شریعت اسلامی و حقوق‌دانان، پشتیبانی عاطفی را از پایه‌های اساسی زندگی مشترک می‌دانند و بر محبت، احترام و رفتار نیک میان زن و شوهر تأکید دارند؛ حقی که در صورت نقض آن، حتا می‌تواند زمینه‌ی درخواست طلاق را نیز فراهم کند. با این حال، شماری از زنان از نبود محبت و درک عاطفی، در زندگی مشترک شان حکایت دارند و می‌گویند که این وضعیت به لحاظ روانی آنان را زیر فشار قرار داده است.

نیلوفر ۲۵ساله از کابل که چهار سال از ازدواجش می‌گذرد، می‌گوید که پس از یک سال زندگی مشترک، با بی‌توجهی عاطفی همسرش روبه‌رو شده و این بی‌توجهی تأثیر منفی بر روانش نیز داشته است. «وقتی یک سال از عروسی ما گذشت، احساس کردم همسرم از نظر عاطفی در کنارم نیست؛ بیش‌تر وقت‌ها بی‌توجه است و حرف‌هایم را نمی‌شنود؛ حتا خواسته‌هایم را نادیده می‌گیرد. هیچ گاهی از من پشتیبانی روحی نکرده و کم‌بود محبت واقعاً روی روحیه‌ام تأثیر بد گذاشته است و احساس تنهایی می‌کنم. گاهی دچار اضطراب می‌شوم و خود را بی‌ارزش فکر می‌کنم. می‌گویم چرا به من توجه نمی‌کنی؛ می‌گوید که تو چه قدر حوصله داری، افسرده شدی و این قسم فکر می‌کنی.»

فرشته‌ی ۳۴ساله از کندز که ۱۲ سال از ازدواجش می‌گذرد، نیز از تجربه‌ی مشابهی سخن می‌‌زند و تأکید می‌کند که نبود محبت، روی روابط با فرزندانش نیز تأثیر گذاشته است و سبب شده که گاهی به فکر راه حل این چالش از راه قانونی شود. «همسرم از نظر عاطفی بسیار سرد است؛ هیچ وقت حرف محبت‌آمیز نمی‌زند. این کم‌بود محبت سبب شده که خیلی زود عصبانی شوم و حتا روی رفتارم با اولادهایم هم تأثیر گذاشته، زود سر شان قهر می‌شوم؛ جیغ می‌زنم و نبود محبت همسرم سبب شده به اولادهایم هم بی‌توجه شوم. چند بار فکر کردم از راه قانونی اقدام کنم؛ چون رفتارش هر روز سردتر می‌شود؛ اما به خاطر آینده‌ی فرزندانم، این کار را نکردم تا بیش‌تر آسیب نبینند.»

سمیه‌ی ۲۶ساله از کابل، می‌گوید که خستگی روحی و درک‌نشدن از سوی شوهرش سبب شده است که گاهی میان ادامه‌دادن به زندگی مشترک یا اقدام به جدایی قرار گیرد. «کم‌بود محبت سبب شده که احساس خستگی روحی داشته باشم. گاهی بی‌دلیل گریه می‌کنم و احساس می‌کنم کسی مرا درک نمی‌کند و محبت در زندگی مشترک یعنی هم‌دلی، شنیدن حرف‌های همسر و بودن در کنارش در شرایط سخت. برای حل این مشکل از راه قانونی اقدام نکرده‌ام، بیش‌تر به خاطر این که نمی‌دانم از کجا شروع کنم و چه باید بکنم؛ چون در مورد حقوق قانونی، خیلی معلومات ندارم و کسی هم برایم توضیح نداده است.»

شکیلا‌ی ۲۸ساله از بامیان، نیز می‌گوید که بی‌توجهی همسرش سبب شده احساس بی‌ارزشی کند و از روی ناگزیری به زندگی مشترک ادامه دهد. «همسرم هیچ توجهی ندارد؛ اصلاً فکر نمی‌کند خانمش هستم، هم‌دمش هستم، باید خیلی موضوعات بین ما شریک شود، باهم حل کنیمغ اما می‌گوید که تو کی چیزی را می‌فهمی که به تو هر چیز بگویم. قهر کردم و رفتم خانه‌ی مادرم، فکر می‌کردم پشتم می‌آید یا حداقل تماس می‌گیرد؛ اما فقط گفت دلت می‌آیی، دلت نمی‌آیی، همین سبب شد دوباره خودم برگردم خانه. از آن روز به بعد، بیش‌تر احساس بی‌ارزشی می‌کنم.»

