نخستین بار که با هوش مصنوعی آشنا شدم، تصور نمیکردم روزی به ابزاری تبدیل شود که بخشی از مسیر یادگیری و زندگی روزمرهام را همراهی کند. عمرانالله حبیبی هستم و در رشتهی کمپیوترساینس تحصیل میکنم. علاقهی من به تکنولوژی از سالهای مکتب آغاز شد؛ زمانی که برایم جالب بود بدانم کمپیوتر و فنآوری چه گونه میتوانند کارهایی را که برای انسان دشوار یا زمانگیر هستند، سادهتر کنند. همین کنجکاوی به مرور مرا به دنیای گستردهتر تکنولوژی و سرانجام به هوش مصنوعی رساند.
آشنایی نخستین من با هوش مصنوعی بیشتر از طریق اینترنت و شبکههای اجتماعی شکل گرفت. ویدیوها و مطالبی در بارهی ChatGPT و ابزارهای جدید هوش مصنوعی میدیدم و برایم شگفتانگیز بود که یک سیستم کمپیوتری میتواند با انسان گفتوگو کند، به پرسشها پاسخ بدهد، متن بنویسد، ترجمه کند و در یادگیری موضوعهای مختلف کمک کند. در ابتدا این فنآوری برایم بیشتر شبیه یک اتفاق جالب و تازه بود؛ چیزی که میشد با آن سئوال پرسید و جواب گرفت. اما تصمیم گرفتم فقط تماشاگر این تحول نباشم و خودم آن را تجربه کنم.
نخستین استفادههای من بسیار ساده بود. برای ترجمهی متنهای انگلیسی، یادگیری گرامر، پیداکردن معلومات در بارهی موضوعهای مختلف و پرسیدن سئوالهای روزمره از ChatGPT استفاده میکردم. اما هرچه بیشتر با آن کار کردم، متوجه شدم که هوش مصنوعی بسیار فراتر از یک ابزار برای پاسخدادن به سئوالهای ساده است. میتوان از آن برای یادگیری، تحقیق، برنامهریزی، ایدهپردازی، نوشتن، خلاصهکردن مطالب و حتا برنامهنویسی استفاده کرد. همین تجربه باعث شد نگاه من از یک تکنولوژی جالب به یک ابزار قدرتمند برای یادگیری و پیشرفت تغییر کند.
یکی از مهمترین چیزهایی که در این مسیر یاد گرفتم، این بود که استفادهی درست از هوش مصنوعی خودش یک مهارت است. در آغاز فقط سئوال میپرسیدم و منتظر پاسخ میماندم. اما به مرور فهمیدم کیفیت پاسخ تا حد زیادی به کیفیت پرسش بستگی دارد. حالا اگر بخواهم موضوعی را یاد بگیرم، از هوش مصنوعی میخواهم آن را متناسب با سطح دانش من توضیح دهد، مثال بزند، نکات مهم را مشخص کند و برایم تمرین بسازد. این تغییر شاید ساده به نظر برسد، اما برای من نشاندهندهی تغییر مهمی در شیوهی یادگیری بود.
به عنوان یک دانشجوی رشتهی کمپیوترساینس، هوش مصنوعی برایم در یادگیری برنامهنویسی و مفاهیم کمپیوتری نیز کاربرد زیادی دارد. وقتی بخشی از یک کد را متوجه نمیشوم، میتوانم از آن بخواهم خطبهخط توضیح بدهد یا اشکال احتمالی را بررسی کند. در کنار آن، برای یادگیری زبان انگلیسی نیز از هوش مصنوعی کمک میگیرم؛ از ترجمه و اصلاح جملهها گرفته تا یادگیری لغات، گرامر و تمرین مکالمه. همچنین در تحقیق، آمادهسازی ارائههای درسی، پیداکردن ایده و برنامهریزی برای مطالعه نیز میتواند یک دستیار مفید باشد.
اما شاید مهمترین تغییری که هوش مصنوعی در زندگی من ایجاد کرده، آسانترشدن دسترسی به دانش است. گاهی موضوعی را نمیفهمم یا نمیدانم از کجا باید یادگیری آن را آغاز کنم، هوش مصنوعی میتواند نقطهی شروع خوبی برایم باشد. موضوع پیچیده را ساده کند، مثال بدهد و مسیر یادگیری را مشخص کند. این امکان برای یک دانشجو اهمیت زیادی دارد؛ زیرا یادگیری دیگر فقط محدود به زمان کلاس یا منابع محدودی که در اختیار داریم، نیست. انسان میتواند با پرسیدن سئوالهای درست، مسیر یادگیری خود را تا حد زیادی شخصیسازی کند.
در کنار این فرصتها، استفاده از هوش مصنوعی یک مسئولیت مهم نیز به همراه دارد: نباید هر پاسخی را بدون بررسی پذیرفت. من به مرور متوجه شدم که هوش مصنوعی همیشه درست نمیگوید و گاهی ممکن است اطلاعات نادرست یا ناقص ارائه کند. بنابراین، هوش مصنوعی را جایگزین فکرکردن و تحقیق خودم نمیدانم؛ بل که آن را یک دستیار میدانم. این تفاوت برای من بسیار مهم است. هدف این نیست که ماشین به جای انسان فکر کند؛ هدف این است که انسان بتواند با کمک ماشین بهتر، سریعتر و عمیقتر فکر کند. به همین دلیل، پیام من به جوانانی که تازه با هوش مصنوعی آشنا میشوند، این است: از آن نترسید، اما به آن وابسته هم نشوید. از کارهای ساده شروع کنید، سئوال بپرسید، تجربه کنید و به مرور یاد بگیرید چه گونه از این ابزار استفادهی مؤثر کنید.
من باور دارم هوش مصنوعی میتواند برای نسل جوان افغانستان یک فرصت مهم باشد؛ فرصتی برای یادگیری مهارتهای جدید، دسترسی آسانتر به دانش، رشد علمی، برنامهنویسی، تولید محتوا و حتا ایجاد فرصتهای کاری و تجارتی. آینده متعلق به کسانی نیست که فقط ابزارهای هوش مصنوعی را میشناسند؛ بل که متعلق به کسانی است که یاد میگیرند در کنار این فنآوری، بهتر فکر کنند، بهتر یاد بگیرند و بهتر عمل کنند. برای من، آشنایی با هوش مصنوعی دقیقاً از همین جا آغاز شد: با یک کنجکاوی ساده، اما به مسیری برای یادگیری و نگاهکردن متفاوت به آینده تبدیل شد.






