در گوشه‌ای از کارگاه کوچک و ساده‌اش، با دقت مشغول ساخت اثری تازه است. سکوت حاکم بر کارگاه تنها با صدای ابزارهای کار او شکسته می‌شود؛ فضایی که از تلاش، خلاقیت و امید حکایت دارد. فریده وکیل‌زاده‌ی ۲۶ساله، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی علوم سیاسی، می‌گوید که پس از آموختن هنرهایی چون ساخت سنگ مصنوعی، کار با رزین، ساخت قالب‌های سیلیکونی و شمع‌سازی در ایران، تصمیم گرفت آموخته‌هایش را به کار بگیرد و کارگاه هنری کوچکی را در کابل راه‌اندازی کند.

فریده، می‌افزاید که با راه‌اندازی این کارگاه، تلاش کرده است زمینه‌ای فراهم کند تا دختران و زنان دیگر نیز با فراگیری این مهارت‌ها به استقلال مالی دست یابند و مسیر تازه‌ای برای زندگی خود بسازند. «در سال ۱۴۰۰، نظر به شرایطی که ایجاد شده بود، به ایران مهاجر شدم و آن جا دو سال با خانواده زندگی کردم. در این مدت خواستم از زمان استفاده‌ی خوب کنم و یک مهارت یا حرفه‌ی ارزش‌مند و کاربردی را بیاموزم تا بتوانم روی توانایی‌های خود تکیه کنم.»

او، می‌گوید که حدود یک‌ونیم سال پیش، کارش را با سرمایه‌ی اولیه‌ی هشت هزار افغانی آغاز کرده و اکنون درآمد حاصل از این کار، هزینه‌های زندگی و فعالیتش را تأمین می‌کند. «با ۸۰۰۰ افغانی کار را شروع کردم و توانستم تمام مواد اولیه‌ی مورد نیاز کار را از ایران خریداری کنم. رفته‌رفته عایدم آن قدر زیاد شد که توانستم از آن، مواد عمده از جمله قالب‌های سیلیکونی، مواد شمع، سیلیکون خام و بقیه‌ی مواد لازم را از کشور چین سفارش بدهم.»

وکیل‌زاده، می‌گوید که بخشی از مواد اولیه را از بازارهای کابل تهیه می‌کند؛ اما برخی مواد تخصصی و سیلیکون خام را به دلیل نبود آن‌ها در بازار افغانستان، از کشورهای دیگر وارد می‌کند. به گفته‌ی او، کم‌بود قالب‌های سیلیکونی یکی از مهم‌ترین چالش‌های آغاز کارش بوده است. «زمانی که تازه به افغانستان آمده بودم، چالش بزرگ ما نبود قالب‌های سیلیکونی بود؛ چون در نبود قالب، نمی‌توانیم لوازم دکوری را آماده کنیم. ولی چون خودم هم ساختن قالب را آموخته بودم، مواد خام سیلیکون را از کشورهای دیگر خواستیم و خود مان قالب‌گیری کردیم.»

او، هم‌چنین، می‌افزاید که افزون بر خودش، سه دختر جوان دیگر نیز در این کارگاه مشغول به کار اند و در بخش‌های بسته‌بندی و رنگ‌آمیزی محصولات فعالیت می‌کنند. «در حال حاضر، سه دخترخانم هم‌راهم کار می‌کنند که یکی در بخش بسته‌بندی و دو دخترخانم دیگر در بخش‌های رنگ‌کردن یا رنگ‌مالی هم‌کاری می‌کنند. کار بخش تولید را کلاً خودم انجام می‌دهم.»

فریده حمایت خانواده را یکی از عامل‌های اصلی موفقیتش می‌داند و امیدوار است در آینده کارگاهی بزرگ‌تر و مجهزتر ایجاد کند تا فرصت آموزش و اشتغال برای دختران بیش‌تری فراهم شود. «در عرصه‌ی کارم همیشه حمایت‌های خانواده‌ام بوده و است و در مسیر پیش‌رفت کارم نقش مهمی داشتند. از شروع کار تا به امروز، همیشه تشویقم کردند، هم‌راهم بودند و حمایتم کردند.»

فریده از آرزوهایش می‌گوید؛ آرزویی که فراتر از گسترش کسب‌وکار شخصی اوست. او می‌خواهد که کارگاهی بزرگ و مجهز داشته باشد تا در کنار پیش‌رفت خودش، زمینه‌ی آموزش و اشتغال دختران بیش‌تری را نیز فراهم کند. «یکی از بزرگ‌ترین آرزوهایم ساختن یک کارگاه بزرگ و مجهز است که علاوه بر توسعه‌ی فعالیت‌های خودم، فرصت اشتغال و رشد دیگر خانم‌های عزیز هم باشد و بتوانند یک مهارت را بیاموزند و به یک درآمد خوب برسند.»

در همین حال، تهمینه منگل، فعال حقوق زن، با تأکید بر نقش زنان در رشد اقتصاد محلی می‌گوید که خانواده‌ها می‌توانند با تشویق و حمایت از هنر، مهارت و خلاقیت زنان، زمینه‌ی حضور پررنگ‌تر آنان را در فعالیت‌های اقتصادی فراهم کنند. «جامعه و خانواده با اعتماد، تشویق‌کردن، فراهم‌کردن فرصت‌های آموزشی و احترام به توانایی‌های دختران خود می‌توانند نقش بزرگی در موفقیت آن‌ها داشته باشند. استقلال اقتصادی، اعتمادبه‌نفس دختران را بالا می‌برد و هم‌چنین زمینه‌ی قدرت تصمیم‌گیری و مشارکت بیش‌تر آنان در توسعه‌ی جامعه را فراهم می‌کند. آنان می‌توانند از نظر اقتصادی مستقل باشند، در خانواده و اجتماع خود نقش ایفا کنند و الهام‌بخش دیگران باشند.»

روز آرام‌آرام به پایان می‌رسد و آفتاب در آستانه‌ی غروب است. فریده درِ کارگاهش را می‌بندد و راه خانه را در پیش می‌گیرد؛ با امیدی که فردا دوباره به کارگاه برگردد و رؤیاهای بیش‌تری را با دست‌های هنرمندش شکل دهد.

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: