افغانستان از کشورهای بسیار آسیب‌پذیر در برابر تغییرات اقلیمی است و برنامه‌ی توسعه‌ای ملل متحد، می‌گوید که میانگین دما در این کشور از ۱۹۵۰ تاکنون حدود ۱٫۸ درجه‌ی سانتی‌گراد بالا رفته و خشک‌سالی، سیلاب و دیگر رویدادهای شدید اقلیمی فشار بیش‌تری بر زندگی مردم آورده است.

پروفایل خطر اقلیمی بانک جهانی نیز هشدار می‌دهد که در دهه‌های پیش‌رو، افغانستان با گرمای بیش‌تر، تغییر الگوی بارندگی، احتمال بالاتر خشک‌سالی و گسترش مناطق خشک روبه‌رو خواهد بود؛ تغییراتی که می‌تواند اکوسیستم‌ها را جابه‌جا کند و از تنوع زیستی بکاهد.

اما این تغییرات در زندگی روزمره‌ی حیوانات چه شکلی دارد؟

لطف‌الله رشیدی، باشنده‌ی ولسوالی واخان بدخشان، می‌گوید که نسبت به حدود ده سال پیش، شمار دام‌های اهلی در روستای آنان کم شده است. به باور او، علاقه‌ی مردم به مال‌داری با خشک‌سالی و کم‌بود علوفه رابطه‌ی مستقیم دارد.

او از تغییر حضور حیوانات وحشی هم می‌گوید: «گرگ، روباه و شغال هنوز استند، اما مثل گذشته در اطراف روستاها دیده نمی‌شوند. وقتی منابع طبیعی کم می‌شود، بعضی حیوانات وحشی برای یافتن غذا به محل نگه‌داری دام‌ها نزدیک می‌شوند و درگیری میان مردم و حیات‌وحش بیش‌تر می‌شود.»

سید‌قیوم هاشمی، آگاه حیات ‌وحش، این روایت را تأیید می‌کند. او می‌گوید که خشک‌سالی از دو مسیر بر حیوانات اثر می‌گذارد: نخست، با کم‌کردن پوشش گیاهی و منابع غذایی؛ دوم، با ازمیان‌بردن پناهگاه‌ها و زیست‌گاه‌های طبیعی. «انسان‌ها باید در حفاظت از جوامع حیوانی و حیات‌وحش همیار و حامی باشند؛ از قطع بی‌رویه‌ی جنگل‌ها و تغییر کاربری زمین جلوگیری کنند و سطح آگاهی مردم در باره‌ی حفاظت از حیوانات و نباتات را افزایش دهند.»

به گفته‌ی هاشمی این‌گونه یک زنجیره‌ شکل می‌گیرد: «کاهش بارندگی، کاهش آب، کاهش پوشش گیاهی، کاهش غذا، جابه‌جایی حیوانات، تماس بیش‌تر با انسان‌ها خطر بیش‌تر درگیری و شکار.»

در نورستان، مسئله رنگ دیگری دارد.

محمدکریم، باشنده‌ی این ولایت، می‌گوید در گذشته آهو، بز کوهی، گرگ، روباه، شغال، پلنگ، خرس و پرندگان گوناگون در منطقه‌ی آنان بیش‌تر دیده می‌شد؛ اما حالا بسیاری از این حیوانات کم‌تر پیدا می‌شوند. او کاهش بارندگی، کم‌شدن آب و غذا، تخریب جنگل و فشار انسانی را از دلایل این وضعیت می‌داند و می‌گوید در زمستان، برخی حیوانات برای یافتن آب و غذا به مناطق مسکونی می‌آیند. «کم‌شدن بارندگی و آب، منابع غذایی حیوانات را نیز کم کرده است. به همین دلیل، بسیاری از حیوانات و پرندگان به مناطق دورتر و کوهستانی رفته و گاهی برای پیدا کردن آب و غذا به روستاها نزدیک می‌شوند.»

محمدخادم محمدی، کارشناس حیات وحش در امریت منابع طبیعی ریاست آبیاری و مالداری نورستان، می‌گوید گرمای بیش‌تر و کم‌شدن آب و خوراک می‌تواند زیست‌گاه حیوانات را تغییر دهد. به گفته‌ی او، گونه‌هایی که به محیط سرد وابسته‌اند ممکن است برای رسیدن به شرایط مناسب‌تر، به مناطق سردتر و بلندتر بروند.

