شماری از ناشنوایان در پروان، کاپیسا و پنجشیر، میگویند که محتوای دسترسپذیر برای آنها بیشتر به برخی برنامههای آموزشی محدود است و در بخشهای دیگر، محتوای منظم و گستردهای به زبان اشاره تولید نمیشود.
سهراب، باشندهی ولسوالی حصه اول پنجشیر، که خواهر ۳۰ساله و برادر ۳۵سالهاش ناشنوا هستند، میگوید که آنها از این وضعیت رنج میبرند و خواهان فراهمشدن فرصتهای آموزشی و کاری اند. «نسبت به ما و شما که درس میخوانیم، نوشته میکنیم و یا کار میکنیم، آنها خیلی رنج میبرند. آنها میگویند که باید خواندن و نوشتن را یاد بگیرند و جایی کار کنند.»
برخی دیگر از اعضای خانوادههای افراد ناشنوا نیز، میگویند که بسیاری از مطالبی که از سوی رسانهها و نهادهای مختلف منتشر میشود، بدون ترجمه به زبان اشاره در اختیار آنها قرار میگیرد.
زرمینه، خواهر یکی از زنان ناشنوا در کاپیسا، میگوید: «خواهر ۲۸ساله دارم که ناشنوا است. همیشه آرزو دارد که درس بخواند، حرفهای بیاموزد و کار کند. میخواهد از مسائل فرهنگی و اجتماعی در سطح منطقه و جهان آگاهی پیدا کند؛ ولی متأسفانه هیچ روزنهای که بتواند بخشی از خواستههای خواهرم را برآورده کند، در دسترس نیست. ما از امارت اسلامی میخواهیم که در این زمینه توجه کند.»
به گفتهی افراد ناشنوا و اعضای خانوادههای آنها، این وابستگی تنها یک مشکل ارتباطی نیست؛ بل در برخی موارد سبب میشود آنها دیرتر از دیگران از فرصتهای آموزشی، کاری و اجتماعی آگاه شوند یا اصلاً از وجود چنین فرصتهایی باخبر نشوند.
عاطفه، قدوس و سردار که ناشنوا هستند، از طریق اعضای خانوادههای شان با ما گفتوگو کرده و خانوادههای آنها صحبتهای شان را برای ما ترجمه کرده اند.
عاطفهی ۳۵ساله، باشندهی پروان، از بدو تولد قادر به صحبتکردن نیست و برای بیان خواستههایش از زبان اشاره استفاده میکند. او، میگوید: «میخواهیم درس بخوانیم و مهارتهایی مانند خیاطی، گلدوزی و سوزندوزی را یاد بگیریم یا در مرکزهای آموزشی شرکت کنیم تا بتوانیم معیشت روزمره خود را تأمین کنیم و بار دوش جامعه نباشیم.»
قدوس ۴۵ساله ناشنوا و باشندهی پروان، میگوید که آرزو دارد مانند دیگر افراد عادی جامعه به فرصتها دسترسی داشته باشد. «آرزویم این است که مثل دیگران درس بخوانم، پزشک شوم و یک حرفه یاد بگیرم. هیچ برنامه تلویزیونی نیست که از آن چیزی بیاموزم. فقط هر کاری را که در خانه میگویند، انجام میدهم.»
در همین حال، سردار ۳۵ساله ناشنوا و باشندهی کاپیسا نیز، میگوید که آنها باید به فرصتهای آموزشی و کاری دسترسی داشته باشند. او میافزاید: «برای افرادی که گنگ هستند و نمیتوانند صحبت کنند، باید سهولت ایجاد شود و زمینه کار فراهم شود. او میگوید که میخواهم مثل دیگر افراد جامعه ازدواج کنم، خانواده داشته باشم و در میان مردم زندگی کنم.»
سید حبیبالله رادمنش، استاد دانشگاه و جامعهشناس، میگوید که افراد ناشنوا نیز سهم برابر با دیگر اعضای جامعه دارند و دولت و نهادهای مسئول باید به خواستههای آنها توجه کنند تا این قشر از جامعه از انزوا و طردشدگی اجتماعی بیرون شوند. «رسانهها مسئولیت دارند در کنار نشر محتوای خبری و اجتماعی، در بخش زبان اشاره نیز با برنامههای خود فعال باشند. اگر این کار انجام نشود، در واقع این قشر از جامعه از اطلاعات دور میماند و احتمال دارد در درازمدت طرد شود.»
در همین حال، ذبیحالله همت، سخنگوی وزارت معارف، میگوید که صنفهای آموزشی برای دانشآموزان ناشنوا در بیشتر ولایتها، با همکاری مؤسسهها، فعال است. «با همکاری مؤسسهها برای افراد ناشنوا زمینه آموزش فراهم شده است. در برنامههای آینده، روی توسعهی تشکیلات، استخدام آموزگاران برای تدریس زبان اشاره، تولید محتوای مناسب و برآوردهکردن خواستههای آنها کار جریان دارد.»
افراد ناشنوا در افغانستان با موانع مختلفی در زمینهی دسترسی به آموزش، اطلاعات، خدمات صحی و فرصتهای کاری روبهرو هستند. نبود محتوای کافی به زبان اشاره و محدودبودن دسترسی به مترجمان زبان اشاره، از مهمترین چالشهایی است که ارتباط این افراد با جامعه را دشوار کرده است.






