در فرمان شیخ هبتالله آخوندزاده، رهبر امارت اسلامی، در بارهی «جلوگیری از رواجهای نادرست در جامعه» در ۱۴۰۳ در مادهی نخست فقرهی ششم بر رعایت حق زن در مهریه تأکید شده است. در این فرمان آمده که زیادهروی در تعیین مهر درست نیست و مهریه حق زن است و فرد دیگری حق گرفتن آن را ندارد. در ادامه نیز مهریههای کمرشکن و گزاف از جمله رواجهای ناپسند در برابر نکاح و ازدواج دانسته شده است.
با اینحال، آگاهان فقهی، عالمان دین و حقوقدانان، میگویند که از دیدگاه شریعت اسلامی و فقه حنفی، مهریه حق زن است و هیچ کس حق ندارد که زن را وادار به بخشیدن آن کند. به گفتهی آنان اگر زنی در بخشیدن مهریه خود تحت جبر قرار گیرد، از نظر فقه حنفی و سایر فقها این بخشش معتبر دانسته نمیشود و ناجایز است.
گلحمید حمید، آگاه فقهی، میگوید که، مهریه حق خالص زن است و هیچکس حق ندارد او را وادار به بخشش آن کند زیرا وادار ساختن زن به بخشش مهریه از نگاه شرعی جواز ندارد. «رضایت واقعی زن شرط اساسی و مبنای مشروعیت در تصرف مهریه او محسوب میشود. چنانچه خداوند میفرماید: ﴿وَإِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلَا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئًا ۚ أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا﴾ اگر کسی زن بگیرد و زن قبلی را طلاق بکند زن قبلیاش را باید مهریه اش را تادیه بکند وقتیکه مهریه تعیین شد حق خالص خانم است هیچ کس نمیتواند آن را از وی بگیرد بر اساس آیه گناهکار میشود و ظالم معرفی میشود. ظلم در اسلام جواز ندارد.»
به باور شریفالله شریفی، عالم دین، مالک مهریه خود زن است و هر گاه زن به خواست خود مهریه را به شوهر میبخشد در این صورت شوهر میتواند آن را مصرف کند. «زن میتواند اگر میل داشته باشد حق مهریه خود را ساقط کند. خداوند سبحان در قرآن میفرماید: وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ” یعنی: “و مهریه های زنان را به عنوان هدیهی خالصانه بپردازید، پس اگر با رضایت خاطر چیزی از مهریه خود را به شما بپردازد، آنرا حلال و گوارا مصرف دارید.»
عبدالرحمان صابر، حقوقدان نیز، میگوید: «از جمله مهمترین حقوق مالی زن، در کنار نفقه و مسکن، مهریه است؛ مهریه حق اختصاصی زن بوده و مرد مکلف است آن را بپردازد؛ بر اساس آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و هم در قوانین مربوط به احوال شخصیه، بر پرداخت مهریه تأکید شده است.»
اما شماری از زنان، در گفتوگو با سلاموطندار میگویند با وجودیکه میدانند مهریه از جمله حقوق مالی شان بالای شوهر است؛ اما وادار به بخشیدن آن شده اند.
یک تن از زنان در سرپل که مادر چهار فرزند است، میگوید هنگام نکاح یک نمره زمین به عنوان مهریهاش تعیین شد؛ اما شوهرش نهتنها آن را نپرداخت، بلک ه او را وادار کرد که از حق مهریهاش بگذرد. او میافزاید: «نزدیک به پانزده سال میشود که ازدواج کردهام؛ چهار فرزند دارم و تمام این سالها را با شوهر و خانوادهاش زندگی کردهام. وقت نکاح، مهریه من یک نمره زمین تعیین شد و در نکاح خط هم نوشته شد. اما با وجود این که سالهای زیادی گذشته، تا امروز مهریهام را هم نگرفتهام؛ مهریه خود را نبخشیدهام، چون باور دارم که این حق من است. اما بارها شوهرم گفته که مهریه را رها کن و دیگر دنبالش نباش.»
یک تن دیگر از مصاحبهشوندهها از دایکندی، میگوید نکاح او با شوهرش در ایران صورت گرفت و ۱۵ سکه طلای بحرینی به عنوان مهریهاش تعیین شد؛ اما بهدلیل کم آگاهی شوهرش از متون شریعت، ناچار شد از حق مهریهاش بگذرد. «مهریه من هم در ایران زیاد تعیین شده بود حدود ۱۵ سکه طلایی بهرینی و در عقدنامه رسمی نوشته شده بود؛ آن وقت خودم و خانوادهها قبول کرده بودند؛ وقتی از ایران آمدیم افغانستان و زندگی را شروع کردیم، بعد از مدتی گپ مهریه پیش آمد. من هم، تجربه زیادی از زندگی نداشتم و از خرابشدن زندگی خود میترسیدم. آخر مجبور شدم قبول کنم و مهریهام ره ببخشم؛ این تصمیم قلبی نبود.)
یک زن از بغلان، میگوید که مهریهش ۴۰۰ هزار افغانی تعیین شده بود؛ اما به گفتهی او، در پی فشارهای خانوادگی، ناچار شد از دریافت آن صرف نظر کند. او می افزاید که پس از درگذشت شوهرش، برای پیگیری دوباره موضوع مهریه به بزرگان خانواده مراجعه کرد اما نتوانست به نتیجه مورد نظر دست یابد.
«شوهرم بیمار بود و چند ماه در خانه پدرشوهرم زندگی میکردیم؛ در آن مدت هر روز در بارهی مهریه صحبت میشد؛ چند ماه پس از این ه که مهریه را بخشیدم، شوهرم درگذشت. پس از وفات او، نزد بزرگان خانواده رفتم و گفتم که مهریه را بخاطر ملاحظات و فشارهای خانواده بخشیده بودم؛ اما به من گفته شد که امضای خودم در این مورد وجود دارد به نتیجه نرسید.»
خواجهمحمدعمر غوربندی، حقوقدان، میگوید هرگاه زنی به اجبار وادار به بخشیدن مهریهاش شود، میتواند برای دادخواهی به محکمه و دیگر مراجع عدلی و قضایی مراجعه کند.«تصرفی که در آن جا رضایت نباشد، اراده سلب میشود و در تصرفی که اراده دخیل نباشد، باز او معتبر نیست از دیدگاه فقه حنفی عملاً زن میتواند برود نزد قاضی اقامه دعوا بکند، ثابت کند که مهریه متعلق به او بوده، بخشش با اکراه یا اجبار انجام شده است.»
مهریه مالی است که مرد هنگام ازدواج پرداخت آن را به زن بر عهده میگیرد و زن با جاریشدن عقد نکاح، مالک آن میشود. حقوقدانان، میگویند اگر این حق از سوی شوهر یا هر فرد دیگری نادیده گرفته شود، زن میتواند برای احقاق حق خود به مراجع عدلی و قضایی مراجعه کند.