او پلنگ برفی، آهو، گرگ و خرس سیاه را از جمله حیوانات نورستان می‌شمارد و هشدار می‌دهد که کاهش جنگل، آب و غذا می‌تواند بر زادآوری و بقای این گونه‌ها اثر بگذارد. «افزایش دما و کاهش آب و علوفه، زیست‌گاه حیوانات را تغییر می‌دهد و باعث می‌شود حیوانات برای یافتن آب و غذای مناسب به مناطق سردتر و مرتفع‌تر حرکت کنند.»

بااین ‌حال، هر کاهش جمعیت یا جابه‌جایی حیوانات را نمی‌شود مستقیما به تغییر اقلیم نسبت داد. جنگل‌زدایی، شکار، افزایش نفوس، گسترش سکونت‌گاه‌ها و تغییر کاربری زمین نیز نقش دارند.

گزارش‌های برنامه‌ی محیط زیست ملل متحد هم نشان می‌دهد که افغانستان در کنار خشک‌سالی و تغییر اقلیم، با تخریب پوشش گیاهی، کاهش منابع آب، تخریب زمین و شکار غیرقانونی حیات‌وحش روبه‌رو بوده است. پس بحران حیات‌وحش افغانستان چندعاملی است؛ اما تغییر اقلیم می‌تواند فشار همه عامل‌های دیگر را سنگین‌تر کند.

در بدخشان، تغییر اقلیم برای گونه‌هایی که به سرما و بلندی وابسته‌ اند اهمیت بیش‌تری دارد.

روح‌الله نادری، کارشناس تنظیم شکار و حفاظت حیات در ریاست حفاظت محیط زیست بدخشان، می‌گوید که کاهش برف و یخ، تغییر پوشش گیاهی و کم‌شدن آب می‌تواند دست‌رسی حیوانات به غذا و آب را محدود کند. به گفته‌ی او، پلنگ برفی، بز کوهی و گوسفند مارکوپولو به تغییرات محیط‌های سرد و مرتفع حساس‌ اند.

نادری به سروی در باره‌ی آهوی مارکوپولو در ولسوالی واخان و پامیر بزرگ اشاره می‌کند که با هم‌کاری دفتر «WCS» انجام و در آن، کاهش حیات‌وحش دیده شده است.

کم‌شدن برف فقط به معنای سفیدپوش‌شدنِ کم‌تر کوه‌ها نیست؛ برف بخشی از چرخه‌ی آب کوهستان است. اگر برف زودتر آب شود، آب هم زودتر به جریان می‌افتد و در تابستان، وقتی بیش‌ترین نیاز هست، کم می‌آید. در چنین حالتی نخست پوشش گیاهی آسیب می‌بیند، سپس علف‌خواران گرسنه می‌مانند و بعد شکارچیانی که به آن‌ها وابسته ‌اند طعمه کم می‌آورند.

نادری می‌گوید که سال گذشته در واخان مواردی از حمله‌ی پلنگ برفی به مواشی مردم ثبت شده است. به نظر او، کاهش طعمه و جابه‌جایی حیات‌وحش می‌تواند یکی از دلایل نزدیک‌شدن شکارچیان به دام‌های اهلی باشد. از طرف دیگر، افزایش دام‌ها و استفادهٔ بیش‌تر از چراگاه‌ها زیست‌گاه حیات‌وحش را تنگ‌تر می‌کند. «وقتی آب و پوشش گیاهی کاهش می‌یابد؛ ابتدا حیوانات علف‌خوار با کم‌بود غذا روبه‌رو می‌شوند و بعد از کاهش طعمه‌ها، حیوانات گوشت‌خوار نیز با مشکل مواجه می‌شوند.»

اگر در بدخشان و نورستان بحث بیش‌تر درباره‌ی حیات‌وحش و زیستگاه است، در هرات تغییر اقلیم مستقیم به سفره‌‌ی خانواده‌ی مال‌دار رسیده است.

محمدهاشم، از قریه‌ی زیارت‌جاه ولسوالی گذره، می‌گوید که چراگاه‌های منطقه بعد از چند سال کم‌بارانی خشک شده و هم‌زمان بخشی از زمین‌های چرا به باغ و زمین زراعتی بدل شده است. دام‌ها حالا کم‌تر به آب دست‌رسی دارند و راه رسیدن‌ شان به آب درازتر شده است. او وضعیت کلی مال‌داری را به برداشت خودش از حدود ۱۰۰ درصد به ۴۰ درصد کاهش ‌یافته می‌داند و هشدار می‌دهد اگر خشک‌سالی ادامه یابد، همین ظرفیت هم از دست می‌رود و مال‌داران ناچار می‌شوند شغل‌ شان را عوض کنند. «در گذشته در این دشت‌ها یک نفر می‌توانست ۴۰۰ تا ۵۰۰ گوسفند نگه‌داری کند، اما حالا بعض مردم بیش‌تر از ۲۰ رأس ندارند؛ چون چراگاه‌ها خشک شده و آب هم بسیار دور شده است.»

محمدیحیا صالحی، باشنده‌ی نجراب کاپیسا، از کم‌شدن شمار برخی پرندگان و حیوانات نسبت به گذشته می‌گوید. او تغییر آب‌وهوا، کم‌آبی و کم‌غذایی، شکار پرندگان و تخریب محیط طبیعی را از عوامل اثرگذار می‌داند و می‌افزاید حتا زمان رفت‌وآمد بعضی پرندگان مهاجر نیز با گذشته فرق کرده است. «پرندگان و حیواناتی را که در گذشته می‌دیدیم، حالا بسیار کم‌تر می‌بینیم؛ کم‌بود آب و غذا، تخریب پوشش گیاهی و شکار، از عواملی است که به نظر می‌رسد زندگی حیوانات و پرندگان را دشوارتر کرده است.»

حامد، آگاه محیط زیست در کاپیسا، می‌گوید که تغییر اقلیم از راه خشک‌سالی، کم‌بارانی، سیلاب و گرمای بیش‌تر می‌تواند زیست‌گاه‌های حیات‌وحش را تغییر دهد یا نابود کند. «خشک‌سالی و کاهش آب می‌تواند منابع غذایی پرندگان و حیوانات را از بین ببرد و حتا مسیر مهاجرت پرندگان را تغییر دهد؛ اگر یک زیست‌گاه دیگر برای پرندگان مناسب نباشد، ممکن است به مناطق دیگری بروند.»

بر پایه‌‌ی گزارش‌های هیئت بین‌الدولی تغییرات اقلیمی، تغییر اقلیم، تخریب اکوسیستم‌ها و ازدست‌رفتن تنوع زیستی به هم گره خورده‌ و اکوسیستم‌های سالم می‌توانند توان جوامع را برای سازگاری بیش‌تر کند. یعنی وقتی جنگل، چراگاه، تالاب و رودخانه تخریب می‌شود، فقط حیوانات زیان نمی‌بینند؛ توان جامعه‌ی انسانی برای ایستادگی در برابر تغییر اقلیم هم ضعیف‌تر می‌شود، تأکید می‌کند که حفاظت، احیا و مدیریت درست اکوسیستم‌ها می‌تواند آسیب‌پذیری تنوع زیستی را کم کند و پیوند‌دادن زیست‌گاه‌های حفاظت‌شده و جلوگیری از تکه‌تکه‌شدن آن‌ها از گزینه‌های مهم سازگاری است.

راه سازگاری چیست؟

سازگاری با تغییر اقلیم از آب و حفاظت از زیست‌گاه آغاز می‌شود؛ از حفظ چشمه‌ها، رودخانه‌ها و تالاب‌ها گرفته تا احیای چراگاه‌ها و کشت علوفه‌های مقاوم به خشکی. حفاظت از کریدورهای طبیعی، جلوگیری از شکار و قاچاق، و پایش منظم حیات‌وحش نیز ضروری است؛ زیرا بدون داده و حفاظت، فشار تغییر اقلیم بر گونه‌ها بیش‌تر می‌شود.

