دو زانو نشسته و به آرامی ورقهایی را میچرخاند که در هر کدام چهار قطعه عکس جا گرفته است؛ با دست راستش به آهستگی ورقها را میچرخاند و حسرتی در چشمانش نقش میبندد؛ آلبومی که هر ورقش خاطرههایی را در خود جا داده و یادآور روزهای خوش گذشته برای فریبا خلوتی، باشندهی کابل است.
زمانی نه چندان دور، گرفتن عکس برای بسیاری از خانوادهها یک رویداد ویژه بود؛ زمانی که هنوز گوشیهای هوشمند و کمرههای دیجیتالی به اندازهی امروز رایج نشده بودند و ثبت هر تصویر، شوق و انتظار خاص خودش را داشت.
خانوادهها برای ثبت لحظههای مهم زندگی به دکانهای عکاسی میرفتند و گاهی کمرهای را برای چند ساعت یا یک روز کرایه میکردند. پدرومادرها، کودکان شان را آماده کرده و لباس نو میپوشاندند و دستدردست به سوی عکاسی میرفتند تا لحظهای از کودکی فرزندان شان را برای همیشه ثبت کنند. گرفتن عکس اما پایان ماجرا نبود. پس از ثبت تصویرها، روزهای انتظار برای چاپ عکس آغاز میشد. چند روز بعد، فیلم نگاتیف همراه با چند قطعه عکس در پاکتی به دست خانوادهها میرسید؛ عکسهایی که خیلی زود به بخشی از خاطرههای خانوادگی تبدیل میشدند.
وقتی عکسها چاپ میشد، کودکان با شوق به سراغ پاکت عکسها میرفتند. کمکم بزرگترها نیز کنار هم جمع میشدند، عکسها را دستبهدست میکردند و هر تصویر، قصهای از گذشته را زنده میکرد؛ اما امروز، همان خاطرهها در صفحههای روشن گوشیها جا گرفته اند؛ تصویرهایی که تنها با یک لمس دیده میشوند و با لمسی دیگر ناپدید.
وقتی هر عکس، گنجینهای از خاطره بود
«همه منظم بایستید، لبخند… یک، دو، سه!»
گرفتن هر عکس نیاز به آمادگی داشت. لحظهها به آسانی امروز ثبت نمیشدند و همین دشواری، به هر تصویر ارزش بیشتری میداد. عکسها سالها در آلبومها و تاقچههای بلند، دور از دسترس کودکان، نگهداری میشدند.
آلبومهای عکس جایگاه ویژهای در خانهها داشتند و دیدن آنها، خود بهانهای برای گردهمآییهای خانوادگی بود؛ محفل کوچکی که در آن هر عکس، خاطرهای را دوباره زنده میکرد.
میرزا بدخش ۶۹ساله و باشندهی کابل، با اشاره به روزگاری که عکسبرداری محدود بود، میگوید هر عکس بخشی از زندگی خانوادهها را روایت میکرد. «در زمان ما عکس کم بود، ولی هر یک از عکسها با ارزش بود و قصهی جداگانهای داشت.»
ثبت لحظههای خاطرهساز تنها به داشتن کمره محدود نمیشد، بل دقت و احتیاط زیادی نیز میطلبید؛ زیرا کوچکترین اشتباه هنگام بیرونکردن فیلم نگاتیف از کمره میتوانست همه تصویرهای ثبتشده را از بین ببرد.
فریبا خلوتی ۴۷ساله، از زمانی یاد میکند که هر عکس تنها یک نسخه داشت، اما همان نسخه میان نزدیکترین اعضای خانواده دستبهدست میشد و سالها به عنوان یادگاری ارزشمند نگهداری میشد. «عکسها اهمیت داشت و وقتی با جمع فامیل و اقارب عکسها را که میدیدیم و بعضیهای شان را از آنها میخواستیم، او عکس برای ما خیلی ارزشمند میشد و خوب نگه میداشتیم.»
این خاطرهها نشان میدهد که در گذشته، عکس تنها یک تصویر نبود، بل بخشی از حافظه و روایت مشترک خانوادهها به شمار میرفت.
آلبومهایی که هنوز در خاطرهها زنده اند
در بسیاری از خانوادهها، آلبومهای قدیمی هنوز هم حفظ شده اند؛ آلبومهایی که با ورقخوردن هر صفحه، بخشی از گذشته را زنده میکنند.
صنم لطیفزادهی ۲۲ساله در کابل، از شبهایی یاد میکند که خانهها با روشنایی کمسوی هریکینها روشن میشد و خانوادهها دور هم جمع میشدند، چای مینوشیدند و آلبومهای عکس را ورق میزدند. «وقتی خرد بودم، یک آلبوم عکسی از دوست و اقارب داشتیم. در لحظههای نبود برق و آمدن مهمان به خانه، همه با هم آلبوم عکس را میدیدیم.»
صفیه 26ساله و باشندهی کابل، وقتی از آن شبها یادآوری میکند، لبخندی گوشهی لبش مینشیند و میگوید: «در مهمانیها، آلبوم عکس را میآورند و همه کنار هم نشسته، با دیدن عکسها یادی از خاطرههای گذشته میکردند. آن زمانها آلبومهای عکس خیلی ارزش داشت و مردم حتا دور از دسترس اطفال آن را نگه میکردند.»
برای بسیاری از کسانی که در کودکی کنار خانواده آلبومها را ورق زده اند، این تصویرها هنوز بخشی از خاطرههای زندهی زندگی استند.
همگام با زمان؛ سهولت بیشتر، نگرانی تازه
با گسترش دنیای دیجیتال، شیوهی نگهداری عکسها نیز تغییر کرده است. حالا هزاران تصویر در حافظهی گوشیها و کمپیوترها ذخیره میشوند؛ بدون نیاز به چاپ، آلبوم یا نگهداری فیزیکی. در کنار این سهولت، نگرانیهایی نیز به وجود آمده است.
ادیبالله ایشانزاده ۲۱ساله و باشندهی مزارشریف، مرکز بلخ، میگوید که با وجود کاربرد گستردهی عکسهای دیجیتالی، هنوز نسبت به ماندگاری آنها تردید وجود دارد. «عکسهای دیجیتالی با وجود سهولت و استفادهی گسترده، از نظر امنیت و ماندگاری قابل اعتماد کامل نیستند.»
طوبای ۳۵ساله، شهروند دیگری نیز، باور دارد عکسهای چاپی ماندگارتر از فایلهای دیجیتالی است. «در عصر دیجیتال ما معمولا عکسهای خود را در گوشی یا هارددسک نگهداری میکنیم و این چیزی است که مرا بیشتر اوقات در مورد گمشدنش نگران میکند.»
هرچند فنآوری دیجیتال، نگهداری عکسها را آسانتر و دسترسی به آنها را سریعتر کرده است، اما نگرانی از حذفشدن یا ازبینرفتن ناگهانی تصویرها همچنان برای شماری از کاربران وجود دارد.
دنیای دیجیتال؛ دسترسی آسان و هزینهی کمتر
در کنار نگرانیها، بسیاری از کاربران میگویند که فضای دیجیتالی باعث دسترسی سریعتر و کاهش هزینهی چاپ عکسها نیز شده است.
حلیم ۲۵ساله از کابل، میگوید که عکسهای دیجیتالی همیشه در دسترس است و مردم دیگر کمتر حاضرند برای چاپ عکس هزینه کنند. «عکسها در گوشی همیشه همراه ما است و هر زمانی که بخواهیم میتوانیم آنها را ببینیم. مردم هم نمیخواهند پول خود را برای چاپ عکسها مصرف کنند.»
خالد 26ساله نیز، استفادهی کمتر از کاغذ را از نگاه محیطزیستی مهم میداند و میگوید که کاهش مصرف کاغذ میتواند تا حدی از فشار بر طبیعت و جنگلها بکاهد.
امروز، خاطرهها دیگر تنها در میان ورقهای آلبومها زندگی نمیکنند؛ آنها در حافظهی گوشیها، صفحههای روشن نمایشگرها و پوشههای دیجیتالی نیز جا گرفته اند. ابزارها تغییر کرده، اما نیاز انسان به نگهداشتن خاطرهها همچنان پابرجاست؛ چه در قاب عکسهای قدیمی و چه در صفحههای سرد و روشن گوشیها.
پاییز جهانبین، عکاسی در کابل، میگوید که هر دو شیوهی چاپی و دیجیتالی عکسها، میتوانند در حفظ خاطرهها کمک کنند؛ اما در سالهای اخیر علاقه به چاپ عکس و تهیهی آلبوم کمرنگ شده است.
در همین آلبوم، زندگی فریبا خلوتی انگار میان دو زمان گیر مانده است؛ گذشتهای که در قاب عکسها هنوز زنده است و حالی که بیشتر به سکوت و انتظار شبیه شده. او آخرین ورق را آرام میبندد، نگاهی کوتاه به تصویرها میاندازد و آلبوم را کنار میگذارد؛ گویی خاطرهها را نه تمام کرده، بل فقط برای لحظهای به تعویق انداخته است.






