شماری از زنان در دایکندی، میگویند که داوریهای غیررسمی را برای حل مشکلات حقوقی شان نسبت به مراجعه به نهادهای قانونی ترجیح میدهند.
گفتوگوی سلاموطندار با شماری از زنان و حقوقدانان در دایکندی، نشان میدهد که محدودیتهای اجتماعی، فرهنگی و چالشهای اقتصادی سبب شده تا زنان برای حل مشکلات حقوقی شان به داوریهای غیررسمی یا قومی رو بیاورند.
محمدرضا محمدی، حقوقدان، میگوید که هزینه و زمانبربودن روند قضایی در دادگاهها، کمبود آگاهی و نگاه منفی در اجتماع، زنان را به سوی داوریهای غیررسمی کشانده است. «زنان نخست باید از طریق میانجی، متنفذین قومی به مشکلات شان رسیدگی کنند، وقتی از طریق این مراجع حل نشد، میتوانند با اقامهی دعوا از طریق محاکم عدلی از حق شان دفاع کنند تا مطمئن شوند که مطابق دستور شریعت رسیدگی میشود.»
سرور بهزاد، دیگر حقوقدان، میگوید که مراجعهی زنان به جرگههای قومی برای حل مشکلات حقوقی شان میتواند به حل سریعتر مشکلات خانوادگی آنها کمک کند. به گفتهی این حقوقدان، «فایدهاش این است که میتوانند زودتر مشکلات شان را حل کنند؛ اما بهتر است که از طریق دادگاه پیگیری شود؛ چون یک شیوهی رسمی و مطمئن است.»
در سوی دیگر، قربان حسنی، عالم دین در دایکندی، میگوید که در کنار مراجعه به داوریهای غیررسمی اسلام «حکمیت» را به عنوان نوع میانجیگری برای حل اختلافهای خانوادگی توصیه کرده است. «هدف داوری از طرف زن و شوهر، اصلاح است نه سرزنش نه کوبیدن یک طرف؛ هدف قرآن اصلاح و صلح و سازش دوباره به کانون خانواده است نه این که هر فردی بگوید که ما طرف شوهر استیم و یا طرف زن؛ مسئلهی اصلاح جهتگیری نیست.»
داوری غیررسمی در افغانستان، به روند حل اختلافها از طریق بزرگان قومی گفته میشود که خارج از چهارچوب رسمی دادگاهها و بر اساس عرف و سنتهای اجتماعی انجام میشود. در این روند، به دلیل نداشتن ضمانت اجرایی و چهارچوب مشخص حقوقی، ممکن است حقوق طرفهای دعوا به گونهای که باید رعایت نشود.
با این همه، شماری از زنان در دایکندی، میگویند که مراجعه به دادگاه در جامعهی شان با ننگ و سرزنش همراه است و به جایگاه اجتماعی آنان و خانوادههای شان ضربه میزند.
رؤیای ۳۷ساله، باشندهی یکی از ولسوالیهای دایکندی که ۱۰ سال پیش ازدواج کرده، میگوید که پس از ازدواجش چهار بار برای حل مشکلات خانوادگیاش به جرگهی قومی مراجعه کرده است. او میافزاید: «در شرایطی که ما زندگی میکنیم، همین روش محلی بهتر است؛ اگر به دادگاه میرفتم، شاید مشکل کلانتر میشد یا زندگیام کاملاً خراب میشد و طلاق پیش میآمد. »
گلچهرهی ۲۷ساله، میگوید که ترس از قضاوتهای منفی در اجتماع او را از مراجعه به نهادهای رسمی برای پیگیری مشکلات خانوادگیاش باز داشته است. «اگر در دایکندی یک زن به دادگاه برود، مردم گپ زشت در بارهاش میگویند؛ چند بار میان ما جنگ خانوادگی شده و ما رفتیم پیش بزرگان قومی که به دو طرف ما نصیحت کرد؛ اما گاهی مشکل اساسی حل نمیشود.»
نظیفهی ۲۸ساله، دیگر باشندهی دایکندی، میگوید که به دلیل دسترسینداشتن به دادگاه و محدودیتهای خانوادگی نتواسته مشکلاتش را از طریق مراجع رسمی حل کند؛ امری که به گفتهی او سبب شده تا به حق قانونیاش دسترسی پیدا نکند. «اگر میخواستم دادگاه بروم خیلی دور بود و خانه در ولسوالی بود، به همین دلیل نتوانستم به دادگاه بروم؛ در قسمت طلاقرفتن چقدر طرف مقابل به من ظلم کرده بود؛ اگر به دادگاه مراجعه میکردم تأثیرگذار میبود.»
داوریهای غیررسمی، از شیوههای رایج حلوفصل اختلافها به ویژه در مناطق دوردست افغانستان است که بیشتر بر عرف و سنتیهای محلی استوار است.






