ادارهی تنظیم امور زندانها، میگوید که حدود هزار و ۹۰۰ کودک در ۳۴ مرکز اصلاح و تربیت کودکان در افغانستان نگهداری میشوند؛ مرکزهایی که در آنها زمینهی آموزشهای دینی، عصری، صحی و حرفهای نیز برای کودکان فراهم شده است.
محمدنسیم لالهاند، سخنگوی ادارهی تنظیم امور زندانها، میگوید که در هر ولایت یک مرکز اصلاح و تربیت کودکان وجود دارد و بیشتر این مرکزها در محوطههایی جدا از زندانهای بزرگسالان قرار دارند. «در ۳۴ ولایت، ۳۴ مرکز اصلاح و تربیت کودکان وجود دارد. بیشتر این مرکزها بیرون از محوطهی زندانها قرار دارند و تنها شمار اندکی از آنها در برخی ولایتها، در داخل محوطهی زندانها موقعیت دارند. اکنون حدود هزار و ۹۰۰ کودک محجوز در این مرکزها نگهداری میشوند که مرتکب تخلفات حقوقی و جنایی شده اند.»
او، میافزاید که کودکان زیر ۱۸ سالی که مرتکب اعمال خلاف قانون میشوند، در چهارچوب این مرکزها نگهداری میشوند و هدف از این کار، اصلاح و تربیت آنها است. «به کودکانی که سن شان پایینتر از ۱۸ سال است، اطفال محجوز گفته میشود. اگر این کودکان مرتکب اعمال خلاف قانون شوند، عمل شان تخلف خوانده میشود، نه جرم؛ از آنها به عنوان متخلفان از قانون یاد میشود. بیشتر این کودکان مرتکب تخلفات حقوقی و جنایی، از جمله سرقت، قتل و سایر تخلفات شده و ما مسئول نگهداری از آنها هستیم.»
به گفتهی لالهاند، اکنون حدود ۳۰۰ کودک در مرکز اصلاح و تربیت کودکان کابل نگهداری میشوند و زمینهی آموزشهای رسمی، دینی و حرفهای برای آنها فراهم شده است. «در تمام مرکزهای اصلاح و تربیت اطفال، مدرسههای دینی، مکتبها و مرکزهای حرفهآموزی وجود دارد. اکنون حدود ۳۰۰ کودک محجوز در مرکز اصلاح و تربیت کودکان کابل نگهداری میشوند. همچنان، این مرکزها دارای مرکزهای صحی هستند که مشکلات صحی کودکان در آنها رسیدگی و درمان میشود.»
لالهاند، هدف از نگهداری کودکان در این مرکزها را آمادهسازی آنها برای بازگشت به خانواده و جامعه عنوان میکند. به گفتهی او، برنامههای اصلاحی و تربیتی به هدف کمک به تغییر رفتار کودکان و فراهمسازی زمینهی ادغام دوبارهی آنها در جامعه اجرا میشوند. «هدف از بخشهای اصلاحی این است که کودکان اصلاح و دوباره تربیت شوند تا به عنوان افراد مفید و اصلاحشده، دوباره به خانواده و جامعهی خود بپیوندند و در آینده نیز، برای جامعه و کشور شان مفید باشند.»
در همین حال، جامعهشناسان میگویند که فقر، خشونت خانوادگی و محرومیت از آموزش میتوانند از عوامل مؤثر در سوقیافتن کودکان به سوی تخلف باشند. به باور آنها، آموزش، مشاورهی روانی و حرفهآموزی در مرکزهای اصلاح و تربیت، در کنار حمایت خانوادهها و پذیرش اجتماعی پس از رهایی، برای بازگشت کودکان به زندگی عادی اهمیت دارد.
عبدالسلام هاشمی، جامعهشناس، در این باره میگوید: «این کودکان با مشکلات خانوادگی و اجتماعی، از جمله فقر اقتصادی، خشونت خانوادگی و محرومیت از آموزش روبهرو بوده اند. برخی دیگر نیز به دلیل معاشرت با افراد ناباب، به سوی تخلف سوق داده شده اند. اگر این مرکزها محیطی امن و مناسب فراهم کنند، میتوانند در اصلاح رفتار، تقویت شخصیت و ساختن آیندهی بهتر برای این کودکان نقش مهمی ایفا کنند. اما اگر کودکان در این مرکزها با خشونت، تحقیر یا رفتار نامناسب روبهرو شوند، ممکن است احساس ناامیدی کنند. همچنان، اگر پس از آزادی از سوی خانواده و جامعه پذیرفته نشوند، احتمال دارد دوباره به رفتارهای نادرست روی بیاورند.»
لالهاند، تأکید میکند که کودکان در مرکزهای اصلاح و تربیت، دورههای مختلف آموزشهای دینی و عصری را سپری میکنند و حرفههای گوناگون را نیز فرا میگیرند.






