کَفائت یا «همکفوبودن» در ازدواج، از مفاهیم مهم فقهی-حقوقی اسلام است که بر تناسب، همسطح و همترازبودن مرد و زن، در ویژگیهای دین، اخلاق، رفتار، وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اشاره دارد. بر بنیاد گفتههای حقوقدانان اصول فقهی، قوانین وضعی و بینالملل نیز بر همترازبودن زن و مرد در ازدواج تأکید دارند.
در همین حال، کارشناسان مسائل حقوقی، تأکید میکنند که عدم کفائت میان زن و مرد بر دوام زندگی مشترک میتواند اثر منفی بگذارد. زبیر کریمی، کارشناس مسائل حقوقی، میگوید که اصلهای برابری و کرامت انسانی در اسناد حقوقی ملی و بینالمللی مورد تأکید قرار گرفته است و بر اهمیت رضایت، انتخاب آگاهانه و رعایت حقوق زن و مرد در ازدواج، دلالت دارد.
این کارشناس مسائل حقوقی، میافزاید: «کفائت یک مسئلهی قانونی و اساسی هر فرد از زن و مرد است به ویژه برای زنان بسیار اساسی است. در اصول فقهیای که امارت اسلامی اساس کار خود قرار داده، ظلم نفی و بر اصل عدالت تأکید شده است. در مسئلهی کفائت نباید به زن ظلم صورت بگیرد.»
عالمان دین، نیز کفائت را حق مشترک برای زن و مرد میدانند و بر اهمیت دین و اخلاق در انتخاب همسر تأکید دارند. محبوب حنفی، عالم دین، در این باره میگوید: «اولین مسئله در شرایط ازدواج در اسلام، دین است که باید هر دو در یک دین باشند؛ یعنی در نگاه شریعت، یک پسر مسلمان با دختر کافر و دختر مسلمان با پسر کافر باهم، همکفو یا همتراز نیستند، ازدواج شان مردود است. نسب و همسطحبودن در توانایی مالی هم مهم است. اسلام همچنین بر اخلاق تأکید کرده و پیامبر صلیالله علیه و سلم میفرماید، وقتی کسی به خواستگاری دختر شما آمد و شما از دین و اخلاقش راضی بودید، پس دختر تان را به نکاحش در آورید.»
به گفتهی او، آگاهی خانوادهها و توجه به ویژگیهایی مانند اخلاق، مسئولیتپذیری، تحصیل، سلامت رفتاری و دوری از اعتیاد، میتواند از بسیاری مشکلهای پس از ازدواج جلوگیری کند. «زنان میتوانند در کفوبودن شرایط خود را پیش از ازدواج مطرح کنند، مثل اخلاق، دینداری، شغل، تحصیل، معتادنبودن و سرمایه. اگر زن بعد از ازدواج در وجود شوهرش متوجه نکتههای منفی شد، میتواند با مراجعه به محاکم شرعی نکاح خود را فسخ یا شوهرش را وادار بکند که اخلاق خود را اصلاح کند. راه دیگر، افزایش آگاهی مردم از طریق منبر، مدارس و کنفرانسهای مختلف است.»
با این حال، تهمینه منگل، فعال حقوق زن، میگوید که رعایتنکردن همترازی در ازدواج میتواند زمینهساز اختلافهای خانوادگی، کاهش احترام متقابل و آسیبهای روانی برای زوجها و فرزندان شود. «اگر در ازدواج همترازی نباشد، پیامدهای ناگواری مانند نارضایتی، احساس کمبودی و کاهش احترام متقابل میداشته باشد؛ امری که باعث افزایش تنش و اختلافها میشود. این تنشها به سلامت روان آسیب میرساند. اگر صاحب فرزند باشند، اختلافهای مداوم والدین میتواند بر تربیه و سلامت کودکان اثر منفی بگذارد و حتا در درازمدت احتمال جدایی یا طلاق میان شان وجود دارد. داشتن معیارها برای انتخاب بسیار مهم است؛ اما در کنار آن، اگر هر دو طرف انعطافپذیر و دارای درک متقابل بیشتر باشند، برخی تفاوتها قابل مدیریت است، اما اگر تفاوتهای اساسی، ارزشها و هدفها نادیده گرفته شود، در آینده مشکلساز میشود.»
شماری از زنان و مردان، بیتوجهی به کفائت در ازدواج را زمینهساز اختلافهای خانوادگی میدانند و از نبود تفاهم اخلاقی، فکری و اقتصادی در زندگی مشترک شان شکایت دارند. آنان، میافزایند که بیتوجهی به اصل همترازی در هنگام ازدواج، زندگی آنان را با مشکلهای جدی روبهرو کرده است.
مریم که دو سال از ازدواجش میگذرد و پیش از ازدواج شناخت و اطلاعی از اخلاق و توانایی مالی همسرش نداشت، میگوید که شوهرش توانایی پرداخت مصارف او و فرزندانش را ندارد و فرد تنبل و معتاد است؛ در حالی که خود او در خانوادهی با اقتصاد متوسط و اخلاق اسلامی بزرگ شده است.
او، میافزاید: «شوهرم مصارفم را پرداخت کرده نمیتواند؛ هم تنبل است و هم چرسی. بیکاری شوهرم باعث شد که بین ما جنگ و دعوا شود و بروم خانهی پدرم. یک ماه کمتر یا زیادتر قهر بودم، بعد ریشسفیدها را آوردند تا مسئله حل شد. با وجودی که این مسئله حل شد، اما جنگ و دعوای ما ادامه دارد. اگر قبلاً از شوهرم و خانوادهاش شناختی میداشتم، اصلاً از این قسم فامیل شوهر نمیگرفتم و ازدواج نمیکردم.»
در سوی دیگر، عبدالرحیم، باشندهی ولسوالی حصهی اول کوهستان کاپیسا، میگوید که چهار سال از ازدواجش میگذرد و دو فرزند دارد، اما با همسرش به لحاظ سطح سواد و سن همکفو نیست. او، میگوید که همسرش باسواد است و در شرایط خوب مالی رشد کرده؛ در حالی که خودش تکسیران است و توانایی مالی چندانی ندارد.
عبدالرحیم، میافزاید: «خودم درایور/راننده هستم، خانمم باسواد. خانمم حدود ۱۰ سال از من خرد است. مشکل این است که در خانه همیشه در وقت تصمیمگیری مالی ناآرام میشویم. من میخواهم پول را جمع کنیم که برای فردا و آیندهی ما به درد بخورد، اما خانمم مصرف بیجا میکند و توقعهایش بیشتر است. به من میگوید خسیس هستی و بارها بیاحترامی کرده است. آدم پیش از ازدواج باید توقعهای طرف مقابل را ببیند که آیا با خودش برابر است یا نه؟ تا بعدها زندگی شان خراب نشود.»
با این همه، کارشناسان، تأکید میکنند که همترازبودن به معنای برتری یک طرف بر طرف دیگر نیست، بل به مفهوم وجود تناسب و همآهنگی در مسائل اساسی زندگی مشترک است؛ امری که میتواند به افزایش تفاهم، کاهش تنشها و استحکام بنیان خانواده کمک کند.






