خلیلالله ناصری، دانشجوی سال اول رشتهی کمپیوترساینس. در کنار تحصیل، در یکی از آموزشگاههای زبان انگلیسی نیز به عنوان استاد مشغول تدریس هستم و تلاش میکنم سهم کوچکی در آموزش و خدمت به هموطنان عزیزم داشته باشم. امروز میخواهم از تجربهای سخن بگویم که در دو سال گذشته تأثیر بزرگی بر زندگی، تحصیل و کارم گذاشته است؛ تجربهی آشنایی با هوش مصنوعی و میزان کاربرد آن در زندگی شخصی و حرفهای من. نخسین باری که نام هوش مصنوعی را شنیدم، تصویر روشنی از آن نداشتم. در آن زمان، بسیاری از مردم جهان و افغانستان استفاده از این فنآوری را آغاز کرده بودند، اما من هنوز شناختی از آن نداشتم. روزی در گفتوگو با یکی از دوستانم که علاقهی زیادی به تکنولوژی و پیشرفت علمی داشت، صحبت از هوش مصنوعی در میان آمد. او برایم توضیح داد که ابزارهایی به وجود آمده اند که میتوانند بسیاری از پرسشها را پاسخ دهند و انجام بسیاری از کارها را آسانتر کنند. همان گفتوگو، جرقهای برای آغاز یک مسیر تازه در زندگی من شد. تصمیم گرفتم خودم تحقیق کنم و بدانم هوش مصنوعی چیست، چه گونه کار میکند و چرا تا این اندازه در بارهی آن صحبت میشود. هرچه بیشتر مطالعه میکردم، متوجه میشدم که با پدیدهای بسیار فراتر از تصور اولیهی خودم روبهرو هستم.
در آغاز فکر میکردم هوش مصنوعی تنها برای سرگرمی یا انجام کارهای عادی مانند ترجمهی متن، اصلاح اشتباههای نگارشی یا نوشتن چند جمله کاربرد دارد؛ اما زمانی که خودم از آن استفاده کردم، دیدگاهم تغییر کرد. فهمیدم هوش مصنوعی تنها یک ابزار ساده نیست؛ بل فنآوری بزرگی است که میتواند در آموزش، پژوهش، مدیریت زمان، تولید محتوا، طراحی، برنامهریزی و حتا حل مسائل پیچیدهی زندگی به انسان کمک کند. نخستین ابزاری که با آن آشنا شدم، ChatGPT بود. در ابتدا بیشتر برای تدریس زبان انگلیسی از آن استفاده میکردم. هر زمان در بخش گرامر، رایتینگ یا تهیهی تمرینهای آموزشی به کمک نیاز داشتم، پاسخهای دقیق، ساده و کاربردی دریافت میکردم. همین تجربه باعث شد اعتماد بیشتری به این فنآوری پیدا کنم و به سراغ ابزارهای دیگر هوش مصنوعی نیز بروم. به مرور، دنیای جدیدی پیش روی من باز شد. یاد گرفتم چه گونه با کمک هوش مصنوعی پوسترهای گرافیکی طراحی کنم، برای ارائهی درس، سلایدهای حرفهای بسازم، ایدههای خلاقانه برای تولید محتوا پیدا کنم و حتا در ساخت و ویرایش ویدیو از آن کمک بگیرم. برای من، هوش مصنوعی تنها یک نرمافزار نبود؛ بل به یک همکار و همراه تبدیل شد که در بسیاری از لحظههای زندگی کنارم حضور داشت.
اکنون نزدیک به دو سال است که از هوش مصنوعی استفاده میکنم و با اطمینان میتوانم بگویم که این فنآوری تغییر بزرگی در زندگی من ایجاد کرده است. مهمترین تغییری که احساس کردم، صرفهجویی در زمان و افزایش کیفیت یادگیری بود. موضوعهایی که قبلاً ساعتها برای درک آنها وقت صرف میکردم، اکنون با توضیحهای سادهتر و منظمتر قابل فهم شده اند. هر گاه درسی برایم دشوار باشد یا در انجام کاری با چالش روبهرو شوم، از هوش مصنوعی کمک میگیرم تا مسیر درست را پیدا کنم. گاهی به دلیل تدریس، درسهای دانشگاه و مسئولیتهای روزانه، برنامههایم به هم میریزد و احساس خستگی میکنم. در چنین شرایطی، هوش مصنوعی به من کمک میکند تا برای روزها و هفتههایم برنامهریزی دقیقتری داشته باشم، وظایفم را اولویتبندی کنم و زمانم را بهتر مدیریت کنم. البته من هرگز هوش مصنوعی را جایگزین مطالعه، تفکر و تلاش شخصی نمیدانم. هنوز هم کتاب میخوانم، تحقیق میکنم، میپرسم و برای یادگیری زحمت میکشم. هوش مصنوعی برای من یک استاد، مشاور و همکار است، نه این که به جای من فکر کند. باور دارم اگر انسان خودش تلاش نکند، هیچ فنآوری نمیتواند او را به موفقیت واقعی برساند.
از نگاه من، بزرگترین ارزش هوش مصنوعی این است که فرصت یادگیری را برای همه آسانتر کرده است. امروز میتوانم سریعتر به اطلاعات معتبر دسترسی پیدا کنم، پاسخهای بسیاری از پرسشهایم را دریابم و با دید بازتری در بارهی آینده تصمیم بگیرم. این فنآوری به من یاد داده است که اگر درست از آن استفاده کنیم، میتواند پلی برای رشد، یادگیری و پیشرفت باشد. در پایان، دوست دارم پیامی به جوانان افغانستان به ویژه کسانی که تازه استفاده از هوش مصنوعی را آغاز کرده اند، بدهم. هوش مصنوعی را به چشم یک ابزار کمکی ببینید، نه جایگزین فکر و تلاش خود تان. از آن برای یادگیری، تحقیق، مدیریت زمان و یافتن راهحلهای بهتر استفاده کنید، اما هرگز اجازه ندهید که تنبلی و وابستگی جای تلاش، خلاقیت و پشتکار را بگیرد. آینده از کسانی است که هم دانش میآموزند، هم از فنآوری به درستی بهره میبرند.






