سلاموطندار در سرویای، وضعیت اشتغال فارغان دانشگاههای افغانستان را در فاصلهی سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ بررسی کرده است؛ سرویای که تصویر روشنی از فرصتها، چالشها و انتظارهای جوانان در مسیر ورود از دانشگاه به بازار کار ارائه میکند.
یافتههای این سروی که با اشتراک یک هزار و ۵۰۹ فارغ دانشگاههای دولتی و خصوصی در ۲۵ ولایت انجام شده است، نشان میدهد که ۶۵.۹ درصد فارغان بیکار و تنها ۳۴.۱ درصد شاغل اند. فارغان دانشگاهها، نبود فرصتهای شغلی، کمبود تجربهی کاری، پایینبودن معاش و ناآشنایی با شیوههای کاریابی را، از مهمترین چالشهای ورود به بازار کار عنوان کرده اند.
با این حال، شماری از جوانان توانستهاند از طریق رقابت، مهارت و تلاش وارد بازار کار شوند؛ هرچند تجربهی آنها نشان میدهد که این مسیر گاهی با کار رایگان یا سپریکردن دورههای آزمایشی همراه بوده است. آزیتا، دانشآموختهی رشتهی پرستاری در یکی از دانشگاه خصوصی در سال ۲۰۲۲ میگوید: «من خودم در شفاخانه حالا کار میکنم؛ اول امتحان دادم، امتحان ما به گونهی رقابتی بود. هرچند مدتی رایگان کار کردم؛ ولی حالا موفق شدیم یک کار مناسب پیدا کنم.»
با این که واردشدن به بازار کار برای شماری از فارغان به اشتغال پایدار انجامیده، اما برای بخش بزرگی از جوانان، مسیر یافتن شغل همچنان طولانی و نامطمئن است. یافتههای سروی، نشان میدهد که ۲۰.۲ درصد فارغان میان شش ماه تا یک سال، ۵۶ درصد میان دو تا سه سال و ۲۳.۸ درصد بیش از سه سال در وضعیت بیکاری قرار داشته اند. این آمار نشان میدهد که بیش از سهچهارم فارغان بیکار، دورهای طولانی از انتظار برای یافتن شغل را تجربه کرده اند.
در همین حال، برخی فارغان، میگویند که نداشتن تجربهی کاری، مهمترین مانع ورود آنها به بازار کار است. مصور، دانشآموختهی رشتهی تخنیک دانشگاه کابل در سال ۲۰۲۳ میگوید: «من بعد از فارغشدن تصور میکردم زودتر کار پیدا میکنم؛ اما حالا نزدیک به دو سال است که در جستوجوی کار استم. بیشتر ادارهها تجربهی کاری میخواهند و پیداکردن فرصت کاری آسان نیست.»
از میان یک هزار و ۵۰۹ اشتراککننده در این گزارش، تنها ۳۴.۵ درصد فارغان در شغل مرتبط با رشتهی تحصیلی خود کار میکنند؛ در حالی که ۴۴.۳ درصد گفته اند شغل شان تا حدی مرتبط به رشتهی تحصیلی شان است و ۲۱.۲ درصد نیز در مشاغل کامل غیرمرتبط با رشتهی دانشگاهی شان سرگرم کار استند.
سلسله، دانشآموختهی رشتهی دندانپزشکی در یکی از دانشگاههای خصوصی در ۲۰۲۲ که اکنون در یکی از شرکتهای خصوصی کار میکند، میگوید: «کار پیدا کردهام؛ اما با رشتهی تحصیلیام مرتبط نیست. با این حال توانستم تجربهی کاری کسب کنم. امیدوارم در آینده در بخش تخصصی خود کار کنم.»
یافتههای این سروی یک پرسش مهم را مطرح میکند این که آیا دانشگاهها واقعاً فارغان را برای ورود به بازار کار آماده میکنند؟
ذکیالله محمدی، استاد دانشگاه، میگوید که ضعف آموزش عملی و کمبود تجربهی کاری، سبب شده است بسیاری از فارغان پس از فراغت با نیازهای بازار کار ناآشنا باشند. «در دانشگاههای افغانستان بیشتر تأکید بر تئوری است. شاگرد فقط باید بخواند، حفظ کند و کار عملی ساحهی آن کم است. اکثر دانشجویان بعد از فراغت با ساحهی کاری ناآشنا استند و بیشتر ادارهها هم تجربهی کاری را میپرسند.»
۵۹.۷ درصد پاسخدهندگان در این سروی، باورمند اند که آموزشهای دانشگاهی آنها تا اندازهای برای ورود به بازار کار مفید بوده است. در بخش دیگری از این سروی، الگوی استخدام نیز بررسی شده است. بر بنیاد یافتهها، ۸۴.۷ درصد فارغان از طریق آزمونهای رقابتی، سایتهای کاریابی یا مراجعهی مستقیم به ادارهها وارد بازار کار شده اند؛ موضوعی که نشان میدهد مسیرهای رسمی و رقابتی همچنان مهمترین راه ورود به اشتغال است.
زینب، دانشآموختهی رشتهی پزشکی از یکی از دانشگاههای خصوصی در ۲۰۲۲ میگوید که از طریق مراجعهی رسمی توانسته وارد بازار کار شود. «من خودم مستقیم به شفاخانه رفتم، یک مدت رایگان کار کردم، بعد از من عملی امتحان گرفتند، کامیاب شدم.»
در همین حال، برخی آگاهان مسائل اقتصادی، تأکید میکنند که بدون تقویت مهارتهای کاربردی، ورود جوانان به بازار کار همچنان دشوار خواهد بود. عبدالظهور مدبر، آگاه مسائل اقتصادی، در این باره میگوید: «هر گاه بستر رشد استعدادها و مهارتها مساعد شود، به خصوص مسائل کارآموزی، تفکیک تجارب اثرات فوقالعاده بالای نیروی کار دارد، نیروی کار با ظرفیت و بادرایت میتواند برآیند خوبتر به اقتصاد فراهم کند.»
۴۵.۱ درصد فارغان اشتراککننده در این سروی، گفته اند که کار در سازمانهای بینالمللی و نهادهای غیردولتی را ترجیح میدهند، ۲۳.۷ درصد بخش خصوصی، ۱۸.۶ درصد ادارههای دولتی و ۱۲.۶ درصد نیز ایجاد کسبوکار شخصی را انتخاب کرده اند.
کارفرمایان اما دیدگاههای متفاوتی دارند و بیش از هر چیزی بر تجربهی کاری تأکید میکنند. فرحت صدیقی، یکی از کارفرمایان، میگوید: «تخصص داشته باشند خیلی خوب است؛ ولی فرد مورد نیاز را بر اساس تجربه استخدام میکنم؛ اولویت به خودم تجربهی کاری است؛ این که در کدام بخش کار کرده اند و چه قدر تجربه دارند.»
این دیدگاه، نشان میدهد که شکاف میان مدرک دانشگاهی و مهارت عملی همچنان یکی از مهمترین عاملهای بازدارندهی ورود فارغان دانشگاهها به بازار کار است. ناتوانی در واردشدن به بازار کار برای فارغان دانشگاهها اما تنها یک مسئلهی کاری و اقتصادی نست؛ بل سلامت روان و وضعیت اجتماعی جوانان را نیز زیر تأثیر قرار میدهد. ۷۷.۷ درصد فارغان گفته اند که بیکاری تأثیر بسیار منفی بر سلامت روان آنها داشته است؛ ۱۸.۴ درصد از تأثیر منفی زیاد، سه درصد از تأثیر کم و تنها ۰.۹ درصد گفته اند که بیکاری هیچ تأثیری بر آنها نداشته است.
محمدالله بلوچ، روانشناس، در پیوند به پیامدهای روانی بیکارماندن فارغان میگوید: «علت عمدهی اکثر بیماریها یا اختلالهای روانی همین بیکاری است که فرد مبتلا میشود به ترس، افسردگی، خلق بد و از لحاظ خلقی مبتلا میشود به خلق ناشاد یا انفجاری.»
با این حال، آگاهان به این باور اند که اصلاح نظام آموزشی، گسترش آموزشهای مهارتی، ایجاد فرصتهای کارآموزی و تقویت کارآفرینی میتواند بخشی از شکاف میان دانشگاه و بازار کار را پر کند. بر پایهی آمار سازمان بینالمللی کار، نرخ بیکاری در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال در افغانستان از ۱۷.۵۴ درصد در ۲۰۲۲ به ۱۶.۷۸ درصد در ۲۰۲۵ رسیده است.
کارشناسان، با تأکید بر اهمیت فرصتسازی برای جوانان، میگویند که واردشدن این قشر در ساختار اقتصادی نقش سازندهای در رشد اقتصادی افغانستان دارد. امیدالله قاسمزی، آگاه مسائل اقتصادی، در این باره میگوید: «نیروی فعال طبعاً تولیدکنندهی اقتصاد هر کشور است؛ زیرا هم تولیدکنندهی ثروت است و هم مصرفکنندهی کالا. بنابراین، هر اندازه نیروی فعال و متخصص در کشور باشد، نقش مؤثر در توسعهی اقتصاد کشور دارد.»
افغانستان در سالهای پسین با تحولات گستردهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو بوده؛ تحولاتی که بر بازار کار و فرصتهای اشتغال به ویژه برای جوانان دانشآموخته، تأثیر مستقیم گذاشته است. کاهش فرصتهای شغلی، محدودشدن فعالیت بخشهای اقتصادی، افزایش رقابت برای دستیابی به فرصتهای محدود کاری، از مهمترین چالشهایی است که فارغان دانشگاهی با آن روبهرو استند.
به باور کارشناسان، بازنگری در نصاب آموزشی، گسترش برنامههای کارآموزی، ایجاد مرکزهای راهنمای شغلی در دانشگاهها، آموزش مهارتهای دیجیتال و زبانهای بیرونی، پشتیبانی از کارآفرینی و ایجاد نظام منظم رصد بازار کار، از جمله پیشنهادهایی اند که این پژوهش برای بهبود وضعیت اشتغال فارغان ارائه میکند؛ پیشنهادهایی که پژوهش سلاموطندار نیز بر آنها تأکید دارد.






