شماری از افراد دارای معلولیت در کندز، میگویند که با وجود داشتن تواناییها و مهارتهای گوناگون، همچنان با بیکاری و محدودیت در دسترسی به فرصتهای شغلی روبهرو استند. این شهروندان، میافزایند که نبود فرصتهای شغلی مناسب، زندگی را برای آنها دشوارتر کرده است.
زلمی، باشندهی کندز که در جریان پاککاری یک چاه آب دچار حادثه شده و پایش را از دست داده، میگوید که اکنون با دستانی خالی و امید کمرنگ، مسئولیت تأمین نیازهای یک خانوادهی ۱۲نفره را بر دوش دارد. زلمی، میافزاید که با وجود توانایی انجام برخی کارها، فرد یا نهادی حاضر نیست به او کار بدهد. به گفتهی خودش، گاهی احساس میکند دیگران به چشم تبعیض به او نگاه میکنند؛ احساسی که دردهای جسمیاش را سنگینتر کرده است. «زمینهی کار برایم مساعد نیست. از امارت اسلامی و نهادهای مسئول میخواهم به وضعیت افراد دارای معلولیت توجه کنند؛ ما هم حق زندگی و کار داریم.»
ناتوانی در فراهمکردن نان کافی برای سفرهی خانه، سبب شده که زلمی روزهایش را با نگرانی از آینده بگذراند. محمدشاه، یکی دیگر از افراد دارای معلولیت در شهر کندز، در گوشهای از سرک نشسته است؛ با دستانی بیقرار و نگاهی خسته. زمانی که به او نزدیک میشوم، از دشواریهای زندگیاش میگوید. محمدشاه در اثر آسیبهای ناشی از جنگهای گذشته، از ناحیهی دست و کمر دچار معلولیت شده است. محمدشاه، میگوید که هر صبح به امید یافتن کار از خانه بیرون میشود، اما شامگاه با دست خالی به خانه بازمیگردد. او میگوید که بسیاری از دکانداران و کارفرمایان، به او میگویند: «توانایی کار نداری، از پیش دکان برو.»
محمدشاه میافزاید که تکرار شنیدن این جمله، از تحمل رنج بیکاری نیز برایش دشوارتر است. «جدا از این که ما توانایی انجام برخی کارها را داریم، در جامعه با ما رفتار دیگری صورت میگیرد. کسانی که معلول استند، نه تنها کار پیدا نمیکنند، بل که همیشه نیشوکنایههای مردم را هم میشنوند.»
این مشکل تنها به زلمی و محمدشاه محدود نمیشود؛ بل که شمار زیادی از افراد دارای معلولیت در کندز به دلیل بیکاری و نبود فرصتهای شغلی با زندگی دستوگریبان اند.
خدایداد، یکی از باشندگان ولسوالی آقتاش کندز، میگوید که حدود ۱۰ روز است نتوانسته کاری پیدا کند. او هر روز با امید یافتن شغل از خانه بیرون میشود، اما عصرها با دستان خالی بازمیگردد. می افزاید که مانند بسیاری دیگر از افراد دارای معلولیت، با نگاههای تبعیضآمیز جامعه مواجه است. «در هر جایی که میرویم کسی حاضر نیست برای ما کار بدهد؛ میگویند تو معلول استی؛ ما زمانی برای یک لقمه نان در همین وطن جنگیدیم، حالا معلول شدهایم و دیگر توان ادامهی زندگی را به سختی داریم.»
این شهروند از امارت اسلامی می خواهد که فرصتهای کاری مناسبی را برای افراد دارای معلولیت فراهم کند.
در همین حال، عنایتالله انیس، مدیر اجرایی ریاست شهدا و معلولین کندز، میگوید که این ریاست برای فراهمسازی زمینههای کاری و ایجاد فرصتهای شغلی برای افراد دارای معلولیت برنامهریزی میکند. به گفتهی او، برای پشتیبانی از افراد دارای معلولیت در کندز، سال گذشته به هزاران تن کمکهای نقدی توزیع شده است. او میافزاید: «این کمکها به هدف کاهش مشکلات اقتصادی معلولان صورت گرفته است؛ ریاست در حال برنامهریزی برای فراهمسازی زمینههای کاری و ایجاد فرصتهای شغلی برای معلولان این ولایت است.»
جنگهای طولانیمدت داخلی و پیامدهای آن دهها هزار خانواده را متأثر کرده و سبب شده که شهروندان زیادی دچار معلولیت شوند. در کنار مشکلات جسمی و روانی، نبود فرصتهای شغلی و برخوردهای تبعیضآمیز در بازار کار، گذران روزگار را برای آنها دشوارتر کرده است.