در بخش مال‌داری، ذخیره‌ی لوفه، مدیریت آب، استفاده از نژادهای سازگار، واکسیناسیون و آموزش روش‌های اقلیم ‌هوش‌مند می‌تواند آسیب‌پذیری خانواده‌های مال‌دار را کاهش دهد. مهم‌تر از همه، مردم محل باید بخشی از راه‌حل باشند؛ کسانی که در کنار جنگل‌ها، چراگاه‌ها و زیست‌گاه‌های حیات‌وحش زندگی می‌کنند، باید در حفاظت و تصمیم‌گیری سهم داشته باشند.

از میز مذاکره‌ی اقلیمی تا حفاظت از طبیعت افغانستان

در نگاه اول، شاید نشست‌های جهانی اقلیم ربطی به یک چوپان در هرات، یک پلنگ برفی در واخان یا پرندگان نجراب نداشته باشد؛ اما ربط، بسیار مستقیم است.

مسئله‌ی اصلی افغانستان فقط کاهش انتشار گازهای گل‌خانه‌ای نیست؛ سهم افغانستان در انتشار جهانی اندک است، اما در برابر پیامدهای تغییر اقلیم بسیار آسیب‌پذیر است. به همین دلیل، سازگاری برای این کشور اهمیت ویژه دارد، و سازگاری نباید فقط انسان را ببیند. اگر افغانستان قرار است با خشک‌سالی، گرما، تغییر بارندگی و کم‌شدن آب کنار بیاید، اکوسیستم‌ها، دام‌ها، حیات‌وحش، جنگل‌ها، چراگاه‌ها و منابع آب هم باید در برنامه‌های سازگاری جا داشته باشند.

سخن پایانی؛ اگر زیست‌گاه حیوانات تغییر کند، زندگی ما هم بی‌اثر نمی‌ماند

تغییر اقلیم تنها به معنای گرم‌ترشدن هوا نیست؛ بل که به معنای تغییر رابطه میان آب، خاک، گیاه، حیوان و انسان است. وقتی زیست‌گاه یک گونه از بین می‌رود یا یک حیوان ناچار به ترک زیست‌گاهش می‌شود، پیامد آن می‌تواند به کل اکوسیستم برسد؛ از گرده‌افشانی و کنترل طبیعی آفات گرفته تا زنجیره غذایی، پوشش گیاهی و در نهایت معیشت انسان‌ها.

پیام این گزارش به گاپ ۳۱ روشن است: افغانستان برای سازگاری با تغییر اقلیم، تنها به پروژه‌های بیش‌تر نیاز ندارد؛ بل که به حفاظت از طبیعت به ‌عنوان یکی از پایه‌های اصلی سازگاری نیاز دارد. حفاظت از جنگل، آب، چراگاه و حیات‌وحش، در واقع حفاظت از زندگی خود ماست. شاید روز جهانی حیوانات فرصت خوبی باشد تا یک پرسش مهم را جدی‌تر مطرح کنیم: اگر اقلیم افغانستان در حال دگرگونی است، آیا برنامه‌های سازگاری ما نیز برای حفاظت از حیوانات، زیست‌گاه‌ها و طبیعت، جای کافی در نظر گرفته‌اند؟ زیرا اگر حیوانات ناچار به جابه‌جایی شوند، دیر یا زود، زندگی انسان‌ها نیز از این تغییر بی‌اثر نخواهد ماند.

منابع

۱. برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) – Afghanistan is on the Brink of Climate Catastrophe: We Must Act Now (2023)
https://www.undp.org/afghanistan/blog/afghanistan-brink-climate-catastrophe-we-must-act-now

۲. بانک توسعه آسیایی (ADB) – Climate Risk Country Profile: Afghanistan (2020)
https://www.adb.org/sites/default/files/publication/660566/climate-risk-country-profile-afghanistan.pdf

۳. برنامه محیط زیست ملل متحد (UNEP) – Afghanistan: Post-Conflict Environmental Assessment (2003)
https://www.unep.org/resources/assessment/afghanistan-post-conflict-environmental-assessment

۴. سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) – Livestock Protection Package Evaluation in Afghanistan (2025–2026)
https://www.fao.org/socioeconomic-research-analysis/projects/detail/livestock-package-evaluation/en

۵. هیئت بین‌الدولی تغییرات اقلیمی (IPCC) – Climate Change 2022: Impacts, Adaptation and Vulnerability (2022)
https://www.ipcc.ch/report/ar6/wg2/

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: