در روزگاری که حضور در شبکه های مجازی بر حضور در زندگی واقعی میچربد، جوانان عاملهای مختلفی را برای حضور شان در این فضا بر میشمارند. بیشتر جوانانی که در این گزارش با آنها گفتوگو شده، فرار از بیکاری و خستگی تا ایجاد سرگرمی، آموزش و دسترسی به اطلاعات را عاملهایی برای استفاده از شبکههای مجازی عنوان میکنند. با این حال، در میان بیشتر این روایتها یک تجربه مشترک دیده میشود؛ این که زمان در فضای مجازی بهسادگی میگذرد و بسیاری از کاربران تنها پس از ساعتها حضور در این فضا متوجه میزان زمانی میشوند که از دست داده اند.
عبدالله، باشندهی کابل، میگوید که در گذشته روزانه تا ۱۲ ساعت در شبکههای اجتماعی حضور داشته است، اما اکنون تلاش میکند این زمان را به دو ساعت کاهش دهد. «حالا که مصروف شدهام میفهمم که دیدن ویدیوها بیش از حد هم تمرکز ذهنی آدم را از بین میبرد و هم اسراف وقت است؛ احساس میکنم میشد در همان وقت یک چیزی را یاد میگرفتم مانند یادگیری زبان.»
گذر ارزان زمان و ازدسترفتن فرصتهای یادگیری، از حسرتهایی است که از استفادهی بیرویه از شبکههای اجتماعی برای عبدالله مانده است. او همچنین از کاهش تمرکز، خستگی و بههمخوردن نظم زندگی در نتیجهی استفاده بیش از حد از شبکههای اجتماعی یاد میکند.
فرنگیس ۱۸ساله، باشندهی بدخشان، میگوید روزانه میان سه تا پنج ساعت در شبکههای اجتماعی وقت میگذارند و گاهی بدون این که متوجه شود، بخش قابل توجهی از روزش در این فضا سپری میشود. فرنگیس، میافزاید که پس از ساعتها وقتگذرانی در فضای مجازی، بارها این احساس را تجربه کرده که میتوانست آن زمان را صرف درسخواندن، یادگیری مهارتهای جدید یا برنامهریزی برای آینده کند. به گفتهی او، «بعضی وقتها حس میکنم استفادهی زیاد از شبکههای اجتماعی روی تمرکز و برنامهریزی آیندهام تأثیر منفی گذاشته و باعث شده کمتر روی هدفهایم تمرکز کنم.»
جوانان در این گزارش، وقتنگذاشتن به یادگیری مهارتها و فرصتهای فردی را از پیامدهای مخرب استفادهی افراطی از شبکه های اجتماعی یاد میکنند.
قدرت ۲۶ساله، باشندهی پروان، میگوید: «شاید اگر زمان کمتری را صرف فضای مجازی میکردم، کتاب میخواندم، یک هنر خاص را یاد میگرفتم، امروز زندگی و اهداف روشنتر و محکمتری میداشتم.»
با این حال، تجربههای همه افراد از شبکه های اجتماعی در یک مسیر قرار ندارد. فرینه فرید، باشندهی کندز، میگوید بخش زیادی از زمانی که در فضای مجازی سپری میکند، به آموزش و یادگیری اختصاص دارد و به همین دلیل استفاده از شبکههای اجتماعی را لزوما اتلاف وقت نمیداند. «هدفی که من از شبکههای اجتماعی دارم این است که من به اهدافم نزدیکتر شوم، سطح آگاهی و دانش خود را بالاتر ببرم و برای آینده برنامهریزی کنم.»
فرید، تأکید میکند که استفادهی طولانیمدت و بدون هدف از شبکه های اجتماعی مانند دیدن ویدیوهای کوتاه، میتواند باعث خستگی ذهنی، کاهش تمرکز و افت انگیزه برای دنبالکردن برنامههای سودمند شود.
در سوی دیگر، شماری از روانشناسان، میگویند که شبکههای اجتماعی بر اساس علایق کاربران عمل میکنند و به همین دلیل میتوانند وابستگی افراد به این فضا را افزایش دهند. زهرا قیومی، روانشناس، کاهش تعاملات اجتماعی، اختلال خواب و افزایش وابستگی روانی را از مهمترین پیامدهای استفادهی افراطی از شبکههای اجتماعی میداند. «فرد اصلن متوجه نمیشود که ساعتهاست در شبکههای اجتماعی ویدیو میبیند. فقط چند ثانیه میبیند و ویدیو بعدی میآید و زمانی متوجه میشود که ساعتهای طولانی گذشته است.»
جمالالدین سلیمانی، کارشناس آموزشوپرورش نیز، معتقد است که استفادهی بیرویه از شبکههای اجتماعی میتواند روند یادگیری را متأثر کند. «متأسفانه اعتیاد به شبکههای اجتماعی به جای این که به آموزش کمک کند، وقت زیادی از دانشآموزان میگیرد و باعث عدم تمرکز در یادگیری میشود.»
در سوی دیگر، قربانعلی فکرت لعلی، جامعهشناس، میگوید که استفاده از شبکه های مجازی پیامدهای دوگانهی سودمند و مضر را با خود دارد. به گفتهی او، «تأثیر شبکههای اجتماعی دو سویه است؛ هم بعد مثبت دارد و هم بعد منفی؛ ولی در کل احساس میشود که ابعاد منفی آن بر جوانان در جوامع در حال توسعه بیشتر باشد.»
به باور لعلی، بخشی از محتوایی که جوانان در شبکههای اجتماعی مشاهده میکنند، متناسب با واقعیتهای زندگی آنها نیست و همین موضوع میتواند بر انتظارات و اهداف آنان اثر بگذارد.
شبکههای اجتماعی برای بسیاری از جوانان، تنها یک ابزار ارتباطی یا سرگرمی نیست، بل که بخشی از تجربهی روزمرهی آنان از یادگیری، برنامهریزی، گذران وقت فراغت و حتا تصور شان از آینده را شکل میدهد. به باور کارشناسان، این فضا نه کاملاً فرصت است و نه کاملاً تهدید؛ بل که تفاوت اصلی در نوع استفاده از آن نهفته است؛ طوری که میتواند هم ابزاری برای آموزش و پیشرفت باشد و هم عاملی برای اتلاف زمان، کاهش تمرکز و دورشدن از اهداف سازنده.






