شیخ هبتالله آخوندزاده، رهبر امارت اسلامی، طی فرمانی که در ۲۰۲۱ در بارهی حقوق زنان صادر کرده است، در مادهی پنجم آن گفته است که زن در مال شوهر متوفی، فرزند، پدر و دیگر اقارب به طور «فرضیت و عصبیت» حق میراث و سهم ثابت دارد و هیچ فردی او را از حقش محروم کرده نمیتواند.
در همین حال، سیفالاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر امارت اسلامی، میگوید که در پنج سال گذشته دهها هزار پروندهی مرتبط با میراث زنان بررسی و بیشتر از ۵۰ هزار پرونده حل شده است. او میافزاید: «بسیاری قضایا به این وزارت پیش شده است که در آن زن حدود ۱۰ الی ۲۰ سال میشد که از طرف برادر و اقارب دیگرش حق میراث شان داده نمیشد که بعد از تلاشهای وزارت حق میراث این خانمها داده شد؛ مسئلهی آگاهیدهی عامه در وزارت بسیار عام است از طرف عالمان دین در مساجد هم برای مردم گفته میشود؛ توسط رسانهها نیز برای مردم توصیه میشود؛ به محتسبین گفته میشود در بعضی مجلسها تا مردم بفهمند و این ذهنیت به دست بیاورند تا در آینده حق میراث آنها به دست بیاورند.»
در سوی دیگرف حقوقدانان و عالمان دین، میگویند که سهم میراث پس از تحقق ارث، حق شرعی و قانونی زن است و هیچ فردی نمیتواند او را به بخشیدن این حق مجبور کند. به گفته آنان، زن میتواند با آگاهی کامل و رضایت واقعی در بارهی سهم خود تصمیم بگیرد و آن را ببخشد؛ اما اگر این تصمیم در نتیجهی فشار، تهدید، اجبار یا ترس از قطع روابط خانوادگی گرفته شود، موضوع رضایت واقعی مطرح میشود و زن میتواند برای بررسی و پیگیری حق خود از مسیرهای قانونی اقدام کند.
پرویز خلیل، حقوقدان، میگوید زن پس از تحقق ارث، مالک سهم خود است و میتواند در بارهی آن تصمیم بگیرد؛ اما رضایت آزادانه، آگاهی از موضوع و نبود فشار در هنگام بخشیدن میراث اهمیت اساسی دارد. «اگر زن در تهدید باشد و اجبار ثابت شود، میتواند برای اعادهی حق خود دوباره حق خود را مطالبه کند؛ مهمترین مورد رضایت است در مورد بخشش؛ اگر زن رضایت قلبی داشته باشد، سطح آگاهیاش بالا باشد، کسی در مجلس بالایش فشار نیاورد و ترس از اعتبار اجتماعی، ترس از هم پاشیدن خانواده در نزدش وجود نداشته باشد، به رضایت خودش میتواند ببخشد.»
اما در برخی خانوادهها، زنان میگویند به دلیل ترس از قطع روابط با خانوادهی پدری، حفظ نام خانواده و فشار نزدیکان، آنان را به بخشیدن سهم میراث شان وادار شده اند. زنی از تخار که توسط برادرانش مجبور به بخشیدن ارث شده چنین میگوید: «پدرم زمین و خانه داشت و من نیز از آنها سهمی داشتم؛ برادرانم اصرار کردند که سهم خود را به آنها ببخشم وبرایم گفته شد اگر سهم خود را نبخشم، دیگر نباید به خانهی پدرم رفتوآمد داشته باشم و رابطهام قطع خواهد شد و من هم به هیمن دلیل که نمیخواستم خانوادهی خود را از دست بدهم مجبور شدم که قبول کنم.»
یکی دیگر از زنان در پروان نیز، میگوید: «از پدرم یک مقدار زمین برم میرسید و برادرانم گفتند که اگر سهمم را بگیرم مردم در مورد خانوادهی ما حرفهایی خواهند زد. فشار بیشتر از طرف برادران و بزرگان خانوادهام بود و برایم گفتند که گرفتن میراث از برادران کار خوبی نیست و باعث بدنامی خانواده میشود.»
حقوقدانان، میگویند در چنین مواردی آگاهی زن از مقدار سهم میراث، اسناد مربوط به ملکیت و پیامدهای بخشیدن آن اهمیت دارد. زن پیش از امضای هر گونه سند باید بداند چه چیزی را میبخشد و این تصمیم چه پیامد شرعی برای او دارد. با این حال، هر بخشیدن میراث به معنای اجبار نیست. برخی زنان میگویند پس از آگاهی از حق خود و بدون فشار، تصمیم گرفته اند سهم شان را به یکی از اعضای خانواده ببخشند.
زنی از پروان میگوید: «هیچ کس مرا در این قسمت مجبور نکرد که به زور بدهم که مال مرا به زور کسی از پیش من گرفته باشد. پیشنهاد از طرف آنها بود، ولی تصمیم نهایی را خودم به رضایت شخصی خود گرفتم.»
از دیدگاه شرعی نیز عالمان دین بر این باور اند که میراث حق زن است و گرفتن این حق از او با زور و اجبار جایز نیست. آنان تأکید میکنند که اگر زنی تحت فشار مجبور به بخشیدن سهم خود شود، این مسئله با بخشیدن داوطلبانه و از روی رضایت تفاوت دارد. عبدالغفار غفارزاده، عالم دین میگوید: «حرام قطعی است اگر کسی مجبور کند و اگر کسی جبرا به زور بگوید که باید ببخشی یا هم کدام فشار بالای زنی بیاورد، در این صورت این مالی را که او به اکراه میبخشد به این شخص حرام قطعی است.»
بخشیدن سهم میراث زمانی میتواند یک تصمیم شخصی باشد که زن با آگاهی، اختیار و رضایت واقعی در بارهی آن تصمیم بگیرد. اما ترس از قطع روابط فامیلی میتواند بر ارادهی زن تأثیر بگذارد. حقوقدانان تأکید میکنند زنان پیش از امضای هر سند مربوط به میراث، باید از مقدار سهم خود، محتوای سند و پیامدهای حقوقی آن آگاهی پیدا کنند.






