گفتوگوی سلاموطندار با ۱۰ خانواده از ۹ ولایت افغانستان نشان میدهد که اعضای خانوادههای آنها در دو سال اخیر، هنگام مهاجرت از مسیرهای غیرقانونی به ایران و ترکیه، جان باخته اند. این خانوادهها، میگویند که بیکاری و مشکلهای اقتصادی، جوانان را به پیمودن مسیرهای پرخطر مهاجرت سوق داده و خانوادههای شان را با پیامدهای سنگین عاطفی و اقتصادی روبهرو کرده است.
نرگس، ۲۵ساله از بلخ، هنوز هم چشمبهراه بازگشت برادر ۲۸سالهاش است؛ جوانی که میخواست با کارکردن در خارج، هزینهی عروسیاش را فراهم کند و زندگی تازهای بسازد؛ اما سفرش هیچگاه به مقصد نرسید.
به گفتهی نرگس، برادرش پس از مدتی کار در ایران، راهی ترکیه شد. در جریان این سفر، افرادی با خانوادهی او تماس گرفتند و ادعا کردند که برادرش را گروگان گرفته و در بدل رهاییاش پول میخواهند. سرانجام، خانواده از مرگ او باخبر شد. «برادرم نامزد بود و میخواست عروسی کند؛ اما وضعیت اقتصادی ما خوب نبود و در افغانستان کار پیدا نمیشد. به همین دلیل تصمیم گرفت از کشور بیرون شود. به ایران رفت و مدتی آن جا کار کرد؛ سپس به سوی ترکیه حرکت کرد، اما در این مسیر جانش را از دست داد.»
داستان برادر نرگس، نمونهای از سرنوشت جوانانی است که به امید یافتن کار، کمک به خانوادههای شان یا ساختن آیندهی بهتر، راههای پرخطر مهاجرت را در پیش میگیرند؛ سفری که گاهی به ناپدیدشدن، گروگانگیری یا مرگ میانجامد.
سلاموطندار با ۱۰ خانواده از کابل، فاریاب، نورستان، بدخشان، ننگرهار، کاپیسا، جوزجان، فراه و بلخ گفتوگو کرده است. بر اساس روایت این خانوادهها، اعضای خانوادهی آنها در دو سال اخیر از مسیرهای غیرقانونی و با کمک قاچاقبران مهاجرت کرده اند. از این میان، دو تن قصد رفتن به ترکیه و هشت تن دیگر قصد رفتن به ایران را داشته اند.
بر بنیاد این گفتوگوها، شش تن به هدف تأمین هزینههای خانواده یا کمک به والدین، سه تن برای یافتن کار و یک تن برای فراهمکردن هزینهی ازدواج مهاجرت کرده بودند.
برای خانوادههای این افراد، سفر به امید زندگی بهتر، به تجربهی دردناک تبدیل شده است؛ تجربهای که در کنار اندوه ازدستدادن عزیزان، در برخی موارد به ازدسترفتن نانآور خانواده و دشوارترشدن وضعیت اقتصادی آنها انجامیده است.
نورالله، ۳۱ساله از نورستان، میگوید که برادر ۲۲سالهاش حدود شش ماه پیش، به امید یافتن کار و بهبود وضعیت زندگی خانواده، راهی ایران شد؛ اما در نزدیکی مرز با دزدان روبهرو شد و جان باخت. به گفتهی او، جسد برادرش ۱۲ روز پس از این رویداد به خانه بازگردانده شد. «این مدت برای ما بسیار سخت و دشوار بود. ازدستدادن حفیظالله برای خانوادهی ما بسیار دردناک بود. او جوان بود و میخواست با کارکردن به خانواده کمک کند. امید داشتیم که به ایران برسد، کار کند و وضعیت زندگی ما را بهتر بسازد؛ اما متأسفانه در همان مسیر جانش را از دست داد.»
برخی خانوادهها، میگویند که با وجود آگاهی از خطرهای مهاجرت غیرقانونی، بیکاری و مشکلهای اقتصادی آنها را به انتخاب این مسیر وادار کرده است.
جمشید، ۲۸ساله از کاپیسا، میگوید که خواهرزادهی ۱۸سالهاش حدود یک سال پیش، در مسیر مهاجرت به ایران، در اثر تشنگی و نرسیدن آب جان باخته است. به گفتهی او، این جوان فرزند بزرگ خانواده و نانآور آن بود. پدرش به دلیل معلولیت توان کارکردن نداشت و هفت خواهر و برادر کوچکتر نیز داشت. «خواهرزادهام با وجودی که تنها ۱۸ سال داشت، نانآور خانواده بود. پدرش یک پایش را از دست داده بود و نمیتوانست کار کند. او هفت خواهر و برادر کوچکتر داشت. مرگش روحیهی پدر، مادر و خواهرانش را به شدت آسیب زد و وضعیت روانی آنها را خراب کرد.»
بهشته، ۲۴ساله از فاریاب نیز، میگوید که کاکایش پس از بیکارشدن، برای یافتن کار از مسیر غیرقانونی راهی ایران شد؛ اما در این مسیر جان باخت. «کاکایم در فاریاب کار میکرد. در بخش سرکسازی و دفترهای شخصی وظیفه داشت؛ اما وقتی بیکار شد، ناگزیر تصمیم گرفت مهاجرت کند و به سوی ایران برود.»
لیلیما، ۵۵ساله از جوزجان نیز، از مرگ پسر ۱۷سالهاش در نزدیکی مرز ایران روایت میکند. به گفتهی او، پسرش حدود یک سال پیش به امید رسیدن به ایران مهاجرت کرد؛ اما در پی تیراندازی مرزبانان ایرانی جان باخت. «مرزبانان شلیک کرده بودند. پسرم در نزدیکی خاک ایران بود؛ گرسنه و تشنه مانده بود و قاچاقبر هم فرار کرده بود. بخشی از قلبم را از دست دادم. هیچوقت این درد را فراموش نمیکنم؛ احساس میکنم همین تازه او را از دست دادهام.»
شماری از خانوادههایی که یکی از اعضای خود را در مسیر مهاجرت از دست داده اند، میگویند که این رویدادها افزون بر آسیبهای روانی، وضعیت اقتصادی آنها را نیز بدتر کرده است؛ به ویژه در خانوادههایی که فرد جانباخته، منبع اصلی درآمد بوده است.
در سوی دیگر، خانوادههایی که برای روزها یا ماهها از سرنوشت جوانان شان بیخبر میمانند، با فشار روانی دیگری روبهرو هستند. بیخبری از سرنوشت عزیزان شان، در کنار نگرانی از زندهبودن آنان، زندگی روزمرهی این خانوادهها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
عبدالرازق عدیل، آگاه امور مهاجرت، میگوید که کاهش مهاجرتهای غیرقانونی تنها با جلوگیری از حرکت مهاجران ممکن نیست، بل به مجموعهای از اقدامها نیاز دارد. «باید شرایطی فراهم شود که افراد برای یافتن کار و زندگی بهتر، مجبور نباشند جان خود را در مسیرهای خطرناک به خطر بیندازند. ترکیبی از پیشگیری، توسعهی اقتصادی، اجرای قانون، حمایت انسانی و همکاریهای بینالمللی میتواند به کاهش پایدار قاچاق مهاجران کمک کند.»
آصفه ستانکزی، دیگر آگاه امور مهاجرت نیز، میگوید که برای شماری از جوانان، مهاجرت با وجود خطرهای آن، راهی برای تغییر شرایط زندگی و دستیابی به فرصتهای بیشتر است. «برخی افراد، با وجود تمام خطرهای مهاجرت، این مسیر را ریسکی برای رسیدن به آیندهی بهتر میدانند.»
شعیب احمدی، جامعهشناس، میگوید که ناپدیدشدن یا جانباختن یک جوان در مسیر مهاجرت، افزون بر خود فرد، خانواده و جامعه را نیز با پیامدهای عاطفی و اجتماعی روبهرو میکند. «ناپدیدشدن یک مهاجر در مسیر سفر، تنها به خود او آسیب نمیزند، بل میتواند پیامدهای جدی برای خانواده و جامعه داشته باشد. خانوادهها، به ویژه والدین، از نظر عاطفی بیشترین آسیب را میبینند؛ زیرا جوانان در بسیاری از خانوادهها نقش مهمی در تأمین هزینههای زندگی و حمایت از دیگر اعضای خانواده دارند.»
از نظر اقتصادی نیز، مرگ یا ناپدیدشدن جوانانی که منبع درآمد خانوادههای شان هستند، میتواند مشکلات موجود را تشدید کند.
امیدالله قاسمزی، آگاه اقتصادی، میگوید که ایجاد فرصتهای کاری و استفاده از ظرفیت جوانان میتواند در کاهش مهاجرتهای پرخطر نقش داشته باشد. «نیاز است زمینهی بیشتر سرمایهگذاری در کشور فراهم شود، از مهارتهای جوانان استفاده شود و در بخشهای خصوصی و دولتی برای آنها فرصتهای کاری ایجاد شود. این اقدامها میتواند به کاهش فقر و جلوگیری از پیامدهای مهاجرتهای غیرقانونی کمک کند.»
سلاموطندار در بارهی برنامههای حکومت برای جلوگیری از مهاجرتهای غیرقانونی، دیدگاه وزارت مهاجرین و عودتکنندگان را نیز خواست؛ اما تا زمان نشر این گزارش، پاسخی دریافت نکرد.
مهاجرت شهروندان افغانستان به کشورهای همسایه در سالهای اخیر ادامه داشته است. مشکلهای اقتصادی و دسترسی محدود به فرصتهای کاری از جمله عاملهای اند که در تصمیم بسیاری از شهروندان برای مهاجرت نقش دارند.
گزارش سازمان بینالمللی مهاجرت در بارهی جریان عبورومرور در سهماههی چهارم ۲۰۲۴، از اکتبر تا دسمبر، نشان میدهد که رفتوآمد شهروندان افغانستان به ایران و پاکستان با عاملهای چون فرصتهای اقتصادی و کاری، دسترسی به خدمات صحی و دیدار با خانواده مرتبط بوده است.
همچنان، گزارش کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان در بارهی نظارت بر مرزهای افغانستان، در فاصلهی جنوری تا می ۲۰۲۵، که در ۲۴ جون همان سال منتشر شده، از خطرهایی چون کمبود آب و غذا، خشونت، دزدی و بدرفتاری در مسیرهای غیررسمی مهاجرت خبر داده است. بر بنیاد این گزارش، درخواست پول اضافی از سوی قاچاقبران نیز از جمله خطرهایی است که مهاجران با آن روبهرو میشوند.






