با فرارسیدن عید فطر، حالوهوای شهرها و جادهها دگرگون شده است. رفتوآمد مردم برای عیدگردی افزایش یافته است و از کوچهها صدای احوالپرسی و «عید مبارک» به گوش میرسد. پیش از رسیدن عید نیز دکانهای لباس، میوه و شیرینی پر از مشتریانی بود که برای این روز آماده میشدند. در کوچهها صدای تکاندن فرشها شنیده میشد و جوانان در حال پاککاری و آراستن خانهها حتا بیرون از خانههای شان، به چشم میخوردند.
با این که این روزها باز هم صدای جنگ و بوی باروت در فضا احساس میشود؛ اما مردم به ویژه جوانان، میگویند که به این وضعیت عادت کرده اند و هیچ درگیریای نمیتواند شادیهای عید را از آنان بگیرد. در این گزارش با ۲۴ جوان که در آستانهی عید قرار دارند، گفتوگو شده است. این جوانان، با وجود چالشهای اقتصادی، بیکاری و شرایط امنیتی—از جمله رویدادهای اخیر—تأکید میکنند که عید را با شور و شوق جشن میگیرند.
یاسر گردیزی، دانشآموختهی رشتهی خبرنگاری از پکتیا و ذبیحالله ۳۵ساله از کابل، میگویند که امسال میزان خریدهای شان در مقایسه با سالهای گذشته کاهش یافته است. گرانی اجناس و افزایش هزینهها، آنها را مجبور کرده است که خریدهای خود را محدود کنند.
یاسر، میگوید: «فعلاً بیکار هستم. امسال میزان خرید ما نسبت به سالهای گذشته بسیار میزان پایین داشته؛ قیمت مواد افزایش یافته است، ما نمیتوانیم بگیریم؛ چون وضع اقتصادی ما بسیار خراب است.»
ذبیحالله، نیز میگوید: «کارمند در یکی از بخشهای خصوصی استم، امسال میزان خرید نسبت به سالهای گذشته بسیار کمتر شده؛ چون افزایش قیمت مواد خوراکی، لباس و سایر اقلام ضروری باعث شده تنها خرید ضروریات خود را انتخاب کنیم.»
آصفهی ۲۱ساله از دایکندی و فاطمه احمدی ۲۹ساله از کابل، میگویند که هرچند مجبور شده اند خریدهای خود را کاهش دهند؛ اما هنوز هم عید را از جنبههای غیرمادی آن دوست دارند. دید و بازدید با دوستان، لبخند کودکان و جمعشدن اعضای خانواده، برای آنها بخشی از شادی واقعی عید است و نشان میدهد که حتا در شرایط دشوار، روحیهی امید و جشن در دل جوانان زنده مانده است.
آصفه، میگوید: «عید بیشتر در کنار خانواده، دوستان و عزیزان معنا پیدا میکند. این فراموش نشود که لباس نو و آمادگی برای عید حس بسیار خوبی را به انسان میدهد؛ اما اگر حتا در عید لباس عیدی هم نباشد، من سعی میکنم که ناراحت نباشم. مواردی که خیلی ضروی نبود و نباید بخریم را حذف کردیم.»
فاطمه، نیز میگوید: «اصلاً عید در دید و بازدید، همدلی و شکرگزاری است، نه در این که یک لباس خوب بپوشیم، تجملات بگیریم و خانهی قشنگ به خود بسازیم. هنوز هم همان دیدن لبخند کودکان و جمعشدن در یک خانواده حس خوب را میتواند داشته باشد.»
۱۴ تن از گفتوگوشوندگان، میگویند که عید را نه برای قضاوت دیگران، بل برای خود شان جشن میگیرند. به گفتهی آنان، عید برای شان احساس شادی به همراه دارد و پایبندی به رسمورواجهایی که از نیاکان به میراث مانده است، به این روزهای فرخنده ارزش و معنا میبخشد.
سهیل یاری ۲۱ساله از کابل، میگوید که در خرید عید خود را با دیگران مقایسه نمیکند. «کوشش میکنیم خود را با هر کس مقایسه نکنیم. عید در ایام کودکی و نوجوانی یک شور و شوق خاصی میداشته باشد؛ ولی باز هم خوب میگذرد. دلیل خاصی هم ندارد، به خاطر شکر خدا همه فامیل گرد هم میباشیم. عید است و خوشحالی عید میباشد.»

