شماری از جوانان دارای معلولیت در شهر مزارشریف، مرکز بلخ، میگویند که نبود امکانات آموزشی و مشکلات اقتصادی، ادامهی تحصیل آنان را دشوار کرده و در هنگام جستوجوی کار نیز با محدودیتهای بیشتری روبهرو میشوند. آنان، میافزایند که در برخی موارد، هنگام استخدام، به جای توانایی و مهارت، معلولیت شان مورد توجه قرار میگیرد.
بُبانی حکیمی، باشندهی شهر مزارشریف که از پنجسالگی در نتیجهی اصابت گلوله هر دو پای خود را از دست داده است، میگوید با این که نتوانسته تحصیلش را ادامه دهد، در بخش خیاطی مهارت دارد؛ اما برای یافتن شغل با دشواریهای زیادی روبهرو شده است. «در بخش خیاطی مهارت دارم، خودم استاد خیاطی هستم؛ اما بسیار جاها برای پیداکردن شغل رفتم. وقتی مراجعه میکردم، میگفتند تو یک دخترخانم معلول هستی و نمیتوانی. آنها استعدادم را نمیدیدند، فقط معلولیتم را میدیدند.»
روینا خیرخواه ۱۹ساله، دیگر باشندهی شهر مزارشریف که به گونهی مادرزاد از ناحیهی پاها دارای معلولیت است، میگوید که نگاه جامعه به افراد دارای معلولیت و کمبود اعتماد به تواناییهای آنان، از مانعهایی اند که مسیر آموزش و اشتغال شان را دشوار میکند. «بعضی چیزها باعث شد که نتوانم تحصیل خود را ادامه بدهم؛ مثل کمبود مواد آموزشی و عدم اعتماد جامعه به توانایی فرد دارای معلولیت. من هیچ وقت فکر نکردم که ناتوان باشم و هیچ کاری از دستم برنیاید؛ ولی جامعه فکر میکند که من نمیتوانم، به خاطر این که مثل دیگران سالم نیستم. مشکلم همین است.»
اسدالله باختری، باشندهی شهر مزارشریف که از هر دو چشم نابینا است، میگوید که مشکلات اقتصادی و نبود امکانات، در کنار معلولیت، ادامهی تحصیل و یافتن شغل را برایش دشوار کرده است؛ به گونهای که نتوانسته به آرزویش برای تحصیل در رشتهی کمپیوترساینس و داشتن شغل مورد نظرش دست یابد.
او، میافزاید: «چالشهای اقتصادی، نبود امکانات و چیزهای دیگر باعث شد نتوانم ادامهی تحصیل بدهم و شغل پیدا کنم؛ اما متأسفانه چون معلول بودم، نتوانستم شاغل باشم. اگر معلول نمیبودم، شاید آرزویم این بود که یک انجنیر کامپیوتر باشم یا شغل دیگری میداشتم که در آن موفقتر میدرخشیدم؛ اما معلولیتم مانع این کارها شد.»
عبدالباسط مولویزاده، دانشآموختهی رشتهی تعلیم و تربیه در بخش علوم و فرهنگ اسلامی و دارای معلولیت نابینایی، میگوید که نبود امکانات آموزشی، صنفهای معیاری، استادان مسلکی و خط بریل، در کنار فراهمنبودن زمینهی مناسب برای شرکت در کانکور در بلخ، از مهمترین چالشهایی بوده که او و دیگر افراد دارای معلولیت در مسیر تحصیل با آن روبهرو بوده اند.
او، میافزاید: «در مسیر تحصیل با چالشهای گوناگون مواجه بودیم؛ نبود امکانات، نبود صنف معیاری برای افراد دارای معلولیت، نبود استادهای مسلکی، نبود خط ویژهی نابینایان و فراهمنبودن امکانات در خود بلخ.»
سیدمحمد یزدانپرست، حقوقدان، میگوید که نبود امکانات و نیروی متخصص در مرکزهای آموزشی، از مکتب تا دانشگاه، فرصتهای تحصیلی افراد دارای معلولیت را محدود کرده است. او، همچنین اجرای ناکامل برنامههای حمایتی در بخش اشتغال را از دیگر چالشهای این افراد میداند.
او، میافزاید: «زمانی که یک کودک دارای معلولیت جذب مکتب میشود، بستر کافی برای شمولیتش در نهادهای آموزشی فراهم نشده است. معلمین مکاتب عمومی با خط ویژهی نابینایان (بریل) و زبان اشارهای ویژهی ناشنوایان آشنایی کافی ندارند. در بحث اشتغال، هرچند سه درصد حضور افراد دارای معلولیت در ادارههای حکومتی در نظر گرفته شده، اما کارشیوهی روشن و اجرای عملی آن هنوز با مشکلهایی روبهرو است.»
سیدمحمد هاشمی، استاد دانشگاه، میگوید که نبود امکانات معیاری، حضور دانشجویان دارای معلولیت را با دشواری روبهرو کرده است. «دانشگاهها آن قدر که بر معیارها و استانداردهای بینالمللی برای افراد دارای معلولیت ساخته شده باشد، ساخته نشده اند. افراد دارای معلولیت در شرایط موجود با مشکلهای زیادی روبهرو اند. مهمترین چالش برای افراد دارای معلولیت، ضعف اقتصادی است.»
تلاش برای آموزش و اشتغال افراد دارای معلولیت
با این حال، مسئولان ریاست کار و امور اجتماعی بلخ میگویند که برای فراهمسازی زمینهی آموزشهای حرفهای و اشتغال افراد دارای معلولیت، اقدامهایی انجام شده است. عبدالغفور حقانی، آمر ریاست کار و امور اجتماعی بلخ، میگوید که سه درصد استخدامها در ادارههای امارت اسلامی به افراد دارای معلولیت اختصاص یافته و برای شماری از آنان نیز زمینهی آموزشهای حرفهای فراهم شده است.
او، میافزاید: «سه سال یا چهار سال قبل، از طرف معاون اقتصادی ریاستالوزرا مکتوبی به تمام ادارهها فرستاده شد که در تمام استخدامهایی که در ادارههای امارت اسلامی انجام میشود، سه درصد آن مختص به معلولین باشد. معلول، معیوب نیست؛ معلول کسی است که یک علت یا مشکلی در وجودش پیدا شده است. نباید به افراد دارای معلولیت با نگاه تحقیرآمیز دیده شود.»
بر بنیاد اعلام سازمان ملل متحد در دسمبر ۲۰۲۵، ۲۴.۶ درصد افغانهای دارای معلولیت با معلولیت خفیف، ۴۰ درصد با معلولیت متوسط و ۱۳.۹ درصد با معلولیت شدید زندگی میکنند. سازمان جهانی بهداشت نیز شمار افراد دارای معلولیت شدید در افغانستان را حدود ۸۰۰ هزار تن، معادل ۲.۷ درصد جمعیت کشور، برآورد کرده است.
با وجود این، جوانان دارای معلولیت در بلخ، میگویند که نبود امکانات آموزشی، مشکلات اقتصادی، کمبود فرصتهای شغلی و نگاه جامعه به تواناییهای آنان، همچنان از مانعهای اصلی در مسیر آموزش و اشتغال شان است. آنان، تأکید دارند که فراهمشدن امکانات آموزشی و کاری متناسب با نیازهای افراد دارای معلولیت میتواند زمینهی حضور بیشتر آنان را در جامعه و بازار کار فراهم کند.






