عباس حبیبی استم، دانشآموز صنف یازدهم مکتب. در کنار برنامههای مکتب و کتابهای درسی، بخشی از وقتم را به آموزش و فعالیتهای اجتماعی گره زدهام؛ چرا که باور دارم ساختن فردا، از همین امروز و از پشت همین میزهای صنف آغاز میشود. امروز میخواهم برای دقایقی، شما را به تماشای یک تجربه شخصی دعوت کنم؛ داستان آشنایی و زندگی من با پدیدهای به نام هوش مصنوعی.
راستش را بخواهید، در روزهای نخست ظهور این تکنالوژی در جهان، اطلاعات چندانی از آن نداشتم و البته برای من مسئلهای نیز، نبود. همه چیز در یک روز معمولی و میان یک گفتوگوی دوستانه جرقه خورد. دوستم از تحولات شگفتانگیز جهان و ابزارهای تازه و جدید میگفت و در این میان، نام «هوش مصنوعی» بارها تکرار شد. آن گفتوگو، حس کنجکاوی را در من بیدار کرد. همان روز آستین بالا زدم و جستوجو در این دنیای ناشناخته را آغاز کردم تا بفهمم این پدیده چیست و چه کارهایی میتواند برای انسان انجام بدهد.
برداشت و فهم اولیهام، مثل خیلیهای دیگر، سطحی و گذرا بود. فکر میکردم هوش مصنوعی صرفاً یک برنامهی سرگرمکننده برای گذراندن وقت است؛ ابزاری که شاید بتواند یک متن کوتاه بنویسد، جملهای را ترجمه کند یا غلطهای املایی را اصلاح کند؛ اما وقتی قدم به درون این دنیا گذاشتم و ابزارهای مختلف را شخصاً آزمایش کردم، با حقیقتی بسیار بزرگتر روبهرو شدم. فهمیدم که هوش مصنوعی فراتر از یک ابزار ساده، یک فناوری وسیع، قدرتمند و تحولآفرین برای آسانترساختن زندگی انسان است.
گامهای نخست من ساده بود. با هوش مصنوعی شروع کردم. به عنوان دانشآموزی که به دنبال یادگیری زبان انگلیسی بود، سوالات گرامری و چالشهای نگارشیام را از او میپرسیدم. تماشای این که چگونه پیچیدهترین مفاهیم را به سادهترین، واضحترین و قابلفهمترین شکل ممکن برایم بازگو میکرد، شگفتانگیز بود. کمکم ساحهی آشناییام بزرگتر شد. از پاسخ به پرسشهای علمی و پژوهش گرفته تا طراحی پوسترهای گرافیکی، تهیه سلایدهای ارائهی صنف، مدیریت زمان، برنامهریزی روزانه و تنظیم پلانهای درسی؛ همه چیز رنگ و بوی سرعت و سهولت به خود گرفت.
حالا نزدیک به دوسال است که من و هوش مصنوعی در کنار هم استیم. در این مدت، تغییر بزرگی در سبک زندگی و یادگیری من رخ داده است. این فنآوری نه تنها در وقتم صرفهجویی ایجاد کرده، بل که گرههای ذهنی مرا در موضوعهایی که قبلاً هیچ درکی از آنها نداشتم، گشوده است. برای من، هوش مصنوعی دیگر یک ابزار بیروح نیست؛ او به یک همکار هوشمند، مشاور و راهنمای مسیر پیشرفت شخصیام تبدیل شده است.
بگذارید یک اصل مهم را با شما در میان بگذارم: من هرگز فرمان زندگیام را کاملاً به دست هوش مصنوعی ندادهام. برعکس؛ خودم مطالعه میکنم، عمیقاً فکر میکنم، راه میروم، اشتباه میکنم و میآموزم؛ اما از این فنآوری به عنوان یک دستیار در کنارم بهره میبرم. تفکر، تحلیل و خلاقیت از آن من است و سرعت، نظم و پردازش از آن او.
در پایان، میخواهم پیام صمیمانه به نسل جوان، به ویژه افرادی که تازه قدم در این مسیر گذاشتهاند، داشته باشم: هوش مصنوعی یک همکار قدرتمند است که توسط خود انسان خلق شده، نه جایگزینی برای اراده، تلاش و تفکر انسان. نباید اجازه دهیم حضور این ابزارها، ما را از لذت مطالعه، عمیقشدن و زحمت کشیدن محروم کند. مبادا روزی برسد که بدون این فناوری، از انجام یک کار ساده هم عاجز بمانیم! ما باید اصالت و توانمندیهای فردی خود را حفظ کنیم و از تکنالوژی تنها برای پرواز بلندتر و سریعتر استفاده کنیم. به باور من، آیندهی جهان و کشور ما متعلق به افرادی است که نه از هوش مصنوعی میترسند و نه به آن وابسته و غرق میشوند؛ بل که یاد میگیرند که چگونه هوشمندانه، متعهدانه و هدفمند از آن استفاده کنند.