بخش نخست؛ طرح کلی و مبانی نظری
چکیده
این پژوهش به هدف بررسی آمار شاغلان جوانان فارغالتحصیل دانشگاهها در چهار سال اخیر، انجام شده است. از مجموع 1509 تن اشتراککننده در سروی، 65.9٪ بیکاربوده اند؛ یعنی از هر 10 جوان، حدود 7 تن بدون شغل میباشند. اشتراککنندگان، نبود فرصتهای شغلی، کمبود تجربهی کاری، پایینبودن معاش و ناآشنایی با شیوههای کاریابی را مهمترین عامل بیکاری عنوان کرده اند.
همچنین یافتهها نشان داده که بیش از 79٪ از جوانان بیکار، بین دو تا بیش از سه سال بیکاری بوده اند و در مقابل، 34.1٪ از پاسخدهندگان دارای شغل اند که از این میان بیش از 65٪ سرگرم شغلهاییاند که یا به طور کامل خلاف رشتهی تحصیلی آنان بوده و یا تا حدی با رشتهی تحصیلی شان همخوانی دارد.
کلیدواژهها: آمار شاغلان جوانان فارغالتحصیل، بیکاری، بازار کار.
بیان مسئله
جوانان دانشآموخته یکی از مهمترین سرمایههای انسانی هر کشور به شمار میروند و میزان اشتغال آنها از شاخصهای اساسی توسعهی اقتصادی، اجتماعی و انسانی به شمار میرود. تحصیلات عالی زمانی میتواند نقش سازندهی خود را در توسعه ایفا کند که فارغان دانشگاهی بتوانند دانش و مهارتهای کسبشده را در بازار کار به کار بگیرند و از فرصتهای شغلی مناسب برخوردار شوند.
افغانستان در سالهای اخیر با تحولات گستردهی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو بوده است؛ تحولاتی که بر بازار کار و فرصتهای اشتغال به ویژه برای جوانان دانشآموخته، اثر مستقیم گذاشته است. کاهش فرصتهای شغلی، محدودشدن فعالیت بخشهای اقتصادی، مهاجرت نیروی متخصص و افزایش رقابت برای دستیابی به فرصتهای محدود کاری، از جمله چالشهایی است که فارغان دانشگاهی با آن روبهرو استند.
در کنار این عوامل، همواره این پرسش مطرح بوده است که تحصیلات عالی تا چه اندازه توانسته فارغان را برای ورود به بازار کار آماده کند. افزایش شمار فارغان دانشگاهی در سالهای اخیر، در حالی که ظرفیت جذب بازار کار محدود باقی مانده، نگرانیهایی را در بارهی میزان اشتغال، کیفیت اشتغال، تناسب رشتهی تحصیلی با شغل و مدت زمان بیکاری پس از فراغت ایجاد کرده است.
با وجود اهمیت این موضوع، اطلاعات جامع، میدانی و بهروز در بارهی وضعیت اشتغال فارغان دانشگاهی افغانستان پس از تحولات ۲۰۲۱ محدود است. در نتیجه، تصویر روشنی از میزان اشتغال و بیکاری فارغان، نوع مشاغل آنها، سطح رضایت شغلی و مهمترین موانع دسترسی به بازار کار در دسترس نیست.
از این رو، پژوهش حاضر با استفاده از دادههای حاصل از سروی ۱۵۰۹ تن از فارغان دانشگاههای دولتی و خصوصی در ۲۵ ولایت، تلاش میکند وضعیت اشتغال و بیکاری جوانان دانشآموخته را در فاصلهی سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ بررسی کرده و مهمترین چالشها و فرصتهای موجود در مسیر ورود آنها به بازار کار را شناسایی کند.
پیشینهی پژوهش
تا اکنون پژوهش جامع و مستقلی در بارهی وضعیت شغلی فارغالتحصیلان دانشگاهها در بازهی زمانی 2022 تا 2025 در افغانستان انجام نشده است. با این حال، سازمانهای بینالمللی گزارشها و آمارهایی منتشر کرده اند که میتوانند به عنوان پیشینهی این پژوهش مورد استفاده قرار گیرند.
سازمان بینالمللی کار با برآوردهای مدلسازیشدهاش آماری در بارهی بیکاری جوانان در افغانستان منتشر کرده که بر اساس آن، نرخ بیکاری در گروه سنی15 تا 24 سال در افغانستان در سال 2022 به 17.54 درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشاندهندهی بالاترین سطح از سال1991 تا اکنون بوده استIL/World Bank, 2025) ). این رقم درسال 2023 اندکی به 17.29 درصد و در سال 2024 به16.69 درصد کاهش یافت، و در سال 2025 به 16.78 درصد رسیده است. گفتنی است که ارقام رسمی سازمان بینالمللی کار بر اساس تعریف استاندارد بینالمللی بیکاری محاسبه میشود؛ یعنی تنها افرادی را شامل میشود که بیکار استند.
از سوی دیگر، بانک جهانی در گزارش «توسعهی افغانستان» در اپریل2025 تصریح کرده که تقریباً از هر 4 جوان افغان در گروه سنی 15 تا 29 سال 1 نفر بیکار است و بسیاری از افراد شاغل، در مشاغل کمبازدِه و غیررسمی که با سطح تحصیلات شان تناسبی ندارد فعالیت میکنند .(World Bank, 2025a) این گزارش هشدار میدهد تا سال (2030)،1.7 میلیون جوانِ دیگر وارد بازار کارِ اشباعشده افغانستان خواهند شد.
گزارش دسمبر 2025 بانک جهانی همچنان به بازگشت بیش از2 میلیون مهاجر از ایران و پاکستان اشاره میکند؛ امری که تقاضا در برخی بخشها را افزایش داده، فشار مضاعفی نیز بر بازار کار وارد ساخته است.
مبانی نظری
این پژوهش بر پایهی سه نظریهی اصلی در حوزهی اقتصاد کار و علوم اجتماعی استوار است.
الف) نظریهی سرمایهی انسانی
نظریه «سرمایه انسانی» بر این اصل استوار است که آموزش و تحصیل نوعی سرمایهگذاری در نیروی انسانی است که باید در قالب بهرهوری بالاتر، اشتغال پایدار و درآمد بیشتر بازدهی داشته باشد. بر اساس این نظریه، هرچه سطح تحصیل بالاتر باشد، شانس اشتغال و درآمد بیشتر خواهد بود.
ب) نظریهی بازار کار تقسیمشده
نظریهی بازار کار تقسیمشده، بازار کار را به دو بخش اصلی تقسیم میکند: بخش رسمی که دارای مشاغل پایدار، مزد مناسب، امنیت شغلی و حمایتهای قانونی و اجتماعی است؛ و بخش غیررسمی که با درآمد ناپایدار، بیثباتی شغلی و فقدان حمایتهای قانونی مشخص میشود.
ج) رویکرد آسیبپذیری اجتماعی
رویکرد آسیبپذیری اجتماعی، بیکاری را پدیدهای چندبُعدی میداند که نه تنها درآمد فرد را تحت تأثیر قرار میدهد که ابعاد روانی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی فرد را نیز متأثر میسازد. بیکاریِ طولانیمدت به ویژه در میان جوانان دانشآموخته میتواند به احساس بیهدفی، افسردگی، گسست اجتماعی و کاهش اعتماد به نفس منجر شود.
