یافتههای سلاموطندار از گفتوگو با ۴۰ زن داوطلب در ۱۱ ولایت افغانستان نشان میدهد که آنان به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، کسب تجربهی کاری، حفظ ارتباط با حرفه، رشد مهارتها، علاقه به کار و خدمت به مردم، به فعالیتهای داوطلبانه رو آورده اند.
از میان این زنان، ۱۵ تن در رسانهها، ۱۴ تن در بخش آموزش، نُه تن در بخش قابلگی و دو تن دیگر در نهادهای خیریه به گونهی داوطلبانه فعالیت دارند. ۲۵ تن از زنان گفتوگوشونده، نبود فرصتهای شغلی و نیاز به کسب تجربهی کاری، ۱۰ تن حفظ رابطه با حرفه، کسب تجربه و علاقه به مسلک و پنج تن دیگر انگیزهی خدمت به کشور و تقویت مهارتهای حرفهای را، دلیل اصلی روآوردن به فعالیتهای داوطلبانه عنوان کرده اند.
کمبود فرصتهای شغلی؛ انگیزهای برای روآوردن به کار داوطلبانه
مروهی ۱۸ساله از کابل، میگوید که علاقه به خدمت، کسب تجربه و تقویت مهارتها، او را به فعالیت داوطلبانه در بخش رسانه کشانده است. «علاقه و خدمت به مردم، کسب تجربهی کاری و رشد مهارتها، از مهمترین انگیزههای من برای فعالیت رضاکارانه است. یقین دارم که هر انسان میتواند بدون امتیاز مادی، تأثیر مثبت به جامعه بگذارد.»
مریم ۲۵ساله از فاریاب، برای کسب تجربه، دورنماندن از حرفه و به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، ناگزیر به پذیرش کار داوطلبانه شده و نزدیک به دو سال است که در یک رسانهی محلی کار میکند. «به دلیل کمبود فرصتهای شغلی بود که مجبور شدم کار رضاکارانه را بپذیرم و حداقل در یک محیط کاری فعالیت داشته باشم و همچنین از محیط کاری و مصروفیت دور نباشم.»
صوفیا محمدی، قابلهی ۲۸ساله از نورستان، هشت ماه میشود که در یک شفاخانه برای کسب تجربهی عملی و خدمت به مادران و نوزادان، کار داوطلبانه را آغاز کرده است. «نزدیک به هشت ماه میشود که به عنوان رضاکار و بدون معاش در شفاخانهی نورستان کار میکنم. پس از ختم تحصیل، خواستم هم تجربهی کاری به دست بیاورم و هم به مادران و کودکان خدمت کنم. با وجود این که معاش ندارم، به خاطر علاقه به مسلکم این وظیفه را پیش میبرم.»
هزینههای سنگین کار داوطلبانه
شماری از زنان شرکتکننده، هزینههای رفتوآمد، مصرف اینترنت، نداشتن درآمد ثابت، مخالفت خانواده، کمبود امکانات و ناروشنبودن آیندهی شغلی را، از مهمترین چالشهای فعالیت داوطلبانه عنوان کرده اند.
مسکای ۲۰ساله از کابل که به عنوان استاد داوطلب در یک مکتب فعالیت میکند، میگوید که حتا تأمین هزینهی اینترنت برایش دشوار است. «من بدون معاش در یک مکتب معلم هستم. بزرگترین مشکلم نبود اینترنت است. وقتی برای خرید اینترنت یا دیگر نیازهای درسی پول لازم داشته باشم، مجبور میشوم از خانواده کمک مالی بگیرم.»
بیبی حوای ۲۴ساله از ننگرهار که یکونیم سال است در یک رسانه کار میکند، از فشار هزینههای رفتوآمد و نداشتن درآمد ثابت شکایت دارد. «در دوران فعالیت داوطلبانه با مشکلهایی روبهرو هستم. هزینههای رفتوآمد، تأمین نیازهای شخصی و نداشتن درآمد ثابت، از بزرگترین چالشهای من است.»
ملالی ۲۰ساله از بغلان که شش ماه میشود به عنوان قابله به صورت داوطلبانه فعالیت میکند، از فشار اقتصادی و گلایههای خانوادهاش از کار بدون درآمد، شکایت دارد. «این که بدون معاش کار کنی، خیلی خستگی داشته، سخت است که کار کنی و دستمزد نداشته باشی. با وجود گلایههای فامیل، باز هم کوشش خود را کردم که هم کار را یاد بگیرم و هم در خدمت مردم باشم.»
امید به استخدام؛ وعدهای که هنوز عملی نشده است
با وجود این دشواریها، بسیاری از این زنان هنوز امیدوار اند که فعالیت داوطلبانه، زمینهی استخدام رسمی آنان را فراهم کند. نورالسمای ۲۶ساله از جوزجان و ثریای ۳۶ساله از فاریاب که بیش از یک سال است در رسانهها فعالیت دارند، میگویند که با وجود وعدهی استخدام از سوی مسئولان رسانه در آغاز همکاری، هنوز هم استخدام نشده اند.
نورالسما، میگوید: «زمانی که برای همکاری رضاکارانه درخواست دادم، گفتند اگر عملکردم خوب بود و تجربهام بیشتر شد، در صورت نیاز، به صورت رسمی استخدام خواهند کرد. این موضوع برای من بسیار امیدوارکننده بود؛ زیرا در صورت استخدام، برایم معاش در نظر گرفته میشد.»
ثریا، نیز میگوید: «بلی، برای ما وعدهی استخدام دادند و تلاش دارند استخدام کنند؛ ولی نمیتوانند استخدام کنند؛ چون فعلاً امکانات مالی ندارند.»
کارشناسان: کار بدون معاش راهحل پایدار نیست
در همین حال، کارشناسان مسائل اقتصادی، میگویند که گسترش کارهای داوطلبانهی بدون معاش به ویژه میان زنان، ممکن در کوتاهمدت به تداوم فعالیت برخی نهادها و کسب تجربهی کاری کمک کند؛ اما در درازمدت پیامدهای منفی اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد و برای کاهش این وضعیت، باید فرصتهای شغلی پایدار ایجاد شود.
قطبالدین یعقوبی، کارشناس مسائل اقتصادی، در این باره میگوید: «برای این که بتوانیم از این موضوع جلوگیری کنیم، باید روی کارهای کوتاهمدت تولیدی، بیشتر کار کنیم، بخشهای فنی را فعال بسازیم، به ظرفیتها و فرصتهایی که در محل زندگی این افراد وجود دارد، توجه کنیم، بالای سکتورهای اقتصادی که به شکل میانمدت، کوتاهمدت و درازمدت باشد، تمرکز کنیم.»
به باور روانشناسان، قدردانی، حمایت اجتماعی و فراهمکردن فرصتهای بهتر برای زنان رضاکار، نقش مهمی در حفظ انگیزه و سلامت روان آنان دارد. نصرتالله فروتن، روانشناس، میگوید که کار طولانیمدت بدون معاش به ویژه در شرایط دشوار اقتصادی افغانستان، میتواند پیامدهای منفی بر سلامت روان زنان داشته باشد.
او، میافزاید: «کار طولانیمدت بدون معاش، به خصوص در شرایط اقتصادی فعلی افغانستان، میتواند باعث خستگی، فشار روانی و کاهش انگیزه شود. وقتی فرد احساس میکند که تلاشهایش دیده نمیشود یا نتیجهی مالی ندارد، ممکن اعتمادبهنفسش کم شود و احساس ناامیدی برایش پیدا شود و ادامهی این وضعیت برای مدت زیاد، میتواند باعث فرسودگی روانی شود.»
از سوی دیگر، فعالان حقوق زن، میگویند که کمبود فرصتهای شغلی برای زنان سبب شده است که بسیاری از آنان برای حفظ احساس مفیدبودن، کسب تجربه و دورنماندن از محیط کار، از ناچاری به فعالیتهای رضاکارانه رو بیاورند. ذکیه علیزاده، فعال حقوق زن، میگوید: «زنان مجبور به کار رضاکارانه میشوند؛ چون خودِ کار، احساس ارزشمندی و مفیدبودن بسیار مهم است. کسانی که شغل ندارند، احساس درماندگی، کمارزشی و غیرمفیدبودن میکنند که بسیار ناامیدکننده است.»
در سالهای پسین، با کاهش فرصتهای شغلی به ویژه برای زنان، فعالیتهای داوطلبانه به یکی از راههای حفظ ارتباط با محیط کار، کسب تجربه و تقویت مهارتهای حرفهای تبدیل شده است. بسیاری از زنان، برای مدت طولانی بدون دریافت معاش در بخشهای مختلف از جمله رسانه، آموزش، خدمات صحی و نهادهای خیریه، فعالیت میکنند و همچنان در انتظار فرصتهای شغلی پایدار و استخدام رسمی اند.






