با این که ازدواج دوم و چندهمسری در شریعت اسلامی زیر شرایط مشخص مجاز دانسته شده است، شماری از زنان در کندز می‌گویند که در زندگی مشترک خود بارها با فشار و پافشاری خانواده‌ی شوهر برای ازدواج دوم همسران ‌شان روبه‌رو شده‌ اند. آنان، می‌افزایند که دلیل اصلی این فشارها ناشی از باورهای سنتی خانواده‌ها مانند نداشتن فرزند پسر، عدم تداوم نسل و گاهی مشکل عقامت و نیز خودداری از فرزندآوری پی‌هم عنوان می‌شود؛ موضوعی که در بسیاری موردها آرامش روانی خانواده را زیر تأثیر قرار می‌دهد.

عالمان دین و حقوق‌دانان، می‌گویند که ازدواج مجدد نباید زیر تأثیر فشار خانواده‌ها انجام شود و زنانی که در نتیجه‌ی این فشارها با آسیب‌های روانی، تهدید یا نقض حقوق شان روبه‌رو می‌شوند، می‌توانند از مجراهای قانونی و نهادهای حل منازعه نیز کمک بگیرند. به باور پزشکان اما، زن در تعیین جنسیت جنین (کودک) هیچ نقشی ندارد، دختر و پسربودن آن از سوی مرد است.

در این گزارش با زنانی‌ گفت‌وگو شده است که خانواده‌های شوهران شان ازدواج دوم را یک ضرورت خانوادگی می‌دانند و این مسئله سبب نگرانی، ناامنی و تنش در زندگی آنان شده است. زرغونه احمدی ۳۴ساله، باشنده‌ی کندز، می‌گوید که در ۱۲ سال زندگی مشترک خود بارها با فشار خانواده‌‌ی همسرش، برای ازدواج دوم همسرش روبه‌رو شده است. «چون ما سه دختر داریم، می‌گویند باید یک پسر هم باشد. این حرف‌ها زندگی‌ام را پر از ترس کرده است. احساس می‌کنم هر لحظه ممکن تصمیمی گرفته شود که زندگی‌ام را تغییر دهد.»

زرغونه، می‌افزاید که با وجود این فشارها، رابطه‌اش با همسرش خوب است و شوهرش تا کنون خواهان ازدواج دوم نشده است. «بیش‌تر این فشارها از سوی مادرشوهر و برخی بزرگان خانواده‌ی شوهرم مطرح می‌شود. همسرم بارها گفته که از زندگی مشترک ما راضی است و چنین تصمیمی ندارد؛ اما وقتی خانواده‌اش پیوسته این موضوع را مطرح می‌کنند، ناخودآگاه بر روابط ما نیز تأثیر می‌گذارد. گاهی احساس می‌کنم به خاطر نداشتن فرزند پسر، ارزش و جایگاهم در خانواده زیر سوال برده می‌شود.»

شکیلا محمدی ۲۹ساله و فرشته عظیمی ۳۷ساله، نیز می‌گویند که دلیل اصلی مطرح‌شدن ازدواج مجدد در خانواده‌های ‌شان، نداشتن فرزند پسر و باورهای سنتی در باره‌ی ادامه‌ی نسل بوده است.

شکیلا، می‌افزاید: «همیشه می‌گویند اگر پسر نباشد، خانواده کامل نیست. همین حرف‌ها باعث شده همیشه نگران باشم که نکند زندگی‌ام تغییر کند. به باور من، ‌کسی حق ندارد برای زن و شوهر تعیین تکلیف کند. زندگی مربوط خود ما است. وقتی دیگران می‌خواهند شوهرم را وادار به ازدواج دوم کنند، احساس می‌کنم حقوق و شخصیت من نادیده گرفته می‌شود. این موضوع را نوعی فشار و نقض حق تصمیم‌گیری در زندگی مشترک می‌دانم.»

فرشته عظیمی نیز که به دلیل پافشاری خانواده‌ی شوهرش برای ازدواج دوم همسرش احساس ناآرامی دارد، می‌گوید: «بارهاست که می‌گویند باید یک پسر داشته باشید. این حرف‌ها مثل یک تهدید، آرامشم را گرفته است. رابطه‌‌ام با همسرم خوب است. او همیشه گفته که قصد ازدواج دوم ندارد؛ اما وقتی خانواده‌اش در هر نشست و دیدار این موضوع را مطرح می‌کند، احساس ناامنی می‌کنم. این فشارها باعث شده که گاهی نسبت به آینده‌ی زندگی‌ام نگران باشم.»

برخی مردان، نیز تأیید می‌کنند که فشار خانواده برای ازدواج دوم شان بیش‌تر به دلیل نداشتن فرزند پسر و ادامه‌ی نسل مطرح می‌شود. عبدالرحمان احمدی ۳۸ساله، باشنده‌ی کندز، می‌گوید که خانواده‌اش بارها او را به ازدواج دوم تشویق کرده اند. «خانواده فکر می‌کنند اگر پسر نباشد، نسل ادامه پیدا نمی‌کند و همین باعث شده روی من فشار بیاورند که ازدواج دوم کنم. وقتی این حرف‌ها تکرار می‌شود، همسرم ناراحت می‌شود و احساس می‌کند خانواده‌ام او را مقصر می‌دانند. این وضعیت گاهی فضای خانه را متشنج می‌کند. اما من از زندگی‌ام راضی‌ام و باور دارم که دختر و پسر هر دو نعمت خداوند هستند. به همین دلیل، تا کنون تصمیمی برای ازدواج مجدد نگرفته‌ام.»