هدفهای پژوهش
- بررسی وضعیت شغلی جوانان فارغالتحصیل از دانشگاههای افغانستان در چهار سال اخیر.
- سنجش میزان اشتغال و بیکاری جوانان فارغالتحصیل دانشگاه در دورهی 2022- 2025.
- شناسایی چالشهای اصلی فارغان دانشگاهی در دسترسی به فرصتهای شغلی مناسب.
- ارائهی پیشنهادهای مستند برای بهبود وضعیت اشتغال جوانان فارغالتحصیل.
پرسشهای پژوهش
- وضعیت شغلی جوانان فارغالتحصیل از دانشگاهها در چهار سال اخیر در افغانستان چگونه است؟
- میزان بیکاری و اشتغال جوانان فارغالتحصیل در این دوره چه اندازه بوده است؟
- جوانان فارغالتحصیل با چه چالشهای اصلی در دسترسی به شغل مناسب مواجه هستند؟
- راهکارهای بهبود وضعیت اشتغال جوانان فارغالتحصیل چیست؟
فرضیهی پژوهش
پژوهش حاضر بر این فرض استوار است، میان محتواهای آموزشی دانشگاههای افغانستان و نیازهای واقعی بازار کار تناسب و هماهنگی لازم وجود ندارد.
نوعیت پژوهش
پژوهش حاضر از نوع کمّی و توصیفی-تحلیلی است که با استفاده از روش پیمایشی اجرا شده است.
جامعهی آماری
جامعهی آماری این پژوهش شامل جوانانی است که در سالهای 2022، 2023، 2024 و 2025 از دانشگاههای دولتی و خصوصی افغانستان فارغالتحصیل شده اند. البته این سروی، فارغالتحصیلان دختر را تنها تا 20 دسمبر.2022، در نظر گرفته؛ زمانی که بر اساس دستور رهبری امارت اسلامی، ادامهی تحصیل دختران در مؤسسات تحصیلات عالی تا امر ثانی متوقف شد. گروه سنی جامعهی آماری 15 تا بالای 35 سال بوده و این جامعه در 25 ولایت افغانستان پراکنده است.
روش نمونهگیری و حجم نمونه
با توجه به فقدان چارچوب نمونهگیری دقیق (عدم دسترسی به فهرست کامل فارغالتحصیلان) از روش نمونهگیری خوشهای طبقهبندیشده استفاده شده است. پرسشنامه از طریق شبکههای اجتماعی، شبکههای دانشگاهی و کانالهای محلی توزیع شده است. حجم نمونهی نهایی 1509 تن دانشجوی فارغالتحصیل در 25 ولایت میباشد.
روش تجزیه و تحلیل و ابزار آن
در پژوهش حاضر، با استفاده از نرمافزار (SPSS) در گام نخست دادههای گردآوریشده، در ساختار پرسشنامه کدگذای شد؛ سپس پرسشنامهها مطابق کدهای دادهشده وارد برنامهی (SPSS) شده است. پس از آن دادهها با استفاده از روشهای تحلیل آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین) و نمایش نتایج از طریق جدولها و نمودارها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و یافتهها توصیف شده است.
محدودیتها
- نبود دسترسی کامل به تمام آمار و فهرست فارغالتحصیلان در ولایات و مناطق دورافتاده.
- عدم اعتماد شماری از جوانان به نهادهای تحقیقاتی و رسانهای.
- خودسانسوری برخی پاسخدهندگان به دلیل فشارهای اجتماعی.
بخش دوم؛ تجزیه و تحلیل دادهها
جمعیتشناختی پاسخدهندگان
پاسخدهندگان از نظر جنسیت شامل مردان با 60.6٪ زنان با 39.4٪ میباشند.

46.2٪ پاسخدهندگان در گروه سنی 25–29 سال، 31.4٪ در 20–24 سال، 18.6٪ در میان 30– 34 سال و 3.8٪ بالاتر از 35 سال میباشند.

کابل با 15.7 درصد بیشترین آمار اشتراککننده و پکتیا با 0.5 درصد کمترین آمار اشتراک کننده را در میان 25 ولایت به خود اختصاص داده است.

در سروی انجامشده 78.9٪ از پاسخدهندگان در مناطق شهری زندگی میکنند و 21.1٪ دیگر در مناطق روستایی سکونت دارند.

٪54.4 از پاسخدهندگان در سال 2022 فارغ شده اند، ٪21.9 در سال 2023، ٪15 در سال 2024 و ٪8.7 در سال 2025 فارغالتحصیل شده اند.

٪71.9 از پاسخدهندگان مدرک تحصیلی لیسانس اند ٪19.2 دارای مدرک فوق بکلوریا و ٪9.2 دارای مقطع ماستری میباشند.

٪65.3 را جوانان فارغالتحصیل دانشگاههای دولتی تشکیل میدهد، در مقابل، ٪34.7 از پاسخدهندگان از دانشگاههای خصوصی فارغالتحصیل شده اند.

رشتهی تحصیلی ٪50.1 پاسخدهندگان علوم اجتماعی و ٪49.9 علوم طبیعی بوده است.

٪59.7 پاسخدهندگان گفته اند که درسهای دانشگاهی آنان را برای ورود به بازار کاری آماده کرده است، در مقابل ٪40.3 پاسخ منفی داده اند.

از میان 1509 جوان، ٪65.9 بیکار و ٪34.1 شاغل اند؛ امریکه بیانگر سطح بلند بیکاری در میان جوانان فارغالتحصیل دانشگاههاست.

وضعیت عمومی شغلی در میان جوانان فارغالتحصیل در چهار سال اخیر
از هر 10 جوان فارغالتحصیل دانشگاه، 7 تن بیکار استند
از میان 1509 جوان فارغالتحصیل دانشگاههای دولتی و خصوصی در 25 ولایت که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته اند، 65.9 درصد معادل 994 تن بیکار اند و 34.1 درصدر معادل 515 تن موفق به دریافت شغل شده اند؛ یعنی از هر 10 جوان فارغالتحصیل نزدیک به 7 تن بیکار اند.
٪20.2 گفته اند که بین 6 ماه تا یک سال بیکار بوده اند و ٪56 که بیشترین بخش پاسخدهندگان را تشکیل میدهد که بین دو تا سهسال بیکار بوده اند و در نهایت٪23.8 از افراد مورد بررسی بیش از سه سال است در وضعیت بیکاری قرار دارند.

٪49.2 میگویند که بهطور کامل به شیوههای نوشتن روزمهی کاریابی یا سیوی، آشنایی دارند و ٪41.4 گفته اند تا اندازهای بلد اند در حالیکه ٪9.4 هیچ آشنایی با آن ندارند.

٪45.1 پاسخدهندگان خواهان کار در سازمانهای بینالمللی یا نهادهای غیردولتی، ٪23.7 شغلهای خصوصی را ترجیح میدهند، ٪18.6 تمایل به اشتغال در بخش دولتی دارند و ٪12.6 کار آزاد یا ایجاد کسبوکار شخصی را بهعنوان گزینهی مطلوب خود انتخاب کرده اند.

٪77.7 گفته اند که بیکاری بر روان و روحیهی آنان تأثیر منفی زیادی داشته است، ٪18.4 از تأثیر منفی زیاد گفته اند، در مقابل، ٪3 تأثیر کم و تنها ٪0.9 گفته اند که بیکاری هیچ تأثیری بر وضعیت روانی آنان نداشته است.

٪65.3 از پاسخدهندگان فشار اقتصادی و مالی را اصلیترین عامل بیکاریشان بیان کرده اند، ٪31.2 فشار روانی و اضطراب را مهمترین چالش دانسته اند و ٪3.5 کاهش روابط اجتماعی را مشکل عمده در این دوره عنوان کرده اند.

بررسی وضعیت اشتغال، درآمد و رضایت شغلی فارغان دانشگاهها از 2022 – 2025
از میان 1509 جوان اشتراککننده در این بررسی، 515 تن که 34.1٪ درصد جمعیت آماری را تشکیل میدهند موفق به یافتن شغل شده اند. با این حال، 65.5٪ از آنان در شغلهای ( کاملا یا نسبتا) خلاف رشتهی تحصیلی خود فعالیت میکنند. همچنین 71.7٪ شاغلان از رضایت شغلی کمی برخوردارند یا هیچ رضایت ندارند. افزون بر این، 35.5٪ از پاسخدهندگان بین یک تا دو سال در انتظار یافتن شغل مناسب بوده اند.
٪45.6 پاسخدهندگان در نهادهای خصوصی مشغول کار اندکه بیشترین سهم را تشکیل میدهد. پس از آن، ٪24.1 در نهادهای دولتی فعالیت دارند. همچنین ٪16.3 در سازمانهای بینالمللی کار میکنند و ٪14 نیز کسب و کار آزا دارند.

٪38.1 از پاسخدهندگان در کمتر از 6 ماه توانسته اند وارد بازار کار شوند. همچنین ٪26.4 بین 6 ماه تا 1 سال، ٪20.4 در مدت 1 تا 2 سال و ٪15.1 پس از بیشتر از 2 سال موفق به یافتن اولین شغل خود شده اند.

٪84.7 از طریق صفحههای کاریابی، آزمونهای رقابتی یا مراجعه مستقیم به دفتر های کاری استخدام شده اند، در مقابل، ٪15.3 از پاسخدهندگان از طریق واسطه و شناخت به شغل فعلی خود دست یافته اند.

٪34.5 از پاسخدهندگان، شغلی مرتبط با رشتهی تحصیلیشان دارند، ٪44.3 گفته اند که شغل شان تا حدی با رشتهی تحصیلیشان ارتباط دارد، در حالیکه ٪21.2 در شغلهای کاملا غیر مرتبط با رشته تحصیلی شان مصروف اند.

٪37.6 از پاسخدهندگان درآمدی بین 6000 تا 10000 افغانی دارند. ٪27.8 ماهانه حدود 10000 الی 20000 افغانی، و ٪22.9 بین 2000 تا 5000 افغانی عاید دارند. همچنین ٪8 بین 20000 – 40000 و تنها ٪3.7 بالاتر از 40000 افغانی، حقوق ماهانه دریافت میکنند.

٪65.9 از پاسخدهندگان از شغل خود رضایت کم دارند، ٪28.3 رضایت زیاد و ٪5.8 هیچگونه رضایتی ندارند.

نتیجهگیری
این پژوهش با هدف بررسی وضعیت اشتغال جوانان فارغالتحصیل دانشگاههای افغانستان در بازهی زمانی 2022 تا 2025 و بر اساس دادههای گردآوریشده از 1509 پاسخدهنده در 25 ولایت انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که وضعیت اشتغال فارغان دانشگاهی با چالش جدی مواجه بوده و نرخ بیکاری در میان آنها به 65.9 درصد میرسد؛ در حالی که تنها 34.1 درصد موفق به ورود به بازار کار شده اند. این امر بیانگر شکاف عمیق میان ظرفیت نیروی انسانی تحصیلکرده و توان جذب بازار کار است.
نتایج همچنین نشان میدهد که بخش قابل توجهی از بیکاری، ماهیت بلندمدت دارد؛ به گونهای که بیش از نیمی از افراد بیکار بین دو تا سه سال و بخشی دیگر بیش از سه سال در این وضعیت باقی مانده اند. این روند نشاندهندهی محدودیت فرصتهای شغلی پایدار و کندی فرآیند جذب فارغان در ساختار بازار کار افغانستان است.
در بخش اشتغال نیز، عدم همخوانی میان رشتههای تحصیلی و نوع مشاغل مشاهده میشود؛ طوریکه بخش زیادی از افراد شاغل در مشاغلی فعالیت دارند که یا کاملاً نامرتبط و یا تا حدی مرتبط با رشتهی تحصیلی آنها است. این وضعیت افزون بر کاهش بهرهوری نیروی انسانی، موجب کاهش رضایت شغلی شده و بخش عمدهای از شاغلان سطح رضایت پایینی از وضعیت کاری خود دارند.
در سوی دیگر، یافتهها نشان میدهد که مهمترین عاملهای بیکاری از دید پاسخدهندگان شامل کمبود فرصتهای شغلی، نبود تجربهی کاری، ضعف مهارتهای کاریابی و شرایط اقتصادی محدودکننده است.
در مجموع، نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بازار کار افغانستان در سالهای مورد بررسی، ظرفیت کافی برای جذب مؤثر فارغان دانشگاهی نداشته و این وضعیت ضرورت بازنگری اساسی در سیاستهای آموزشی، تقویت مهارتهای کاربردی و ایجاد پیوند مؤثر میان نظام تحصیلات عالی و نیازهای واقعی بازار کار را برجسته میکند.
پیشنهادهای کاربردی
- بازنگری در برنامههای آموزشی دانشگاهها
با وجود آنکه 59.7 درصد فارغان معتقدند دانشگاه آنان را برای بازار کار آماده کرده است، اما 65.5 درصد شاغلان در مشاغل کاملاً یا نسبتاً نامرتبط با رشته تحصیلی خود کار میکنند. این نشان میدهد که میان محتوای آموزشی و نیاز واقعی بازار کار شکاف وجود دارد.
پیشنهاد
- بازنگری نصاب درسی بر اساس نیازهای بازار.
- افزایش درسهای مهارتی و عملی.
- اجباری شدن کارآموزی (Internship) در سال آخر تحصیل.
- ایجاد مراکز خدمات شغلی در دانشگاهها
بیش از نیمی از فارغان بین دو تا سه سال بیکار مانده اند و نزدیک به یکچهارم بیش از سه سال بیکار بوده اند.
پیشنهاد
- ایجاد «دفتر راهنمای شغلی» در همه دانشگاهها.
- آموزش تهیهی رزومه، مصاحبه شغلی و جستوجوی کار.
- برگزاری نمایشگاههای استخدام.
- ایجاد بانک اطلاعاتی فارغان و فرصتهای شغلی.
- توسعهی مهارتهای دیجیتال و زبانهای خارجی
تمایل 45.1 درصد پاسخدهندگان به کار در سازمانهای بینالمللی نشان میدهد که بسیاری از فارغان به فرصتهای رقابتیتر علاقهمندند، اما این بخش معمولاً مهارتهای زبانی و دیجیتال بالاتری میطلبد.
پیشنهاد
- آموزش حرفهای زبان انگلیسی.
- آموزش مهارتهای کامپیوتری، تحلیل داده، مدیریت پروژه و هوش مصنوعی.
- صدور گواهینامههای معتبر مهارتی در کنار مدرک دانشگاهی.
- تقویت کارآفرینی و کسبوکارهای کوچک
تنها 12.6 درصد جوانان کار آزاد یا ایجاد کسبوکار شخصی را انتخاب کرده اند؛ این رقم نشاندهنده ضعف فرهنگ کارآفرینی است.
پیشنهاد
- ایجاد مراکز رشد و شتابدهندههای کسبوکار در دانشگاهها.
- آموزش مدیریت مالی و کارآفرینی.
- فراهمسازی وامهای کوچک و کمبهره برای فارغان.
- حمایت از کسبوکارهای نوپا بهویژه در حوزه فناوری و خدمات.
- تمرکز بر اشتغال مناطق روستایی
بیش از 78 درصد پاسخدهندگان شهری استند؛ این امر نشان میدهد که فرصتهای آموزشی و کاری در مناطق روستایی محدودتر است.
پیشنهاد
- توسعه پروژههای زراعتی، صنایع کوچک و خدمات محلی در روستاها.
- گسترش اینترنت و زیرساختهای دیجیتال.
- ایجاد نظام منظم رصد بازار کار
در افغانستان اطلاعات منظم و سالانه در باره وضعیت فارغان دانشگاهی بسیار محدود است.
پیشنهاد
- ایجاد سامانه ملی ردیابی فارغان دانشگاهها.
- انتشار گزارش سالانهی اشتغال فارغان.
- پیشبینی نیازهای آیندهی بازار کار برای هدایت رشتههای دانشگاهی.






