شماری از زنان در ولسوالی سیاهگرد پروان، میگویند که راهاندازی یک کارگاه کوچک تولید ترشی، رب و لبنیات محلی، نه تنها زمینهی کار و درآمد را برای شان فراهم کرده، بل اعتمادبهنفس و امید به آینده را نیز در دل زنان روستا زنده ساخته است.
عبرین، بانوی جوانی است که فعالیت خود را با نگهداری گاو و بز شیری آغاز کرده است. او بیش از چهار سال پیش، با سرمایهی نزدیک به ۱۰۰هزار افغانی و با استفاده از وسایل ابتدایی این کارگاه را به راه انداخت. با وجود دشواریهای فراوان در آغاز، اکنون این کارگاه به طور میانگین ماهانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم ترشی، رب و فرآوردههای لبنی تولید میکند. درآمد ماهانهی این کارگاه میان ۱۵ تا ۲۰ هزار افغانی در نوسان است و هر کارآموز نیز ماهانه نزدیک به دو تا سه هزار افغانی عاید به دست میآورد. او میافزاید: «با پول ناچیزی که از خودم بود و از کسانی دیگر قرض کرده یک گاو گرفتیم و این سرمایهگذاری را شروع کرد؛ چهار تا پنج سال میشود که ترشی، جتنی، مربا، پنیر، ماست، چکه، قروت جور میکنیم، دخترخانمهایی هستند که زیر دست ما کار میکنند.»
این زن، تأکید میکند که در صورت دریافت حمایتهای تخنیکی و مالی، میتواند حجم تولید و شمار شاغلان کارگاه را افزایش دهد. عبرین محصولهایش را برای فروش به مرکز ولسوالی سیاهگرد میبرد. «گاهی به ولسوالی میبریم؛ بعضا به ضرر میفروشیم. باید همراه ما کمک شوه دستگاههایی باشد که تولیدات ما در آن نگهداری شود تا خراب نشوند، گاو، بز و گوسفندهای شیری بدهد، تا خانمهایی که با من کار میکنند ۱۰نفر شوند، ۲۰ تن شوند.»
در سوی دیگر، زنانی که در این کارگاه آموزش دیده اند، میگویند که در کنار شیوههای تولید و بستهبندی، مهارتهای بازاریابی و فروش را نیز فرا گرفته اند؛ مهارتهایی که جایگاه اجتماعی و باورمندی به تواناییهای شان را هم در خانواده و هم در میان مردم تقویت کرده است.
بنفشه، یکی از شاغلان کارگاه، میگوید: «از وقتی که هنر آمادهکردن ترشی، رُب و پروسس لبنیات را از بانو نرگس آموختم، حالا خودم آماده میکنم، از پولش بخشی از نیازمندی خود و فرزندانم را مرفوع میسازم. قصد دارم مثل او یک کارآفرین شوم، به زنان و دختران بیشتری کمک کنم. اگر نهادها و دولت در زمینه کمکم کند، ایدههایی در ذهنم است که روزی پیاده خواهم کرد.»
زلیخا، یکی دیگر از کارآموزان، این تجربه را آغاز فصلی نو در زندگیاش میداند. «در ابتدا زیاد ناامید بودم، فکر میکردم هیچ امکان نداره، اما آهسته آهسته فهمیدم که اگر ما بخواهیم هیچ کاری ناممکن نیست. پیامم به همقطارانم اینست که آرام نشینند، از دیدِ مه، حالی قریه با لبنیات و محصولات، سرشار از فواید و منبع خودکفایی است اگر ما بدانیم و تلاش بکنیم.»
کارشناسان اقتصادی نیز تأکید میکنند که فرآوری محصولات زراعتی و ایجاد کارگاههای کوچک روستایی، علاوه بر اشتغالزایی پایدار، باعث افزایش ارزش افزودهی تولیدات، توانمندسازی اقتصاد محلی و تضمین امنیت غذایی میشود.
عبدالولی هژیر، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصادی، در این باره میگوید: «از نظر تخنیکی، دولت وسایلی را در اختیار این طبقهها قرار بدهد و در مورد چگونگی تولید، پروسس، راه یافتن به بازارهای داخلی و بینالمللی، چگونگی جذب مشتری و این که محصولات شان را چگونه با کیفیت پروسس بکنند، معلومات و آموزش بدهد.»
با این حال، سیدحکمتالله شمیم، سخنگوی والی پروان، از گسترش حضور زنان در عرصهی صنایع خرد و تولیدی سخن میگوید و تصریح میکند که برنامههایی برای آموزش، اعطای وامهای کوچک و حمایت از بازاریابی زنان کارآفرین جریان دارد. او میافزاید: «کسانی که در خانههای خود برخی صنعتها ره پیش میبرند، از جمله خانمها، برای آنها از طرف کار و امور اجتماعی بعضی وسایل فنی توزیع میشود که برایشان، در داخل خانههایشان هم زمینه کار مساعد میشود و هم تولید صنعت میکنند.»
بر پایهی یافتههای این گزارش، کارگاه بانو عبرین توانسته در اوج کمبود امکانات، برای بیش از ۱۰زن به صورت مستقیم و غیرمستقیم فرصت کاری بسازد و هر ماه ۱۰۰ تا ۱۵۰ کیلوگرام محصول محلی را عرضه کند. با این همه، فقدان سردخانه، نبود بستهبندی معیاری، نداشتن شبکه منسجم فروش و دشواری دسترسی به بازارهای کلان، مانع اصلی توسعهی این کسبوکار به شمار میرود.
به باور آگاهان، اقتصاد خانواده، اگر چتر حمایتهای تخنیکی، مالی و بازاریابی به گونهی عملی و همهجانبه بر سر این کسبوکارها باز شود، این کارگاههای کوچک خانگی به مدلهایی پایدار و ماندگار برای فقرزدایی، رشد معیشت خانوادهها و توانافزایی زنان در سراسر روستاهای افغانستان بدل خواهند شد.