کوکبه نواب ۲۵ساله از کابل، میگوید که حتا اگر پولی برای خرید نداشته باشد، شرایط را میپذیرد و همچنان به استقبال عید میرود. «انسانی که پخته باشد و فهمیده باشد، ناراحت نمیشود. هرچند خوشحال به این میشویم که پول در دست ما باشد و خرید کنیم؛ ولی اگر نباشد هم به همان هم قناعت میکنیم. عید مفهوم و زیبایی خودش را دارد و خوشحالی قلبیاش مهمتر است. نظر به این که لباس جدید هم نخریدیم، مشکلی نیست.»
برخی از گفتوگوشوندگان از خاطرههای کودکی و سالهای گذشته نیز یاد میکنند و میگویند که عید و رسمورواجهای آن در عمق وجود شان ریشه دارد. آنان، از شور و شوق آن روزها چنان روایت میکنند که گویی صدای خندهها، دید و بازدیدها و شادیهای ساده دوباره زنده میشود و دل را به سفری در گذشته میبرد.
خلیلالله پوپل ۳۸ساله و عبدالحمید ۶۱ساله، میگویند که عیدهای گذشته حالوهوای خاصی داشت. به گفتهی آنان، شب اول عید از شوق و هیجان خواب به چشمان کودکان و حتا بزرگترها نمیآمد. با نان، تخم مرغ، گندم بریان و چند دانه چاکلیت، عید را با صمیمیت در کنار هم جشن میگرفتند. آنان، میافزایند که مردم از انگور «دوشاو» آماده میکردند؛ چیزی شبیه مربا که شیرینی خاصی به عید میداد. در آن زمان هزینهها زیاد نبود، هر کس با همان امکانات ساده از مهمانان پذیرایی میکرد. فضا پر از صدای خندههای کودکان و جوانان بود.
خلیلالله، میگوید: «در سالهای گذشته میله داشتیم و چکرها داشتیم. عید همان عید است، برای من هیچ فرق نکرده، فقط اقتصاد مردم کمی خراب است. در سابقها این طور تجملات، دسترخوان و این رقم نبود، هر کس به اندازهی خود بود. سابق در خانهی کسی که میرفتی مثال یک نان و تخم یا گندم بریان یا چاکلیت میداد. کلانها خانهگشتک میرفتیم، حالا این رسم از بین رفته است.»
عبدالحمید، نیز میگوید: «مردمها دو روز، سه روز پیش از عید آمادگی میگرفتند؛ اطفال و فامیلها بود، دل شان آرام بود، مردمها خوش بودند. اگر هر چیز داشتند، پیش از این به خود آمادگی میگرفتند. در سابق خُرد بودیم، در شب عید هیچ خواب ما نمیبرد. انگور را دوشاو جور میکردند؛ از انگور مثل مربا یک چیز جور میکردند.»
در همین حال، مسئولان در ریاست عمومی کمیتهی المپیک، تربیت بدنی و ورزش، میگویند که در روزهای عید، برنامههای ویژهی عیدی را در بخشهای مختلف ورزشی میان جوانان در مرکز و ولایتها برگزار میکنند.
محمداتل مشوانی، سخنگوی ریاست عمومی کمیتهی المپیک، تربیت بدنی و ورزش، به سلاموطندار میگوید: «ادارهی ورزش کشور در نظر دارد که به مناسبت روزهای عید سعید فطر مسابقات مختلف ورزشی را برگزار کند. این مسابقات در مرکز کابل و همچنان در ولایتها برگزار میشود. این مسابقات به شکل تورنمنتهای ورزشی، لیگهای ورزشی و در بعضی ولایتها جشنوارههای ورزشی ویژه در نظر گرفته شده است. بدون شک که چنین مسابقات نقش مهمی برای تشویق ورزشکاران به خصوص جوانان دارد.»
عید، یکی از بزرگترین و باشکوهترین مناسبتهای مسلمانان، همواره با شور و شوق، رنگ و بوی خاصی همراه بوده است. از گذشته تا امروز، مردم با آمادگی برای خرید لباس نو، تهیهی شیرینی و میوه و گردهمآمدن خانوادهها، این روز را جشن میگرفتند؛ اما در سالهای پسین با تغییرات اجتماعی و چالشهای اقتصادی، بسیاری از خانوادهها مجبور شده اند خریدهای خود را محدود کنند. با این وجود، روحیهی امید، شور و نشاط و اهمیت دیدار با خانواده و دوستان میان مردم به ویژه جوانان، همچنان پابرجا است.






