سالهاست که دهقانان کاپیسا زمان کشت را از روی تجربه میشناسند؛ میزان، عقرب و قوس برای کشت برخی محصولات، جوزا و سرطان برای کشتهای تابستانی و باران، رطوبت خاک و گرمی و سردی هوا برای تشخیص زمان مناسب کار در زمین؛ اما امروز بخشی از این تقویم قدیمی با پرسش تازهای روبهرو شده است. وقتی بارندگی کم یا نامنظم میشود، زمستانها کمبرفتر میشوند و گرما شدت میگیرد، آیا همان تقویمی که نسلهای گذشته بر اساس آن کشت میکردند، هنوز میتواند راهنمای مطمئنی برای دهقانان باشد؟
در کاپیسا، پاسخ دهقانان یکسان نیست. برخی میگویند تاریخ اصلی کشت هنوز تغییر اساسی نکرده، اما در صورت دیررسیدن باران یا کمبود آب، مجبور میشوند چند روز یا حتی دو هفته کشت را عقب بیندازند. برخی دیگر از کاهش بارندگی، کمبود آب و افزایش گرما سخن میگویند؛ عواملی که گاهی نهتنها زمان کشت، بلکه مقدار حاصل را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
زمان کشت میتواند یکی از ابزارهای سازگاری کشاورزی با تغییر اقلیم باشد، اما این تغییر باید بر اساس شرایط محلی، آب، خاک، نوع محصول و اطلاعات هواشناسی و اقلیمی انجام شود. هیئت بیندولتی تغییرات اقلیمی (IPCC) تغییر زمان کشت و برداشت، تغییر ارقام، مدیریت آب و انتخاب محصولات مناسب را از جمله گزینههای سازگاری در کشاورزی میداند.
اگر باران دیر شود، کشت را عقب میاندازیم
در روستاهای کاپیسا، تصمیم درباره زمان کشت هنوز تا حد زیادی با تجربه خانوادگی گره خورده است. فیصل، یکی از دهقانان این ولایت، میگوید او و دیگر دهقانان همچنان برای تعیین زمان کشت به تجربه سالهای گذشته و فصل مناسب هر محصول توجه دارند؛ اما در کنار آن، تغییرات آبوهوایی را نیز احساس میکنند. «بارندگی قبلا زیاد بود، اما حالا کمتر شده. وقتی آب نباشد، نمیتوانیم محصول خوب داشته باشیم.»
به گفته او، تلفنهای هوشمند نیز به بخشی از ابزارهای جدید دهقانان تبدیل شدهاند. آنان پیشبینی هوا را بررسی میکنند تا بدانند احتمال بارندگی وجود دارد یا نه و بر اساس آن درباره زمان کشت تصمیم بگیرند. این تغییر شاید کوچک به نظر برسد، اما نشاندهنده تغییری مهم در شیوه تصمیمگیری کشاورزان است.
فرهاد محمدی، دهقان در ولسوالی نجراب کاپیسا، میگوید زمان کشت گندم، جواری، لوبیا، جو و کچالو در منطقه هنوز تفاوت بنیادی با گذشته نکرده است. اما او کاهش بارندگی و برف را یکی از تغییرات محسوس سالهای اخیر میداند. به گفته محمدی، در گذشته زمستانها برف و بارندگی بیشتری وجود داشت، اما در سالهای اخیر کاهش بارندگی باعث شده برخی زمینها با کمبود آب مواجه شوند و بخشی از حاصلات نیز آسیب ببیند. او میگوید گاهی دیررسیدن باران باعث میشود: «وقتی زمینها آماده کشت باشد، اگر باران نشود، کشتها عقب میافتد.»
این تجربه در سخنان رضاخان، یکی دیگر از دهقانان کاپیسا، نیز دیده میشود. او میگوید اگر بارندگی دیر شود، دهقانان، بهویژه در زمینهای للمی، چند روز منتظر میمانند تا رطوبت لازم برای کشت فراهم شود.
برای این کشاورزان، تغییر اقلیم لزوما به معنای تغییر کامل تقویم کشت نیست؛ بلکه بیشتر به شکل بیثباتشدن شرایطی که زمانی تعیینکننده تقویم بود خود را نشان میدهد.
داوودخان، دهقان دیگری در کاپیسا، محدودیت این سازگاری را توضیح میدهد. او معمولا گندم را در میزان و گاهی تا دهم یا پانزدهم عقرب میکارد و پس از برداشت آن، جواری میکارد. اما به گفته او، سردی هوا، بارندگی و شرایط زمین اجازه نمیدهد همیشه عملیات زراعتی دقیقا در یک تاریخ مشخص انجام شود. «اگر بارندگی کمی دیرتر یا زودتر بیاید، معمولاً مردم میتوانند زمان کشت را حدود ده تا پانزده روز تغییر بدهند؛ اما نمیتوانیم زمان کشت را برای یک ماه، یکونیم ماه یا دو ماه به تأخیر بیندازیم.»
تقویم سنتی؛ ارزشمند اما دیگر بهتنهایی کافی نیست
عبدالبصیر ترابی، آگاه اقلیم، میگوید تقویمهای سنتی کشت نتیجه تجربه چندین نسل و شناخت محلی از بارندگی، دما و فصلها هستند. اما به گفته او، تغییر اقلیم میتواند زمان آغاز بارندگی، طول فصل رشد، دما و وقوع خشکسالی و موجهای گرما را تغییر دهد. «تاریخی که در گذشته برای کشت مناسب بوده ممکن است امروز همیشه بهترین زمان نباشد»
با این حال، ترابی تأکید میکند که راهحل، کنارگذاشتن تجربه دهقانان نیست؛ بلکه باید تجربه محلی با اطلاعات جدید ترکیب شود. به گفته او، میزان و زمان بارندگی، دمای هوا و خاک، رطوبت خاک، پیشبینی بارندگی و دما، خطر سرمازدگی، گرمای شدید، آب قابل دسترس، نوع محصول، نوع بذر و شرایط محلی باید در تصمیمگیری درباره زمان کشت در نظر گرفته شوند.
آگاهانهتر برای کشت؛ پیشبینی هوا برای دهقان چه معنایی دارد؟
یکی از نکات مهم در این گزارش، تفاوت میان پیشبینی هوا و پیشبینی اقلیمی فصلی است. پیشبینی هوا برای روزها و هفتههای آینده کاربرد دارد؛ مثلا آیا در چند روز آینده بارندگی رخ میدهد یا دما افزایش خواهد یافت.
پیشبینی فصلی به الگوهای کلیتر نگاه میکند؛ مثلا آیا احتمال دارد یک فصل نسبت به شرایط معمول خشکتر یا گرمتر باشد. ترابی میگوید پیشبینی فصلی نمیتواند به دهقان بگوید که «در یک روز مشخص حتما باران خواهد بارید»، بلکه درباره احتمال الگوهای کلی فصل اطلاعات میدهد. این تفاوت برای کشاورزی اهمیت زیادی دارد.
با اینحال، سازمان جهانی هواشناسی یا WMO میگوید خدمات هواشناسی و اقلیمی میتواند به کشاورزان در تصمیمهایی مانند زمان کشت و برداشت، مدیریت آب و کود و کنترل آفات و بیماریها کمک کند. این سازمان بر ترکیب پیشبینیهای هواشناسی، از پیشبینی کوتاهمدت تا پیشبینی فصلی، با وضعیت واقعی مزرعه تأکید دارد تا اطلاعات علمی به توصیه عملی برای کشاورز تبدیل شود.
بنابراین، پیشبینی هوا قرار نیست به جای دهقان تصمیم بگیرد؛ بلکه باید ابزاری برای کاهش خطر تصمیمگیری باشد.
زمین چه زمانی واقعا آماده کشت است؟
وحیدالله موسوی، متخصص زراعت، میگوید زمان کشت محصولات مختلف به عوامل محیطی و ویژگی بذر وابسته است. به گفته او، درجه حرارت و رطوبت خاک از عوامل مهم برای جوانهزدن و رشد اولیه نبات هستند. «زمین وقتی آماده کشت میشود که رطوبت کافی داشته باشد و درجه حرارت به قسمی باشد که تخم بتواند در خاک رشد کند و جوانه بزند.»
این موضوع برای زمینهای للمی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا کشت للمی بهشدت به بارندگی و رطوبت خاک وابسته است. موسوی همچنین به تفاوت ارتفاع در کاپیسا اشاره میکند. مناطق مرتفعتر معمولا سردترند و ممکن است زمان کشت در آنها با مناطق هموار و گرمتر متفاوت باشد.
در نتیجه، حتی در یک ولایت نیز نمیتوان یک تاریخ ثابت را برای همه زمینها مناسب دانست. نوع محصول، ارتفاع، خاک، رطوبت، دما و آب، همه بخشی از تقویم واقعی کشتاند.
علم اقلیم چه میگوید؟
این تجربههای کاپیسا با رویکرد نهادهای بینالمللی نیز همخوانی دارد. سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد یا FAO در برنامه آموزشی خود درباره «تقویم کشت برای سازگاری اقلیمی» میگوید تقویمهای کشت میتوانند با استفاده از دادههای بارندگی، اطلاعات رشد و فنولوژی نباتات و پیشبینیهای اقلیمی دقیقتر شوند. این سازمان همچنین بر ادغام پیشبینیهای فصلی و کوتاهمدت اقلیم در برنامهریزی تقویم کشت تأکید دارد.
FAO همچنین تقویم کشت را ابزاری برای ارائه اطلاعات درباره زمان کاشت و برداشت و شیوههای زراعتی متناسب با مناطق مختلف اقلیمی میداند.
اما تغییر زمان کشت به تنهایی کافی نیست
کارشناسان تأکید دارند که اگر مشکل اصلی کمبود آب، افزایش گرما، آفات، فرسایش خاک یا کاهش حاصلخیزی باشد، فقط تغییر تاریخ کشت نمیتواند همه مشکلات را حل کند.
IPCC تغییر تاریخ کاشت و برداشت را یکی از گزینههای سازگاری در کشاورزی میداند، اما آن را در کنار تغییر ارقام، آبیاری و مدیریت آب و انتخاب محصولات مناسب قرار میدهد. این نهاد همچنین هشدار میدهد که تغییر تاریخ کشت و تغییر ارقام به تنهایی در برابر سطوح بالاتر گرمایش نمیتواند همه زیانهای احتمالی را جبران کند.
در نتیجه، سازگاری کشاورزی افغانستان نیازمند مجموعهای از اقدامات است:
- استفاده از ارقام مقاومتر در برابر خشکی و گرما
- مدیریت بهتر آب و آبیاری
- حفظ رطوبت و سلامت خاک
- ذخیره و استفاده مؤثر از آب باران
- مدیریت آفات و بیماریها
- تنوع محصولات و تناوب زراعتی
- دسترسی به اطلاعات قابل اعتماد هواشناسی و اقلیمی
IPCC نیز تغییر الگوی کشت، زمان کاشت و برداشت، تنوع محصولات و استفاده از ارقام سازگارتر را از جمله واکنشهای مهم کشاورزان در برابر خطرهای اقلیمی میداند.
اما یک پرسش اساسی باقی میماند: اگر اطلاعات اقلیمی وجود دارد، آیا دهقان به آن دسترسی دارد؟ مصاحبه با دهقانان کاپیسا نشان میدهد که پاسخ ساده نیست.
برخی از تلفن هوشمند استفاده میکنند؛ برخی از رسانهها پیشبینی هوا را دنبال میکنند و برخی همچنان بیشتر به تجربه بزرگان خانواده و سایر دهقانان تکیه دارند. خانمحمد میگوید استفاده از تجربه دهقانان و بزرگان در میان مردم رایجتر است و استفاده از مشوره کارمندان زراعتی و منابع رسمی پیشبینی هوا هنوز گسترده نیست.
از کاپیسا تا کاپ ۳۱؛ یک پیام از زمینهای افغانستان
بحث درباره زمان کشت، در نگاه نخست موضوعی محلی به نظر میرسد؛ اما به یکی از بحثهای بزرگتر جهان درباره سازگاری کشاورزی با تغییر اقلیم و امنیت غذایی ارتباط مستقیم دارد.
در روند رسمی کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل متحد، موضوع کشاورزی و امنیت غذایی در دستورکار اقدامات اقلیمی قرار دارد. در آستانه COP31 نیز قرار است کار مشترک درباره اجرای اقدام اقلیمی در کشاورزی و امنیت غذایی ادامه یابد و موضوعاتی مانند نیازها، چالشها، دسترسی به ابزارهای اجرایی و تجربههای موفق بررسی شود.
برای افغانستان، تجربه کاپیسا میتواند یک پیام ساده اما مهم داشته باشد:
تغییر اقلیم برای دهقان فقط افزایش درجه حرارت نیست؛ تغییر در زمانبندی زندگی و تولید نیز هست.
در کاپیسا، دهقان هنوز به آسمان نگاه میکند، خاک را با دست لمس میکند و از تجربه پدر و پدربزرگش برای تصمیمگیری استفاده میکند. اما در کنار آن، امروز تلفن همراه، پیشبینی هوا و مشوره متخصص نیز وارد مزرعه شده است.
و پیام کاپیسا برای COP31 میتواند همین باشد: اگر اقلیم تغییر میکند، اطلاعاتی که بر اساس آن کشت میکنیم نیز باید بهروز شود. افغانستان برای سازگاری کشاورزی خود فقط به پروژههای بزرگ و سرمایهگذاری نیاز ندارد؛ دهقان باید در زمان مناسب بداند چه خطری در پیش است و بر اساس آن بتواند تصمیم بگیرد. زیرا گاهی فاصله میان یک کشت موفق و یک فصل از دسترفته، فقط چند روز است.
و شاید پرسش اصلی آینده کشاورزی افغانستان همین باشد: وقتی فصلها دیگر مثل گذشته نیستند، آیا وقت آن نرسیده است که تقویم کشت خود را نیز با اقلیم جدید سازگار کنیم؟
منابع
- FAO – Introducing Crop Calendars for Climate Adaptation
- FAO – Crop Calendar
- WMO – Empowering Farmers: The Role of Agrometeorological Services in Sustainable Agriculture
- IPCC – Sixth Assessment Report, Working Group II
- UNFCCC – Agriculture and Food Security
گزارشی از برنامهی «مسیر سبز»






