فاصلهی زیاد تا مرکزهای صحی، مشکلات اقتصادی، کمبود پزشک زن، نبود یا کمبود دارو و امکانات درمانی، دسترسی زنان روستانشین به خدمات صحی را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است. بر بنیاد آمار وزارت صحت عامه، اکنون بیش از چهار هزار مرکز صحی و بیش از ۳۵ هزار نیروی صحی در سراسر افغانستان فعالیت دارند.
این گزارش بر پایهی گفتوگو با ۱۹ زن، هشت مرد، چهار پزشک، دو قابله و یک پرستار در ۱۱ ولایت تهیه شده است. از میان ۱۹ زن گفتوگوشونده، ۱۸ تن گفته اند که به خدمات صحی دسترسی آسان ندارند و تنها یک زن از دسترسی نسبی به این خدمات برخوردار است.
زنان شرکتکننده در این گزارش، فقر، کمبود دارو و امکانات در کلینیکهای روستایی، خرابی جادهها، فاصلهی زیاد مرکزهای صحی از محل زندگی و مشکلات ترانسپورتی را، از مهمترین عاملهای محدودکنندهی دسترسی به خدمات صحی عنوان میکنند.
فاطمهی ۳۱ساله، باشندهی ولسوالی نهرین بغلان که از بیماری سنگ کلیه رنج میبرد، میگوید که فاصلهی زیاد تا مرکزهای صحی و نبود وسایل نقلیه، دسترسی او به خدمات درمانی را به ویژه در شب و فصل زمستان، با دشواریهای جدی روبهرو کرده است.
او، میافزاید: «در زمستان این مسیر گاهی بیشتر از پنج ساعت هم طول میکشد یا وقتهای بارندگی رفتوآمد تقریباً ناممکن میشود. زیاد اوقات مجبور میشوم ساعتها منتظر بمانم تا موتر پیدا کنم. یک شب درد بسیار شدید داشتم؛ احساس میکردم از شدت درد بیهوش میشوم و شوهرم زیاد تلاش کرد موتر پیدا کند؛ اما هیچ وسیلهای نبود که مرا ببرد.»
افزون بر این، نبود پزشکان زن، کمبود دارو و کیفیت پایین خدمات و داروها نیز از جمله نگرانیهایی است که زنان گفتوگوشونده به آن اشاره کرده اند. از میان ۱۹ زن گفتوگوشونده، ۱۲ تن از نبود پزشک زن یا حضورنداشتن آنان در تمام ساعتهای کاری کلینیکها گفته اند. چهار تن گفته اند که پزشک زن در مرکز صحی وجود دارد؛ اما شمار آنان برای پاسخگویی به نیاز بیماران کافی نیست. سه تن دیگر نیز کمبود دارو را از مهمترین مشکلهایی دانسته اند که در هنگام مراجعه به مرکزهای صحی با آن روبهرو میشوند.
پریگل ۲۶ساله، باشندهی روستای «غرب اقسا» در ولسوالی پشتونکوت فاریاب، میگوید که نبود پزشک زن و کمبود امکانات صحی، او و دیگر زنان این روستا را با مشکلهای جدی در دسترسی به خدمات درمانی روبهرو کرده است. «وقتی به کلینیک ما در قریه مراجعه میکنیم، یک داکتر و یک قابله است. زیادتر داکتر مرد است، معاینات ندارد، فقط از دور میگوید کجایت درد میکند؟ اگر دلش خواست فشار ما را میبیند، اگر نخواست نمیبیند. به خاطر همین، بسیار با مشکل مواجه هستیم.»
همین گونه، زرین ۳۵ساله، باشندهی روستای «ارچتو» در ولسوالی سانچارک سرپل، نبود پزشک زن و کمبود دارو در مرکزهای صحی را از مهمترین مشکلهای خدمات درمانی میداند. او، میگوید که نبود دارو سبب شده است داروهای مورد نیاز خود را از شهر تهیه کند.
او، میافزاید: «یک مشکل کلان ما نبود داکتر زن است. وقتی داکتر زن نباشد، بسیاری از زنان احساس راحتی نمیکنند و بعضی خانوادهها هم اجازه نمیدهند که زن نزد داکتر مرد برود. از طرفی دیگر، دواهای مورد نیاز هم همیشه در کلینیک پیدا نمیشود. چند بار نسخه داده شده؛ اما مجبور شدیم دوا را از بازار بخریم که قیمت آن برای ما زیاد بوده است.»
چالشها اما با روایتهای شخصی زنان پایان نمییابد. شماری از آنان از مواردی نیز یاد میکنند که زنان دیگر به دلیل نرسیدن به موقع به پزشک یا مرکز صحی، جان خود را از دست داده یا با وضعیتهای جدی صحی روبهرو شده اند.
از میان ۱۹ زن گفتوگوشونده، ۱۱ تن به گونهی مستقیم از رویدادهای جدی ناشی از نبود خدمات صحی، فاصلهی زیاد تا مرکزهای درمانی و تأخیر در انتقال بیماران سخن گفته اند. آنان از مواردی مانند مرگ زنان در اثر خونریزی شدید و نیز زایمان زنان در مسیر انتقال به شفاخانه یاد کرده اند.
فاطمهی ۲۰ساله، باشندهی روستای «تختهچنار» در ولسوالی شهرستان دایکندی، از ازدسترفتن جان زنی پس از زایمان در پی خونریزی شدید میگوید: «یک همسایهی ما بیچاره غریب بود، ولادت کرد، بعد خیلی خونریزی داشت. این جا که است، دایه میگیرند؛ خوب، دایه خیلی نمیفهمد و نمیتواند خونریزی را جلوگیری کند. به دلیل خونریزی زیاد، در مسیر راه تا مرکز صحی فوت کرد.»
از میان ۱۹ زن گفتوگوشونده، هفت تن گفته اند که تأخیر در درمان بیماری، توانایی آنان را برای انجام کارهای روزمره و مراقبت از فرزندان کاهش داده است. شش تن از فشار اقتصادی ناشی از هزینهی درمان، خرید دارو و رفتوآمد به مرکزهای صحی گفته اند و شش تن دیگر نیز از افزایش نگرانی و اضطراب در خانواده و ترس از وخیمترشدن وضعیت صحی اعضای خانواده سخن گفته اند.
مهناز، باشندهی روستای «تونکه» در جوزجان، میگوید که نبود کلینیک در محل، زندگی او و خانوادهاش را دشوار کرده است و دسترسی به خدمات درمانی، رسیدگی به بیماری خود و فرزندانش را به تأخیر میاندازد. «زندگی برای ما و فرزندان ما بسیار مشکل شده است. وقتی مریض میشویم، نمیتوانیم تا کلینیک یا شفاخانه برویم؛ چون وقت زیاد میگیرد. به همین خاطر، بسیار وضع زندگی ما خراب است و از نبود کلینیک بسیار رنج میبریم.»
در کنار زنان، مردان روستانشین نیز از تجربهها و نگرانیهای خود در بارهی مشکل دسترسی زنان خانوادههای شان به خدمات صحی میگویند. تمامی هشت مرد گفتوگوشونده گفته اند که دستکم یک بار به دلیل مشکلات اقتصادی، نبود وسیلهی نقلیه یا فاصلهی زیاد از مرکز صحی، درمان زنان خانوادههای شان به تأخیر افتاده است.
عبدالحمید ۴۸ساله، کشاورز و باشندهی ولسوالی خوستوفرنگ بغلان، میگوید که مشکلات اقتصادی و نبود پزشک زن در محل، مانع دسترسی به موقع خانوادهاش به خدمات درمانی شده و این وضعیت سبب ازدسترفتن فرزندش شده است. «اگر زنان خانوادهی ما مریض شوند، مراجعه به داکتر به آسانی ممکن نیست. فاصلهی زیادی از محل ما تا مرکز صحی وجود دارد و این مشکل باعث میشود بسیاری از بیماران روزها و حتا هفتهها بدون درمان بمانند.»
همین گونه، محمدامین بهرامی ۱۷ساله، باشندهی ولسوالی شهرستان دایکندی، میگوید که مشکلات اقتصادی خانوادهاش مانع دسترسی به موقع مادربزرگش به خدمات درمانی شد و او در پی تأخیر در درمان، جان خود را از دست داد. «در خانوادهی ما مادربزرگم مریض بود و به دلیل مشکل اقتصادی، توان مالی کافی برای رساندن او به داکتر نداشتیم. زمانی که توانستیم او را به داکتر برسانیم، دیگر دیر شده بود و متأسفانه او جان خود را از دست داد.»
گفتوگو با چهار پزشک، دو قابله و یک پرستار در روستاهای هفت ولایت نیز نشان میدهد که کمبود امکانات و خدمات صحی در مناطق روستایی، روند ارائهی مراقبتهای درمانی را با محدودیت روبهرو کرده است. شرمیلا حبیبی، پزشک نسایی-ولادی در ولسوالی کوهستانات سرپل، میگوید که دوری راه، نبود ترانسپورت، کمبود پزشک زن و قابله و فقر، دسترسی زنان به خدمات صحی را محدود کرده است.
او، میافزاید: «مشکلهایی مثل دوری راه، نبود ترانسپورت، کمبود داکتر زن و وضعیت اقتصادی ضعیف، سبب شده بسیاری از خانمها به مرکز مراجعه نکنند. امکانات ما محدود است و دوا هم تا حدی مکمل نیست و تجهیزات نیز به اندازهی ضرورت وجود ندارد. خوشبختانه در سال گذشته مرگومیر مادران در مرکز ما ثبت نشده؛ اما حدود ۱۰ مورد مرگ کودکان ثبت شده که بیشتر به دلیل تأخیر در مراجعه، دوری راه، کمبود امکانات و فقر بوده است.»
شماری از پزشکان نسایی-ولادی، نیز دسترسی به موقع زنان به خدمات صحی را از عاملهای مهم در کاهش مرگومیر مادران میدانند. عابده رها، پزشک نسایی-ولادی، در این زمینه میگوید: «دسترسی مادران به خدمات صحی نقش بسیار کلیدی و مهمی در کاهش مرگومیر آنان دارد. زمانی که خانمهای باردار یا مادران به مراقبتهای به موقع و خدمات صحی دسترسی داشته باشند، مشکلهای شان میتواند به موقع تشخیص شود، مشاورههای درست دریافت کنند و مراقبتهای پس از ولادت نیز به گونهی درست انجام شود و در نتیجه مرگومیر مادران کاهش یابد.»
در سوی دیگر، عبدالغفار غفارزاده، عالم دین، میگوید که برای پشتیبانی از سلامت شهروندان به شمول زنان، نیاز است خدمات درمانی تا اندازهی ممکن در سراسر افغانستان گسترش یابد. «تمام نیازهای انسانی را حکومت مسئولیت دارد که برطرف کند؛ این نیاز خدمات صحی باشد یا پیشبرد آموزشهای دینی و ارائهی خدمات صحی برای کودکان، زنان و سایر افراد. یکی از مقاصد شریعت حفظ جان است که در این عرصه کوشش شود و برای حفظ صحت زنان، مراکز صحی ایجاد شود.»
با این حال، مسئولان در وزارت صحت عامه، از فعالیت بیش از چهار هزار مرکز صحی در سراسر افغانستان خبر میدهند. شرافتزمان امرخیل، سخنگوی این وزارت، میگوید که این مرکزها خدمات صحی را در سطحهای مختلف ارائه میکنند و بیش از ۳۵ هزار کارمند زن و مرد نیز در ساختار رسمی این وزارت فعالیت دارند.
امرخیل، میافزاید: «وزارت صحت عامه در سراسر افغانستان بیش از چهار هزار مرکز صحی دارد که در آنها خدمات ابتدایی و خدمات سطح سوم که شامل جراحیها نیز میشود، ارائه میشود. بعضی شفاخانهها با کمک بودجهی نهادهای بینالمللی فعالیت دارند و بعضی دیگر در تشکیل رسمی وزارت صحت عامه خدمات ارائه میکنند. تشکیل رسمی وزارت صحت عامه در سراسر کشور بیش از ۳۵ هزار نیرو است که زن و مرد را شامل میشود.»
یافتههای نهادهای بینالمللی، نیز از ادامهی چالشها در دسترسی به خدمات صحی در افغانستان حکایت دارد. سازمان جهانی بهداشت و صندوق جمعیت سازمان ملل متحد گفته اند که کاهش بودجه و محدودیتهای موجود، دسترسی به خدمات صحی به ویژه در مناطق دوردست را، برای زنان با چالش روبهرو کرده است.






