در بسیاری از خانوادهها در افغانستان، پس از درگذشت مادر، دختر بزرگ خانواده ناخواسته نقش مادر را بر عهده میگیرد؛ نقشی که با مسئولیت مراقبت از خواهران و برادران و مدیریت امور خانه همراه است. مسئولیتی سنگین که شماری از این دختران را با چالشهای فراوان روبهرو کرده و گاهی آنها را وادار میکند از بخشی از آرزوها و زندگی شخصی خود بگذرند.
سوسن کریمی، دختری از کاپیسا، میگوید که پس از مرگ مادرش، بیشتر مسئولیتهای خانه بر دوش او افتاده است. «شش سال میشود که مادرم وفات کرده و سه برادر و پنج خواهر دارم. بعد از وفات مادرم مسئولیتهای بر عهدهی من شد. چون فرزند بزرگ خانوادهام باید همهی کارهای خانه را انجام بدهم و از خواهران و برادارنم نیز، سرپرستی کنم. این وضعیت باعث شده که به زندگی و مسائل شخصی خود رسیدگی نتوانم.»
فاطمه تمیوری، ۳۰ساله باشندهی کابل نیز، تجربه مشابهی دارد. او پس از درگذشت مادرش مسئولیت مراقبت از خانواده را پذیرفته است. او میگوید با وجود رسیدن به سن ازدواج، نگرانی در بارهی آیندهی خواهران و برادرانش باعث شده که تا اکنون تصمیمی برای تشکیل زندگی مشترک نگیرد. «به خاطر آینده و آرامش خواهران و برادرانم به ازدواج فکر نکردهام. احساس میکنم هنوز به من نیاز دارند و نمیخواهم آنها را تنها بگذارم. پذیرفتن این مسئولیت در سن کم برایم بسیار دشوار بود.»
در سوی دیگر، شماری از اعضای خانوادههایی که پس از مرگ مادر، زیر حمایت خواهران بزرگتر خود قرار گرفته اند، از فداکاری آنها یاد میکنند و میگویند خواهران شان تلاش کرده نبود مادر را برای آنها آسانتر کنند.
احمد ناصری ۳۰ساله از کابل، در این باره میگوید: «15ساله بودم که مادرم وفات کرد و این رویداد تأثیر بزرگی بر زندگی ما گذاشت. نبود مادر برایم بسیار دشوار بود و هنوز هم در بسیاری از لحظههای زندگی جای خالی او را احساس میکنم. پس از فوت مادرم، خواهر بزرگم که آن زمان ۲۰ سال داشت، مسئولیت مراقبت از من و سایر اعضای خانواده را به عهده گرفت.»
ستایش محمدی نیز، میگوید پس از درگذشت مادرش، خواهر بزرگترش با فداکاری از اعضای خانواده حمایت کرده است. «او در تمام این سالها مانند یک مادر از ما حمایت کرده است. هرچند جای خالی مادر همیشه در زندگیام احساس میشود، اما محبت، صبوری و فداکاری خواهرم باعث شد که بتوانم آن دوران را بهتر پشت سر بگذارم.»
شعیب احمدی، جامعهشناس، میگوید دخترانی که پس از درگذشت مادر، مسئولیت خانواده را بر عهده میگیرند، نیازمند حمایت و قدردانی جامعه استند. «خوشبختانه بسیاری از خانوادهها به زحمت این دختران ارج میگذارند؛ اما شماری دیگر به دلیل کمبود آگاهی فکر میکنند که این وظیفه و رسالت طبیعی دختران است. در حالی که این کار یک فداکاری است. کسانی که از خواستههای خود میگذرند و به خانواده رسیدگی میکنند، باید مورد احترام قرار گیرند و از زحمتهای شان قدردانی شود.»
در افغانستان، در بسیاری از خانوادهها دختران بزرگ پس از درگذشت مادر، مسئولیت سنگین مراقبت از اعضای خانواده را به دوش میگیرند. شماری از آنها برای پرکردن جای خالی مادر، خواستههای شخصی خود را به تأخیر میاندازند و بخشی از هدفهای زندگی شان را کنار میگذارند.






