شماری از کشاورزان دشت شیوه در ولسوالی ارغنجخواه بدخشان، میگویند که سرمای زودرس، بارشهای نامنظم و کوتاهبودن فصل رشد، سبب شده است که از هر جریب زمین به طور میانگین تنها حدود ۷۵ کیلوگرم گندم برداشت کنند؛ در حالی که به گفتهی کارشناسان امور کشاورزی، در فیضآباد و ولسوالیهای ارگو و برخی مناطق دیگر بدخشان، میزان برداشت از هر جریب حدود ۳۵۰ تا ۵۰۰ کیلوگرم عنوان میشود. به باور آنان، این تفاوت چشمگیر نه تنها درآمد خانوادهها را کاهش داده، بل بسیاری از کشاورزان را برای تأمین هزینههای زندگی به مهاجرت کاری وابسته کرده است.
دشت شیوه با حدود ۳۵ روستا و نزدیک به ۲۴۰۰ خانواده، از مهمترین مناطق زراعتی و دامداری در بدخشان است. بیش از ۸۰ درصد باشندگان این منطقه از راه کشت گندم، جو و پرورش مواشی امرار معاش میکنند؛ اما زمستانی که حدود هفت ماه دوام میکند، فرصت رشد محصولهای زراعتی را به شدت محدود کرده است.
حسنبیک، یکی از کشاورزان دشت شیوه، میگوید که هر سال در یک جریب زمین حدود ۵۶ کیلوگرم بذر گندم کشت میکند، اما در پایان فصل تنها نزدیک به ۷۵ کیلوگرم محصول به دست میآورد؛ محصولی که به گفتهی او، تنها برای حدود سه ماه نیاز غذایی خانوادهاش را تأمین میکند. «از ماه عقرب تا جوزا این جا برف میبارد. کشاورزانی که بیشتر کشت میکنند، معمولاً در ماه جوزا و در برخی سالها از ماه ثور کشت خود را آغاز میکنند. بارندگی در بهار امسال نسبتاً خوب بود، اما در تابستان نیز به باران نیاز داریم؛ زیرا تمام زمینهای ما للمی است. بارندگی باید در ماه سرطان ادامه داشته باشد تا کشتها جان بگیرد، اما اکنون نزدیک به ۲۰ روز میشود که هیچ بارانی نباریده است.»

ظریفبیک، دیگر کشاورز، میگوید که این مشکل تازه نیست و سالها است زراعت در این منطقه زیر سایهی زمستانهای طولانی و کوتاهبودن فصل رشد قرار دارد. به گفتهی او، هر سال بخشی از محصولها پیش از برداشت با بارش زودهنگام برف، زیر برف میماند و از دست میرود. «سالهای گذشته خشکسالی بود، گندم درست نشد. امسال باران خوب بود و دلخوشی ما زیاد شد؛ به امید خدا گندمها سبز شده بود، اما زود برف میبارد. اگر کسی به موقع جمع نکند، در بعضی زمینها محصول زیر برف میماند، حیران میمانیم چه کنیم.»
سیدعلی، یکی دیگر از کشاورزان، میگوید که ازمیانرفتن پیهم حاصلها، او را ناگزیر کرده که هر سال برای تأمین هزینههای خانواده، حدود چهار ماه به شهرهای دیگر برود. به گفتهی او، درآمد این کارهای فصلی نیز پاسخگوی نیازهای خانواده نیست. «این جا ما حاصلات درست نداریم. هر سال گندم و جو میکاریم، اما در آخر چیزی به دست نمیآوریم. مجبوریم به شهر برویم و کار کنیم تا خرج خانوادهام فراهم شود. ما از حکومت میخواهیم همکاری کند؛ چون زمستان سختی در پیش داریم.»
سهیل احمدی، کارشناس امور کشاورزی در بدخشان، میگوید که با توجه به زمستانهای طولانی و کوتاهبودن فصل رشد، کشت گندم در بسیاری از بخشهای دشت شیوه از نظر اقتصادی توجیه کمتری دارد. به گفتهی او، دورهی رشد گندم معمولاً ۹۰ تا ۱۲۰ روز زمان میبرد؛ در حالی که شرایط اقلیمی این منطقه در بسیاری از سالها فرصت تکمیل این دوره را نمیدهد. او پیشنهاد میکند در کنار استفاده از تخمهای زودرس و سازگار با اقلیم، توسعهی باغداری مقاوم به سرما و مکانیزهشدن روند برداشت نیز در دستور کار قرار گیرد.

سهیل احمدی، میگوید: «مسئولان باید شیوههای نوین باغداری را ترویج دهند و در کنار آن، ماشینآلات مورد نیاز را نیز در اختیار کشاورزان قرار دهند. وقتی زمان برداشت محصولها فرا میرسد، کشاورزان به دلیل استفاده از وسایل سنتی نمیتوانند محصول را به موقع برداشت کنند و با رسیدن برف، بخشی از محصولها از بین میرود. اگر ماشینآلات در دسترس باشد، روند برداشت محصول سریعتر و به موقع انجام خواهد شد.»
در همین حال، مودودالحق دایم، آمر امور زراعتی ریاست زراعت، آبیاری و مالداری بدخشان، میگوید که وضعیت اقلیمی در سالهای پسین زیانهای قابلتوجهی به بخش زراعت وارد کرده و شماری از کشاورزان را با مشکلهای جدی روبهرو کرده است. او، میافزاید که این ریاست با همکاری نهادهای همکار، تلاش دارد از طریق توزیع تخمهای زودرس و سازگار با شرایط اقلیمی، بخشی از این مشکلها را کاهش دهد.
او، میگوید: «در شماری از ولسوالیهای مرزی بدخشان، گندم، جو و جواری کشت میشود؛ اما به دلیل سردی هوا و کوتاهبودن فصل زراعت، این محصولها به موقع رشد نمیکنند و حاصل مطلوب به دست نمیآید. به همین دلیل، ما تلاش داریم در جاهایی که ظرفیت آن وجود دارد، باغداری را ترویج کنیم و برای باشندگان زمینهی ایجاد باغداری را فراهم کنیم.»
دشت شیوه، نمونهای از مناطقی است که شرایط اقلیمی سخت و محدودیتهای طبیعی و کمبود امکانات فنی، معیشت هزاران خانواده را زیر تأثیر قرار داده است. اگر برنامههایی مانند توزیع تخمهای زودرس، توسعهی ماشینآلات برداشت و اجرای طرحهای سازگاری با اقلیم به گونهی عملی اجرا نشود، کشاورزان این منطقه همچنان هر سال بخشی از حاصلهای خود را پیش از برداشت زیر برف از دست خواهند داد؛ وضعیتی که افزون بر کاهش تولید گندم، وابستگی خانوادهها به مهاجرت کاری را نیز افزایش خواهد داد.