محمدنعیم صدیقی ۴۵ساله، باشنده‌ی کندز، نیز می‌گوید که این موضوع در خانواده‌ها بیش‌تر به عنوان یک راه‌حل سنتی برای داشتن فرزند پسر دیده می‌شود. «بزرگان خانواده می‌گویند اگر پسر نباشد، باید ازدواج دوم صورت گیرد تا مشکل حل شود، من چند دختر دارم و پسر ندارم. اما باور دارم که داشتن دختر یا پسر در اختیار انسان نیست. آرامش خانواده به من مهم‌تر از این فشارها است و هیچ گاه نخواسته‌ام زندگی مشترکم را قربانی چنین دیدگاه‌هایی کنم.»

عالمان دین، می‌گویند که انگیزه‌هایی مانند نداشتن فرزند پسر یا باورهای سنتی نمی‌تواند به تنهایی مجوز فشار برای ازدواج دوم باشد. آنان، تأکید می‌کنند که ازدواج در اسلام یک مسئولیت سنگین است و باید بر اساس عدالت، توانایی و رضایت طرفین انجام شود. به باور آنان، هیچ فردی حتا اعضای خانواده حق ندارند مرد را به ازدواج دوم مجبور کنند یا زیر فشار قرار دهند.

شفیع‌الله احمدی، عالم دین، می‌گوید: «هیچ یک از اعضای خانواده حق ندارند مرد را به ازدواج دوم مجبور کنند یا زیر فشار قرار دهند؛ زیرا ازدواج یک تصمیم شخصی و هم‌راه با مسئولیت‌های سنگین شرعی است. در اسلام بر حفظ حرمت خانواده، رعایت حقوق همسران و جلوگیری از ظلم تأکید شده است. هم‌چنین، مسلمانان از دخالت‌های زیان‌بار در زندگی دیگران منع شده اند. اگر دخالت اعضای خانواده باعث اختلاف، بی‌اعتمادی یا آسیب به زندگی زن و شوهر شود، این کار از نگاه شرعی ناپسند است. ازدواج دوم تنها زمانی جایز دانسته شده که مرد توانایی تأمین عدالت و مسئولیت‌های آن را داشته باشد.»

حقوق‌دانان، نیز باورمند اند که فشار خانواده‌ها برای ازدواج دوم مردان، می‌تواند پیامدهای جدی بر روابط خانوادگی داشته باشد. به باور آنان، زمانی که حق زن از سوی خانواده‌ی شوهر نادیده گرفته شود و دخالت‌های مداوم در زندگی مشترک صورت گیرد، او حق دارد برای دفاع از حقوق خود از راه‌های قانونی و اجتماعی اقدام کند.

شفیق‌الله ایزدیار، حقوق‌دان، می‌گوید: «وقتی فشار برای ازدواج دوم از طرف خانواده باشد، می‌تواند باعث اختلاف، بی‌اعتمادی و تنش میان زن و شوهر شود. در بسا موارد، این فشارها به خشونت روانی تبدیل می‌شود. زنی که همواره با تهدید ازدواج دوم شوهرش روبه‌رو است، احساس امنیت خود را از دست می‌دهد؛ موضوعی که می‌تواند بر سلامت روانی او و فرزندان خانواده تأثیر منفی بگذارد. زنان در چنین مواردی حق دارند از مجراهای قانونی و نهادهای حل منازعه برای دفاع از حقوق خود استفاده کنند.»

از سوی دیگر، پزشکان، می‌گویند که در تعیین جنسیت جنین (پسر و دختربودن) نقش تعیین‌کننده را مرد دارد نه زن. تبسم فدا، پزشک متخصص نسایی_ولادی، چنین توضیح می‌دهد: «تعیین جنسیت طفل صددرصد مربوط به مردها می‌شود؛ چون مرد دارای دو نوع کروموزوم X و Y است، اما زن فقط کروموزوم X دارد. هر گاه کروموزوم Y مرد با کروموزوم X زن یک جا شود، نتیجه‌ی آن طفل پسر می‌شود. اما هر گاه کروموزوم X مرد با کروموزوم X زن یک جا شود، نتیجه‌ی آن طفل دختر می‌شود.»

در بسیاری از خانواده‌های سنتی افغانستان، نداشتن فرزند پسر، ادامه‌ی نسل و برخی باورهای فرهنگی، از مهم‌ترین دلیل‌های مطرح‌شدن ازدواج دوم عنوان می‌شود؛ در حالی که طبق داده‌های ثابت‌شده‌ی علمی دلیل اصلی پسردارنشدن، زن نه، بل مرد است؛ ادامه‌ی این وضعیت می‌تواند پیامدهای روانی و اجتماعی جدی به هم‌راه داشته باشد و در نهایت بنیان خانواده را با چالش‌های اساسی روبه‌رو کند؛ چالشی که بیش از همه، آرامش و ثبات زندگی مشترک را هدف قرار می‌دهد.

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: