شماری از زنان: به دلیل ناداری از حقوق اساسی زندگی محروم شده‌ایم

شماری از زنان، می‌گویند که به دلیل ناداری، از دست‌رسی به ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی شان محروم شده ‌اند. آن‌ها، می‌افزایند که ناداری تنها به معنای نداشتن امکانات مالی نیست، بل مانعی گسترده و چندبُعدی است که حق آموزش، جایگاه اجتماعی و دست‌رسی به خدمات بهداشتی را نیز از آنان سلب کرده است و شماری از زنان با درآمد روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ افغانی سرپرستی خانواده‌های شان را نیز به دوش می‌کشند.

روز جهانی مبارزه با کار کودکان؛ «مشکلات زندگی نمی‌گذارد که کار نکنم»

مرتضا در رابطه به دشواری‌ کارش، می‌گوید که اگر احتیاط نکند، ممکن است با خطر سوختگی روبه‌رو شود. «کاری است که اگه احتیاط نکنی، اوگار میشی؛ گیس است و آتش داره؛ گاهی پیب پاره میشه و آتش به صورت و دست اصابت می‌کنه. چندین بار که پیب گیس پاره شد، دست و رویم سوخت.» مرتضا از کاری که انجام می‌دهد، هفته‌ی ۶۰۰ افغانی دست‌مزد می‌گیرد؛ درآمدی که برای رفع بخشی از نیازهای خوراکی و پوشاکی خانواده‌اش هزینه می‌شود و در بدل کار بی‌‌وقفه‌اش، ناچیز است.

مبارزه در دل مشکلات؛ «روزانه تا ۳۰ بولانی می‌فروشم»

ساعت دوازده چاشت است و گرمی آفتاب، شهر کابل را در چنگ خود گرفته است؛ اما این گرمای شدید، برای «سیما» سوزان‌تر از دردها و رنج‌های عمیق او نیست. با این که نیمی از صورتش را با ماسک پوشانده است، خط‌های افتاده بر پیشانی‌ و لباس‌های رنگ‌باخته‌اش، سختی‌های زندگی او را روایت می‌کنند.

ناداری و بیماری؛ زنان افغان ماه‌ها قادر به درمان خود نیستند

در افغانستان، جایی که ناداری از دیوار خانه‌ها بالا می‌رود و سقف‌ها را پایین می‌کشد، بیماری برای زنان تنگ‌دست فقط یک رنج جسمی نیست؛ بل کابوسی بی‌پایان است که هر روز با آن چشم باز می‌کنند. این گزارش روایتی ا‌ست از ۳۳ زن بیمار در ولایت‌های مختلف کشور که میان دو سنگ گیر کرده؛ یکی ناداری و دیگری بیماری.

از پای تنور تا کارگری در خانه‌های مردم؛ مسیر دشوار یک مادر نان‌آور

گل‌غتی که هر صبح را با فشار سنگین زندگی آغاز می‌کند، می‌کوشد با لب‌خند هرچند از روی تظاهر، خود را برای لحظه‌ا‌ی از فشار کمرشکن روزگار جدا کند. با حسرت از سال‌هایی یاد می‌کند که در مرکز تعلیمی نظامی، به‌ عنوان صفاکار مشغول بود؛ کاری که هرچند ساده نبود، اما درآمد ثابتی که داشت، دوام زندگی را برای او ساده‌تر کرده بود.

ناداری و زیبایی؛ روایتی از کار زنان در یک کارگاه قالین‌بافی در شهر کابل

نزدیک به بیست زن، در کارگاهی کنار هم آمده اند و با زحمت و دقت زیاد، روی نخ‌ها المک می‌زنند و با چرخاندن تارهای رنگ‌شده میان نخ‌های سفید، نقش‌های قشنگی را به شکل قالین در می‌آورند؛ تلاشی‌ برای بیرون‌زدن از بی‌کاری و درآودن نانی از آبله‌ی کف دست. به دنبال روشن‌شدن هوا، این زنان از خانه‌های شان بیرون می‌زنند و تا نزدیک غروب سرگرم کار استند.

جنگ، ناداری و تغییرات اقلیمی؛ باشندگان نجراب کاپیسا به قطع جنگلات رو آورده اند

در سه دهه‌ی پسین، جنگ، رشد جمعیت، نبود برنامه‌های دقیق حفظ منابع طبیعی و مشکلات اقتصادی، سبب شده است که جنگلات در مناطق مختلف کشور از جمله ولسوالی نجراب کاپیسا، در معرض نابودی قرار گیرند. باشند‌گان ولسوالی نجراب که برای تأمین سوخت و هزینه‌های زندگی…، نگران آینده‌ی محیط زیست و سرسبزی این منطقه هستند.

پزشکان در غزنی: ناداری بر تغذیه‌ی زنان باردار آسیب می‌زند

نوریه، مادری که فرزند چهارمی‌‌اش به تازگی زاده شده و اکنون برای درمان سوءتغذیه بستری شده است، از وضعیت بد اقتصادی خانواده‌اش سخن می‌زند. او در گفت‌وگو با سلام‌وطندار می‌گوید که مشکلات اقتصادی و نبود تغذیه‌ی سالم در زمان بارداری‌اش، سبب شده است که کودک نوزادش دچار سوءتغذیه‌ شود و خودش نیز وضعیت پایدار صحی ندارد.

سایه‌ی ناداری؛ فرهنگ مطالعه چگونه نگه‌داری می‌شود؟

شماری از کتاب‌داران و کتاب‌فروشان در کابل، می‌گویند کم‌تر افراد جامعه به کتاب‌خوانی رو می‌آورند و میزان خرید‌وفروش کتاب در سال‌های پسین رو به کاهش است. با این حال، شماری از جوانان تلاش می‌کنند تا فرهنگ مطالعه را ترویج داده و از ریشه‌های فرهنگی این کشور پاسداری کنند.

ناداری کودکان بسیاری در لوگر را از صنف‌های آموزشی به میدان کارگری کشانده است

شماری از کودکان کار در لوگر، به سلام‌وطندار می‌گویند که نان‌آوری ندارند و ناچار اند برای فراهم‌کردن نیازهای خانواده‌های شان، در مرکز و ولسوالی‌های این ولایت به انجام کارهای شاق تن بدهند. برخی از این کودکان برای کارکردن ناچار شده اند رفتن به مکتب را کنار بگذارند.

عید جوانان در افغانستان؛ جشن امید در دل چالش‌های اقتصادی

با این که ناداری و مشکلات اقتصادی در افغانستان بر گرامی‌داشت از مناسبت‌های خاص سایه افکنده و آن را کم‌رنگ کرده است؛ اما شماری از جوانان تلاش دارند با امکانات اندک از عید پیش رو خاطره‌‌ای برای خود و خانواده‌های شان بسازند.

کارگر روزمزد در کابل: حتا پول یک نان را قرض می‌کنم

همین که روشنایی خورشید به شهر می‌رسد، ده‌ها مرد با چهره‌هایی خسته و دست‌های پینه‌بسته در حاشیه‌ی چهارراه حاجی یعقوب شهرنو کابل، کنار هم می‌ایستند و امیدوار اند کسی بیاید و آن‌ها را برای یک روز کارگری ببرد.

شکایت از بی‌کاری؛ باشندگان کابل: حکومت به ما زمینه‌ی کار را فراهم کند

شماری از باشندگان کابل، با شکایت از ناداری و بی‌کاری از حکومت سرپرست امارت اسلامی می‌خواهند که به آن‌ها زمینه‌ی کار را فراهم کند. عبدالرحیم ۷۷ساله، باشنده‌ی شهر کابل که در کنار جاده‌ای نشسته است، می‌گوید که ۳۰ سال می‌شود کفش‌پالشی می‌کند.