شماری از زنان گفتوگوشده در این گزارش، گفته اند که محدودیتهای اجتماعی مانع دسترسی آنان به مواد آموزشی حضوری شده و در این میان منابع آموزشی آنلاین به مهمترین ابزار برای ادامهی آموزش آنان مبدل شده است.
نتیجهی گفتوگوی سلاموطندار با ۳۲ زن، نشان میدهد که ۲۶ تن از طریق دسترسی آسان به مواد آموزشی آنلاین، نیازهای آموزشی شان را مرفوع میکنند؛ در حالی که شش تن به کتابخانهها و منابع آموزشی حضوری دسترسی دارند.
همین گونه، ۱۰ تن به هر دو نوع منابع آموزشی، هم حضوری و هم آنلاین، دسترسی دارند. این زنان، باشندگان بدخشان، هلمند، بلخ و کابل اند. آنها، میگویند که دسترسی محدود به کتابخانههای حضوری، آنان را به استفادهی بیشتر از منابع آنلاین و دیجیتالی سوق داده است.
بهارهی ۱۶ساله از کابل، میگوید: «به کتابخانههای حضوری دسترسی ندارم؛ فقط به منابع آنلاین دسترسی دارم. بیشتر از اینترنت، ویدیوهای آموزشی، کتابهای دیجیتالی مانند پیدیاف و کورسهای آنلاین، به خاطر یادگیری استفاده میکنم.»
نازنین نظیری 23ساله از کابل، نیز میگوید: «خیر، من به کتابخانهی حضوری دسترسی ندارم و بیشتر منابع آموزشی که خودم به شکل شخصی به آن دسترسی دارم، از طریق اینترنت میباشد.»
از سویی هم، حوریا جنتی ۱۷ساله از کابل، با وجود دسترسی به هر دو نوع منابع، اینترنت را راهی آسانتر میداند و میگوید: «به کتابخانهی حضوری و آنلاین هر دو دسترسی دارم و میتوانم از هر دو طریق کتابهایی که بخواهم را پیدا کنم و از منابع آموزشی و کتابخانهی آنلاین که میتوانم همیشه استفاده کنم و همیشه در دسترسم است؛ ولی در کتابخانههای حضوری شاید از یک ماه به بعد بتوانم استفاده کنم؛ چون معمولاً از کتابهایی که خودم دارم، استفاده میکنم.»
فاطمه درهصوفی ۱۹ ساله از شهر مزارشریف، مرکز بلخ، نیز میگوید: «به کتابخانهی حضوری و آنلاین هر دو دسترسی دارم. بستگی دارد به علاقهی خودم که چند بار از کتابخانه در یک ماه دیدن میکنم. به هر دو نوع منابع دسترسی دارم، هم به کتاب و هم به اینترنت. اگر به کتابخانه دسترسی نداشته باشم، شخصاً خودم آنلاین استفاده میکنم.»
صفیهی ۱۸ساله و ژمنه ویار ۲۴ساله از کابل، میگویند که دسترسی آنان به منابع آموزشی حضوری، با چالشهای اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی روبهرو است؛ موضوعی که استفاده از کتابخانهها را برای آنان دشوار کرده است.
صفیه، میگوید: «بعضی وقتها محدودیتهایی وجود دارد مثلاً رفتن به بیرون برای دختران همیشه آسان نیست یا خانوادهها نگران میشود یا نگران امنیت از آنها میشود. متأسفانه وضعیت خیلی خوب نیست، امکانات کم است برای زنان و دسترسی به کتابخانهها محدودتر میباشد.»
ژمنه، نیز میگوید: «مشکلات اجتماعی وجود دارد، یکی این که فرهنگ کتابخواندن در جامعه نهادینه نشده است. چالشهای فرهنگی هم این که مردم به جای این که دختران و پسران خود را تشویق کنند به کتابخواندن، در بیشتر موارد موانع و مشکلات ایجاد میکنند. مثلاً اجازه نمیدهند که دختران شان بروند و در کتابخانههای عامه، کتاب بخوانند یا هم خریداری کنند.»
با این همه، شش تن از این زنان، میگویند با این که مواد آموزشی آنلاین به لحاظ تنوع و کمیت امکانات بیشتری برای کاربران فراهم میکند؛ اما به دلیل چالشهای اینترنتی از آن نمیتوانند استفاده کنند. با این حال، دسترسی آسان به کتابهای فیزیکی و کتابخانههای حضوری، نیازهای آموزشی آنان را تا جایی تکمیل کرده است.
نرگس میرزایی 19ساله از بلخ، میگوید: «به کتابخانهی حضوری دسترسی دارم. به کتابخانه هرازگاهی میروم و فقط به خاطر یافتن کتابهای ضروریام. یعنی آزادانه میتوانم به کتابخانه بروم.»
روینای 24ساله از کابل، نیز میگوید: «به کتابخانهی حضوری دسترسی دارم، بیشتر کتابها را هم تهیه میکنم در یک ماه دو بار میروم؛ چون دو هفته بعد یک کتاب را تمام میکنم. بیشتر منابعی که در دسترسم است، همین کتابهایی است که تهیه میکنم.»
کارشناسان آموزشی، تأکید میکنند که نقش کتابخانهها و مطالعه، زمانی معنا پیدا میکند که ابتدا زمینهی اصلی آموزش برای زنان فراهم باشد. به باور آنان، محدودیتهای موجود در دسترسی دختران به آموزش رسمی، بر تمام سطوح بعدی یادگیری از جمله مطالعه و استفاده از کتابخانهها تأثیر مستقیم دارد.
وحیدالله غروال، کارشناس آموزشی و استاد دانشگاه، میگوید: «در قدم نخست، در یک جامعه برای زنان و دختران زمینهی تحصیل و آموزش فراهم باشد، درب مکتبها و دانشگاهها به روی دختران باز باشد تا بعد ما در مورد مطالعه و نقش مطالعه در حیات خانمها و زنان صحبت کنیم.»
از دید جامعهشناسان، دسترسی زنان به کتابخانهها تنها یک موضوع آموزشی نیست، بل به طور مستقیم با سطح آگاهی و مشارکت اجتماعی در جامعه ارتباط دارد. آنان، باور دارند که محدودیت در این دسترسی میتواند پیامدهای گستردهی اجتماعی به دنبال داشته باشد.
عبدالسلام هاشمی، جامعهشناس، میگوید: «دسترسی زنان به کتابخانهها نقش بسیار مهم و کلیدی در رشد آموزشی و فکری جامعه دارد. وقتی زنان به منابع علمی و فرهنگی دسترسی داشته باشند، سطح آگاهی آنها بالا میرود و میتوانند در تربیت نسل آینده تصمیمهای خانوادگی و مشارکتهای اجتماعی نقش مؤثرتری ایفا کنند. در واقع آموزش زنان مستقیم به توسعهی پایدار جامعه کمک میکند.»
او، میافزاید که عاملهای اجتماعی مانند نگرشهای سنتی، محدودیتهای خانوادگی، ناامنی اجتماعی و نبود امکانات، از مهمترین مانعهای دسترسی زنان به کتابخانهها است و این وضعیت میتواند به افزایش نابرابری اجتماعی منجر شود.
روانشناسان، نیز بر تأثیر مستقیم مطالعه بر سلامت روان، انگیزه و رشد فردی تأکید دارند. زهرا قیومی، روانشناس، میگوید: «کتابخوانی یا هم مطالعه در مجموع فعالیتهای به خاطر تحصیل میباشد روی روحیه و انگیزهی ما بینهایت تأثیر دارد؛ چون وقتی ما کتاب میخوانیم، به نحوی خودآگاه میشویم، آگاهی از خود ما، از شخصیت ما، از جامعهی ما و از دنیایی که زندگی میکنیم، بیشتر میشود و این باعث این میشود که انگیزه پیدا کنیم. انگیزهی بیشتر به خاطر تحصیل و انگیزهی بیشتر به خاطر یادگیری و انگیزهی بیشتر برای زندهبودن.»
فعالان حقوق زن، بر پیامدهای بلندمدت محدودشدن دسترسی زنان به کتاب و کتابخانه تأکید دارند و آن را عاملی در کاهش فرصتهای آینده و تضعیف جایگاه اجتماعی زنان میدانند.
آینور اوزبیک، فعال حقوق زن، میگوید: «محدودشدن دسترسی زنان به کتاب و کتابخانه در آیندههای دور تأثیرات منفی خود را دارد. زنان افغانستان برعلاوه که از علم و دانش محروم میشوند، از داشتن یک آیندهی روشن و درخشان هم محروم میشوند. وقتی یک دخترخانم نمیتواند کتاب بخواند یا کتابخانه برود، طبعاً که تأثیرات منفی خود را دارد و استقلالیت فکری از او گرفته میشود.»
در این گزارش، تلاش شد که دیدگاه مسئولان کتابخانهها و کتابفروشیها نیز در بارهی میزان مراجعهی زنان و وضعیت دسترسی آنان به منابع آموزشی حضوری بررسی شود؛ اما بیشتر کتابخانهها حاضر به ارائهی اطلاعات یا انجام مصاحبه نشدند و شماری از کتابفروشیها نیز از پاسخگویی به پرسشها خودداری کردند.
در سالهای پسین، با محدودشدن دسترسی زنان به آموزش رسمی در افغانستان، استفاده از منابع آموزشی آنلاین افزایش یافته است. بسیاری از زنان برای ادامهی یادگیری به اینترنت، کتابهای دیجیتالی و کورسهای آنلاین رو آورده اند. با این حال، ضعف زیرساختها، هزینههای بلند اینترنت و چالشهای اجتماعی، سبب شده است که این دسترسی برای همه زنان یکسان نباشد. در کنار آن، کمبود کتابخانههای فعال نیز فرصتهای یادگیری حضوری را بیش از پیش با چالش روبهرو کرده است.






