ساعت هفت صبح است و جوانان راننده کنار موترهای شان در ترمینال شهرک، واقع در شهر نیلی، مرکز دایکندی ایستاده اند. شماری از آنان چای مینوشند، شماری دیگر در سکوت به جادهای خیره شده اند که از دل کوههای دایکندی میگذرد و به کندهار و کابل میرسد. هرازگاهی مسافری وارد ترمینال میشود، کرایه را میپرسد و دوباره میرود. انتظار، بخش بزرگی از این روزهای رانندگان شده است؛ انتظار دشواری که گاهی روزها طول میکشد.
محمدسرور ۳۵ساله، بیش از یک دهه است در مسیر دایکندی–کندهار رانندگی میکند. او هر روز صبح از خانه بیرون میشود، اما بسیاری از روزها بدون این که حتا یک مسافر پیدا کند، شب به خانه بازمیگردد. «صبح به ترمینال میآیم، روزانه ۶۰ تا ۱۵۰ افغانی خرج میکنم و شب دوباره به خانه میروم. زن و بچه میپرسند امروز چه قدر کار کردی؟ میگویم هیچ؛ امروز هم کاروبار نبود، در ۴۰ روز گذشته تنها یک بار نوبت انتقال مسافر برایم رسیده است و در مجموع حدود پنج هزار افغانی درآمد داشتیم.»
سرور با شکایت از گرانی سوخت، کاهش کرایهها و هزینههای سنگین رانندگی، میگوید که در دایکندی نرخنامهی مشخصی برای کرایهها و حتا بهای کالاهای اساسی وجود ندارد و کوچکترین نوسان در بازارهای منطقه، زندگی مردم این ولایت را زیر تأثیر قرار میدهد. «اگر در ایران جنگ شود یا در بازارهای جهانی قیمت نفت بالا برود، قیمت تیل در دایکندی فوراً افزایش پیدا میکند؛ اما درآمد مردم همان است.»
آن سو تر، علیمحمد، رانندهی ۳۶ساله، کنار موترش نشسته است. او شش سال است در مسیرهای دایکندی، کابل و کندهار کار میکند و میگوید که این روزها بیشتر وقتش در انتظار میگذرد. «صبح بیسرنوشت از خانه به ترمینال میآیم که شاید مسافر پیدا شود. گاهی هفتهها میگذرد و هیچ مسافری پیدا نمیشود. اگر هم شش یا هفت تن پیدا شوند، درآمدش فقط بخشی از هزینهها را جبران میکند.»
علیمحمد، نیز از گرانی سوخت و پرزههای موتر شکایت دارد. «پرزهای که قبلاً سه هزار افغانی بود، حالا به ۱۰ هزار افغانی رسیده است. خانوادهام میگویند که این کار را رها کن، اما شغل دیگری بلد نیستم و کار دیگری هم وجود ندارد.»
محمد ۲۵ساله، رانندهی موتر باربری در شهر نیلی، نیز از خرابی جادهها به عنوان مهمترین چالش کاری خود یاد میکند. «اگر مشتری زنگ نزند، میروم داخل شهر و منتظر میمانم. بعضی روزها کار است و بعضی روزها نیست. یک بار موترم وسط راه خراب شد و ساعتها منتظر ماندم تا کسی پیدا شود و کمک کند. درآمدی که به دست میآوریم، بیشتر صرف خرید تیل و ترمیم موتر میشود.»
در همین حال، چراغعلی، رییس پیشین اتحادیهی رانندگان و نمایندهی یکی از شرکتهای ترانسپورتی در دایکندی، میگوید که گرانی سوخت، خرابی جادهها، مالیات سنگین و کمبود امکانات ترمینالها، مهمترین مشکل رانندگان این ولایت است. «از رانندگان مالیات یک ترمینال معیاری گرفته میشود، اما این جا نه سالن انتظار مناسب وجود دارد و نه تشناب استاندارد برای مسافران.»
به گفتهی او، مسئولان اتحادیه بارها مشکل رانندگان را با ادارهی محلی در میان گذاشته اند، اما بسیاری از خواستهها هنوز عملی نشده است. چراغعلی، میافزاید که خرابی راهها هر سال به ویژه در زمستان، جان مسافران و رانندگان را تهدید و زیانهای مالی فراوانی به آنان وارد میکند.
تلاش کردیم دیدگاه مسئولان محلی و آمریت ترانسپورت دایکندی را داشته باشیم، اما موفق نشدیم. با این همه چالشها، رانندگان در دایکندی هنوز هر صبح راهی ترمینال میشوند؛ نه از سر اطمینان، بل از روی ناگزیری. آنان از حکومت میخواهند که به این چالش رانندگان در دایکندی توجه لازم کنند. تا تحقق این خواستهها، ترمینال نیلی هر روز شاهد مردانی خواهد بود که ساعتها چشم به جاده میدوزند؛ مردانی که امید دارند شاید امروز، برخلاف دیروز، مسافری پیدا شود و شب بتوانند با دست پر به خانه برگردند.