حقوق‌دانان، نبود پشتیبانی عاطفی را تنها یک مشکل اخلاقی نمی‌دانند، بل آن را مرتبط با حقوق زنان در خانواده عنوان می‌کنند و تأکید دارند که اگر با تفاهم و گفت‌وگو این چالش حل نشود، زنان می‌توانند برای حل مشکل از طریق محکمه اقدام کنند. زاهده کوهستانی، حقوق‌دان، می‌گوید: «زن حق دارد از سوی شوهرش احترام و محبت داده شود. اگر احترام نباشد، ممکن ناراحتی‌هایی در خانه رخ بدهد که منجر به جدایی شود و اگر شوهر رفتار و گفتار و رویه‌ی خوب با همسر خود نداشته باشد، باید زن به یک شخص کلان خانه بگوید و از طریق گفتار حل شود و اگر با صحبت‌کردن حل نشد و از لحاظ روحی و روانی زن آسیب بیش‌تر دید، زن می‌تواند درخواست جدایی از طریق محکمه یا عرفی به هر شکل که باشد، حق دارد.»

محمداکبر گوجروال، دیگر حقوق‌دان، نیز می‌گوید که پشتیبانی عاطفی از پایه‌های اساسی زندگی مشترک است و نبود آن می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد و حتا منجر به جدایی شود. او، می‌گوید: «خانم که از سوی شوهر به نحوی پشتیبانی عاطفی نمی‌شود، این یک نوع ظلم به حق خانم است. در قانون مدنی افغانستان آمده است که اگر زوجین عاطفه را رعایت نمی‌کند، از جمله خشونت روانی محسوب می‌شود و اگر این خشونت تکرار شود، مراجع عدلی و قضایی مکلف اند که در این قسمت رسیدگی کند با توجه به این که از سوی خانم شکایت صورت بگیرد و می‌تواند خانم مطالبه‌ی جدایی کند.»

عالمان دین، می‌گویند که خشونت با نبود پشتیبانی عاطفی متفاوت است و تأکید می‌کنند که زنان مطابق شریعت اسلامی حق پشتیبانی عاطفی را دارند. حکمت‌الله فضلی، عالم دین، می‌گوید: «نبود پشتیبانی عاطفی، گپ‌نزدن، محبت‌نکردن، سردبودن و عدم توجه در نوع خود یک نوع ظلم خفیف است؛ اما خشونت یعنی لت‌وکوب‌کردن، دشنام‌دادن و قسمی که عذاب جسمی و روحی دادن که در دین اسلام حرام است، اسلام تنها پشتیبانی جسمی را اشاره نمی‌کند که شامل نفقه می‌شود، بل پشتیبانی عاطفی را نیز مهم می‌پندارد.»

او، با اشاره به جایگاه زن در اسلام، می‌افزاید: «در حدیث آمده که خانمی نزد رسول الله آمد و گفت که شوهرم روی چیزی خُرد هم‌راهم جنگ می‌کند و حتا بعضی اوقات مرا لت‌وکوب می‌کند و به شوهرش رسول خدا می‌گوید که چهره‌ی تو سیاه گشته، تو زن خود را می‌زنی. آیا از خداوند به تو حیا نیست و بعداً رسول خدا توصیه می‌کند که زن را نباید مثل کنیز بزنی؛ چون در اسلام به زن جامه و لباس گفته شده؛ پس انسان باید با همسر خود رفتار خوب داشته باشد.»

از سوی دیگر، فروزان داوودزی، فعال حقوق زن، نبود آگاهی، ازدواج اجباری و مراعات‌نکردن اصول شرعی را از عامل‌های اصلی کاهش پشتیبانی عاطفی میان زوج‌ها می‌داند و می‌گوید: «عامل اصلی عدم آگاهی، پایین‌بودن سطح تحصیلی و مراعات‌نکردن اصول شرعی است؛ چون شریعت تأکید بر این می‌کند که وقتی دو نفر باهم نکاح می‌کند، باید از هم‌دیگر درک کامل داشته باشند، هم‌فکر هم باشند؛ چون بیش‌تر ازدواج‌ها در افغانستان ازدواج‌های اجباری است و وقتی این‌ها باهم ازداوج می‌کنند، سازگاری نمی‌داشته باشند، چه برسد به این که هم‌د‌یگر را درک کنند و همان مهر و عاطفه‌ای که شوهر با خانم باید داشته باشد را ندارند.»

سیف‌الاسلام خیبر، سخن‌گوی وزارت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر امارت اسلامی، تأکید می‌کند که برای برقراری ارتباط سالم و شرعی، برنامه‌های آگاهی‌دهی را برای مردم روی دست گرفته اند. «زن حق دارد محبت داده شود، با عواطف با او رفتار شود و شوهر نیز مسئولیت دارد با همسرش هم‌کاری و او را تشویق کند تا یک زندگی خوش را سپری کنند. این وزارت در تمام ولایت‌ها بیش از ۱۰۰ هزار چنین قضایا را حل کرده و کارمندان آن به مردم در مورد حقوق زنان و نحوهی رفتار با آنان توصیه می‌کنند و هم‌چنان از امامان مسجدها نیز خواسته شده که در این زمینه آگاهی‌دهی کنند.»

گفتنی‌ است آن چه از روایت زنان و دیدگاه کارشناسان برمی‌آید، این است که نبود آگاهی از عامل‌های اصلی کم‌رنگ‌شدن محبت در خانواده‌ها است؛ مسئله‌ای که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ی روانی و اجتماعی برای زنان و فرزندان به‌ هم‌راه داشته باشد.

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: