات ناشی از تغییرات اقلیمی در افغانستان است.

او، از آغاز کار بند «بخش‌آباد» فراه خبر می‌دهد و می‌گوید که با ساخت این بند، بخشی از مشکلات مربوط به آب زیرزمینی، آب سطحی، زراعت و برق برطرف خواهد شد. «تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی به تمام ولایت‌ها آسیب زده است. در فراه کار ساخت بند برق و ذخیره‌سازی بخش‌آباد آغاز شده و به مراحل خوبی رسیده است. با تکمیل این بند می‌توان کم‌بود آب زیرزمینی، آب زراعتی و مشکل برق منطقه را تا حد زیادی برطرف کرد.»

اما کارشناسان و باشندگان فراه، تأکید دارند که حل بحران آب تنها با ایجاد یک پروژه ممکن نیست. فراه به مدیریت هم‌زمان آب‌های سطحی و زیرزمینی، کنترل برداشت از آب‌خوان‌ها، اصلاح شیوه‌های آبیاری و سازگاری زراعت با شرایط جدید اقلیمی نیاز دارد.

تجربه‌ی فراه نشان می‌دهد که تغییرات اقلیمی یک مفهوم انتزاعی برای آینده نیست، بل که واقعیتی ملموس است که هم‌اکنون در حال ویران‌کردن زندگی میلیون‌ها انسان است و شاید همین تجربه‌ی فراه، پیامی باشد که افغانستان باید در مسیر نشست‌های جهانی اقلیم از جمله COP31، با خود داشته باشد؛ کشوری که سهم اندکی در ایجاد بحران اقلیمی دارد، اما هزینه‌ی آن را در خشک‌شدن منابع آب، نابودی زراعت و مهاجرت شهروندانش می‌پردازد.

مسئله اکنون این است: آیا می‌توان پیش از این که روستاهای بیش‌تری خالی شوند، آب را مدیریت کرد و زندگی را در این مناطق نگه داشت؟

گزارش از برنامه‌ی «مسیر سبز»

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: