بددادن زنان برای حل منازعات خانوادگی، هنوز هم در برخی مناطق افغانستان یک رسم پایدار و آسیبزا است. این رسم، هنوز هم زندگی بسیاری از زنان را با مشکلات سخت روبهرو کرده است که نه تنها حقوق اساسی زنان را پایمال میکند، بل زندگی روانی، اجتماعی و آموزشی آنان را نیز زیر تأثیر قرار میدهد.
گلمکی، باشندهی کنر که ۲۹ سال دارد، میگوید که حدود پنج سال پیش، زمانی که هنوز خیلی کمسن بود، در بد داده شده است. به گفتهی او، اختلاف خانوادگی بر سر آب که به خشونت با خانوادهی دیگر انجامید، به قربانیشدن او انجامید. گلمکی، میافزاید بدون این که با او مشورت شود، پدر و کاکایش بر بنیاد تصمیم جرگهی منطقه، او را به طرف مقابل به ازدواج دادند که تمام امیدهای آیندهاش بر باد رفت.
او، از زندگی تلخ کنونی خود چنین میگوید: «من خیلی ناراحت بودم، گریه میکردم، اما صدایم را کسی نشنید؛ چون تصمیم قبلاً گرفته شده بود. ظاهراً اختلاف حل شد؛ اما هنوز میان دو خانواده فاصله وجود دارد. زندگی من سخت است، عادتکردن به خانوادهی جدید به من دشوار است. فشار روانی، نداشتن تحصیلات و گاهی بدرفتاری، مشکلاتی اند که با آنها روبهرو هستم. حقوقم پایمال شده؛ زیرا تصمیم زندگی من بدون رضایت من گرفته شد. اقدام خاصی نکردهام؛ چون نه حمایتی دارم و نه از راههای قانونی اطلاعاتی دارم.»
تنها گلمکی نیست که از زندگی کنونی در بد دادهشدن رنج میبرد. خاتوله، دیگر باشندهی کنر که در نتیجهی اختلاف به خانهی کاکایش به ازدواج داده شده، هر لحظه با خشونت خانگی روبهرو است. به گفتهی او، شش سال پیش که خیلی خردسال بود، بزرگان جرگه و ریشسفیدان دو خانواده، او را برای حل آن اختلاف، قربانی بد کردند.
او، میگوید: «اکنون زندگی من بسیار سخت است، خوشحال نیستم و با فشار روانی روبهرو هستم. با خشونت خانگی، محدودیتها و مشکلات روانی روبهرو هستم و همچنین استقلال ندارم. احساس میکنم حقوقم پایمال شده؛ زیرا تصمیم در بارهی من بدون رضایت من گرفته شد. چند بار فکر کردهام؛ اما به دلیل فشار خانواده و رسوم، اقدام عملی نکردهام. از راههای قانونی استفاده نکردهام؛ زیرا از یک سو حمایتی نداشتم و از سوی دیگر، رسوم جامعه و ترس مانع بوده اند.»
نوریه، دیگر باشندهی کنر است که به دلیل دادهشدن در بد، روند آموزشش نیمهتمام ماند. او ۲۸ سال دارد و میگوید که هیچ کس صدایش را نشنید، حق انتخاب آیندهاش را به ظلم از او گرفتند و تحصیلاتش هم نیمهتمام ماند.
او، میافزاید: «آن زمان خیلی ترس و اندوه را احساس میکردم؛ نمیدانستم آیندهی من چه خواهد شد و هیچ کس به حرفم گوش نکرد. با فشار روانی، خشونت و نبود زندگی آزاد روبهرو هستم. تحصیلم ناقص ماند. هنوز با مشکلات زندگی میکنم. آزادی ندارم و بیشتر وقت خود را تنها و بیکمک حس میکنم. حقوق من برای زندگی، تحصیل و تعیین آیندهام پایمال شده؛ چون فشارهای اجتماعی و محدودیتهای خانوادگی زیاد است. همچنین، مرجع حمایتی قوی ندارم که به من کمک کند.»
حقوقدانان، در بددادن دختران را ارتکاب جرمی دیگر برای پنهانکردن یک جرم میدانند. رشیدخان شینواری، کارشناس مسائل حقوقی، میگوید که در بددادن زنان، هم طبق قوانین موجود جرم است و هم شریعت اسلامی اجازهی آن را نداده است. او، باورمند است چنین کاری توهین به کرامت انسانی زنان است و در حل اختلافها تنها بهسان مال از آنها استفاده میشود.
او، میافزاید: «به دلیل انتساب جرم، عواقب آن نمیتواند به دیگری سرایت کند. این حکم در قرآنکریم نیز ذکر شده است، ترجمه: هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد. علاوه بر آن، در قوانین کشورها نیز این موضوع ذکر شده که جرم یک اقدام شخصی است و تمام عواقب جرم تنها شامل کسی میشود که مرتکب جرم شده و به دیگران سرایت نمیکند. این موضوع در قوانین جزایی کشورها به عنوان جرم شناخته میشود. مادهی ۶۴۰ قانون جزای افغانستان و همچنین مادهی ۲۵ قانون منع خشونت علیه زنان، این عمل را جرمانگاری کرده و مرتکبان چنین اعمالی قابل مجازات هستند.»
همزمان، احسانالله محسن، یکی از محتسبان ریاست امربهمعروف، نهیاز منکر و سمع شکایات کنر، میگوید که در شریعت، دادن دختران در بد برای حل اختلافها هیچ مشروعیتی ندارد و این کار ناروا است. به گفتهی او، از سوی رهبری امارت اسلامی نیز فرمانی در این باره صادر شده که دادن دختران در بد ممنوع است؛ بنابراین، این عمل شرعاً مجاز نیست.
او، میافزاید: «زنی که عاقل و بالغ باشد، در ازدواج خود مختار است؛ بنابراین، نمیتوان او را به زناشویی اجباری داد. اگر کسی چنین کاری کند، میتواند به دادگاه مراجعه کند. شرعاً کار ناروا و ناجایزی است. اگر کسی چنین کند، مجازاتش این است که خود ما محتسبان ریاست امربهمعروف، او را به دادگاه ارجاع میدهیم، موضوع را به دادگاه میفرستیم و از آن جلوگیری میکنیم. تا حد زیادی از این کارها جلوگیری شده، این موضوعها بیشتر حل شده اند و اکنون نیز تلاشها ادامه دارد تا این مسائل به طور کامل حل شوند.»
احمد ذکی، کارشناس امور اجتماعی، باورمند است که رسم دادن زنان در بد، ریشههای عمیق فرهنگی و اجتماعی دارد که با رسوم نادرست گذشته و ادامهی ناآگاهی مرتبط است. او، خواستار افزایش آگاهی عمومی شده است که به کمک آن میتوان سطح این گونه رسوم نادرست را کاهش داد. «آگاهی عمومی در این زمینه بسیار مهم است. آگاهی عمومی میتواند ذهن مردم را باز کند. هر کسی قتلی مرتکب شد، باید خودش در قتل کیفر بیند یا خودش مجازات ببیند. زنان انسانهای معصوم و بیآزار و نیمی از جمعیت این جامعه هستند و این جامعه به زنان آباد است. پس دادن زنان در بد، خواهر و دختر را در بددادن، کار خوبی نیست و این اوج جهالت است. اگر آگاهی عمومی ایجاد شود، به مردم اطلاعات داده شود و هر کسی سزای کار خود را ببیند، به نظر من این عدالت و انصاف است و در این زمینه به طبقهی زنان آسیب خاصی نخواهد رسید.»
در حالی که قانون، شریعت و ارزشهای انسانی همه دادن زنان در بد را رد میکنند، هنوز این رسم در برخی مناطق وجود دارد. افزایش آگاهی عمومی، اجرای قانون و تحول فکری جامعه، راههایی اند که میتوانند از این رسم نادرست پیشگیری کنند.






