شماری از شهروندان افغانستان که در سال‌های پسین مهاجرت کرده ‌اند، می‌گویند که زندگی در کشورهای دیگر برای آن‌ها فرصت‌های تازه‌ای برای آموزش، کار و رشد فردی فراهم کرده است؛ هرچند چالش‌های زبانی، فرهنگی و هویتی هم‌چنان بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ی مهاجرت باقی مانده است.

در میان چمدان‌هایی که بسته شد و وداع‌هایی که در سکوت انجام گرفت، روایت‌هایی شکل گرفت که امروز آن ‌سوی مرزها ادامه دارد. بسیاری از مهاجران افغان، مهاجرت را تنها ترک یک سرزمین نمی‌دانند؛ بل آن را آغاز فصلی تازه از زندگی توصیف می‌کنند؛ فصلی که در کنار فرصت‌های نو، با دل‌تنگی، سازگاری و بازتعریف هویت هم‌راه است.

مقدس نوری، یکی از شهروندان افغانستان که با خانواده‌اش مهاجرت کرده، می‌گوید که مهاجرت برای او تنها تغییر جغرافیا نبوده، بل مسیری برای شناخت خود و تجربه‌ی رشد فردی بوده است. او، این تجربه را شبیه یک «سفر یادگیری» می‌داند؛ سفری که با وجود پیش‌ر‌فت و تجربه‌های تازه، دل‌تنگی برای خانواده هم‌چنان بخشی از آن باقی مانده است. «تقریباً سه تا چهار سال می‌شود که از افغانستان دور استم و مهاجرت کردیم. این سه یا چهار سال مهاجرت یک سفر یادگیری بوده و هر قدم که برداشتیم، از پیش‌رفت بوده و کشف خودم بوده است؛ اما تنها دوری از دوستانم قلبم را سنگین می‌کند.»

برای برخی دیگر، مهاجرت هرچند تصمیمی دشوار بوده، اما به انتخابی سرنوشت‌ساز برای ادامه‌ی زندگی تبدیل شده است. رابعه‌ی ۲۵ساله‌ که با همسرش مهاجرت کرده، می‌گوید که این مسیر در کنار دشواری‌ها، فرصت‌های ارزش‌مندی نیز برایش فراهم کرده است و او را نسبت به آینده امیدوارتر کرده است. «دوری از خانواده، یادگرفتن زبان جدید و عادت‌کردن به محیط تازه اما در کنار آن فرصت‌های خیلی ارزش‌مند نیز به هم‌راه داشت؛ مثل آشنایی با فرهنگ تازه، ساختن آینده‌ی بهتر و رسیدن به اهدافی که شاید در کشور خود ما ناممکن به نظر می‌رسد با وجود همه سختی‌ها، این تجربه باعث شد که من قوی‌تر و امیدوارتر شوم.»

زبان؛ نخستین چالش در مسیر مهاجرت

در کنار فرصت‌های تازه، بسیاری از مهاجران از دشواری‌های نخستین روزهای زندگی در کشورهای میزبان نیز سخن می‌گویند؛ چالش‌هایی که آموختن زبان و سازگاری با محیط تازه، بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد.

سیدمعارج خاورین در آلمان، از جمله مهاجرانی ‌است که زبان را یکی از بزرگ‌ترین مانع‌های آغاز زندگی تازه می‌داند. او، می‌گوید که یادگیری زبان جدید در ابتدا چالش‌برانگیز بوده؛ اما در ادامه به فرصتی برای رشد تحصیلی و کاری تبدیل شده است.

عبدالرازق، شهروند دیگری در ترکیه نیز می‌گوید که مهاجربودن در هر کشور با دشواری‌هایی هم‌راه است و او نیز در آغاز با مشکلات زبانی و فرهنگی روبه‌رو بوده است. «هر مکان، هر کشوری که تصورش را بکنیم، مشکلات خودش را دارد به گونه آمدیم خودم دانش‌جو بودم در ترکیه و اوایل زبان آموختیم یک سری مشکلات است که بر اساس خارجی‌بودن ما در این جا ایجاد می‌شد.»

در کنار این چالش‌ها، بسیاری از مهاجران تأکید می‌کنند که تجربه‌ی زندگی در محیط جدید، فرصت‌های تازه‌ای نیز برای آن‌ها ایجاد کرده است؛ از آشنایی با فرهنگ‌های متفاوت تا دست‌رسی به امکان‌های آموزشی و کاری گسترده‌تر.

فاطمه، یکی دیگر از شهروندان افغانستان که یک‌جا با خانواده‌اش مهاجرت کرده، می‌گوید که یکی از دشوارترین بخش‌های مهاجرت برای او، حفظ هویت فرهنگی در جامعه‌ای متفاوت است. او، می‌افزاید مهاجران ناچارند هم‌زمان با فرهنگ جدید آشنا شوند و تلاش کنند هویت و ارزش‌های فرهنگی خود را نیز حفظ کنند.

فاطمه، می‌افزاید: «سخت‌ترین چیز در این کشورها نگه‌داشتن فرهنگ ماست و ما به عنوان مهاجر چندفرهنگی هم‌چنان که با این فرهنگ باید آشنا شویم، ببنیم که سبک زندگی این جا چه طوری است، مردم چه آداب اجتماعی دارد ما چه گونه برخورد کنیم با آدم‌ها، چطه ور بفهمیم فرهنگ آن‌ها را.»

حسنا رئوفی، دیگر شهروند افغانستان که به ‌تازگی مهاجرت کرده، می‌گوید که در جامعه‌ی میزبان با تغییرات عمیق شخصیتی روبه‌رو شده است. او باور دارد که سرعت زندگی و گستردگی فرصت‌ها، انسان را ناگزیر به تغییر و تحول مداوم می‌کند. «هرسال یک انسان متفاوت را در خود می‌بینیم و این چیزی است که این فرهنگ و این اجتماع چه بخواهم چه نخواهم به من یاد می‌دهد. آن قدر این جا فرصت‌ها زیاد است و زندگی به سرعت پیش می‌رود که با یک لحظه غفلت از دستت می‌رود. همه چیز به ثانیه‌ها ارتباط دارد.»

هم‌زمان، شماری از جامعه‌شناسان نیز مهاجرت را پدیده‌ای می‌دانند که در کنار ایجاد فرصت‌های رشد، می‌تواند تغییرات عمیقی در هویت افراد نیز به‌ وجود آورد. شعیب احمدی، جامعه‌شناس، می‌گوید که مهاجرت سبب می‌شود افراد به‌ تدریج تحت تأثیر فرهنگ و شیوه‌ی زندگی جامعه میزبان قرار بگیرند و بخشی از هویت فرهنگی آن‌ها دست‌خوش تغییر شود.

احمدی، می‌افزاید: «وقتی افراد یک جامعه مهاجر می‌شوند یا به جای دیگر می‌روند، از لحاظ اندیشه و فرهنگ متفاوت باشد ادغام هویتی صورت می‌گیرد؛ یعنی امکان ندارد افرادی که مهاجرت کردند از یک نسل بیش‌تر فرهنگ خود را هویت خود را حفظ نمایند افکار هویت و فرهنگ آنان بالای مهاجرشوندگان تأثیر می‌گذارد.»

روایت این شهروندان نشان می‌دهد که مهاجرت برای بسیاری از افغان‌ها، ترکیبی از فرصت و چالش است؛ فرصتی برای دست‌رسی به امکانات بیش‌‎تر، ساختن آینده‌ای متفاوت و رسیدن به اهداف تازه؛ اما هم‌زمان تجربه‌ای آمیخته با دل‌تنگی، سازگاری و بازتعریف هویت است.

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: