با این که در شریعت اسلامی بر مشوره و تفاهم خانوادگی در تصمیمگیریها از جمله ازدواج، تأکید شده است؛ اما در بسیاری از خانوادهها در افغانستان، نقش مادران در این روند نادیده گرفته میشود و آنان از دایرهی تصمیمگیری کنار گذاشته میشوند. بر بنیاد منابع فقهی از جمله فقه حنفی، «ولایت نکاح» به طور معمول به پدر یا یکی از مردان خانواده سپرده شده است؛ اما این به معنای نفی نقش مادر نیست.
زبیر کریمی، حقوقدان، بر نقش مشورتی و اخلاقی مادر در ازدواج فرزندان تأکید میکند. «از دیدگاه فقه حنفی امام اعظم رحمه الله علیه، نقش مادران را از بعد مشورتی و احساسی بسیار مهم و اساسی تلقی کرده است؛ ولی در خصوص ولایت یا ولیبودن تنها این امتیاز و جایگاه برای پدران یا مردان خانواده اختصاص داده شده است؛ مادران نقش مشورتی و اخلاقی دارند.»
همچنان، اصل «شورا» در شریعت اسلامی (سورهی شوری، آیهی ۳۸) بر مشارکت در تصمیمگیریها تأکید دارد؛ اصلی که به گفتهی حقوقدانان، شامل اعضای کلیدی خانواده از جمله مادر نیز میشود. با این حال، حقوقدانان، میگویند که هرچند پدر از نگاه فقهی دارای صلاحیت ولایت است؛ اما حذف کامل نقش مادر با روح شریعت و اصول یک خانواده متوازن نیست.
پرویز خلیلی، دیگر حقوقدان، میگوید: «تصامیم خانواده بر اساس تفاهم باشد، نه تقابل. هر گاه ازدواجها در خانواده بر اساس تفاهم باشد، تفاهم یعنی پدرومادر و خود دختر که تصمیمگیریهای اساسی خانواده هستند، باید نقش داده شوند و هر گاه مادر نقش داشت، در این مسائل مادر میتواند خانواده را ثباتش را تضمین بکند. شریعت، قانون و عرف جایگاهی را که به پدر داده، عین چیز را از متن اسلام بیرون میشود که به مادر هم داده.»
خلیلی، در ادامه میافزاید که از نگاه حقوقی، مادران نمیتوانند تنها به دلیل نادیدهگرفتن مشوره شکایت کنند؛ اما در مواردی که حقوق اساسی فرزندش نقض شود، مادر میتواند به نهادهای عدلی مراجعه کند. این موارد شامل ازدواج بدون رضایت دختر، ازدواج اجباری یا ازدواج زیر سن قانونی میشود. «اگر ازدواج خلاف شریعت باشد؛ اگر ازدواج پیش از وقت و زیر سن باشد، مادر به صراحت حق دارد در محمکه، بعد به دادگاه استیناف در مراجعی که شریعت و قانون برایش چهار چوکات داده، زن میتواند شکایت بکند. در کشورهای غیراسلامی این به عنوان یک حق بسیار مهم و اصل مساوات است؛ چیزی که پدر صلاحیت دارد، مادر هم دارد؛ اما در اکثریت کشورها مشورهی زن را به عنوان امر اخلاقی پذیرفته؛ ولی به عنوان امر حقوقی متأسفانه نیست.»
عالمان دین، نیز بر حق مشورهدهی مادر در ازدواج فرزندان تأکید دارند. شریفالله شریفی، عالم دین، با استناد به اصول فقهی «الفقه الإسلامي وادلته» میگوید که زنان در تصمیمگیری در بارهی ازدواج دختران شان حق مشورهدهی دارند. «مادر صلاحیت و حق مشورهدهی به شیوهی بهتر را دارد؛ اما حق ولایت بر ازدواج (ولایت بر نکاح) مربوط به پدر میشود. در موجودیت پدر یا برادر حق و صلاحیت از آنان است. مرجع اصلی آن که ما استدلال میکنیم، عبارت از فقه وادلته از وهبه الزحیلی میگوید که حق و صلاحیت مشورهدهی را مادر به دخترش دارد؛ اما حق به ازدواجدادن مربوط پدر میشود.»
وهبه الزحیلی، فقیهی معاصر و کتاب «الفقه الاسلامی وادلته»، نیز بر اهمیت نقش خانواده در تصمیمگیری نکاح تأکید کرده و مشوره را بخشی از روند سالم ازدواج دانسته است. با وجود این تأکیدها، شماری از مادران، میگویند که در عمل، نه تنها مشورهی شان نادیده گرفته میشود، بل حتا رضایت خود دختران نیز در برخی موارد لحاظ نمیشود.
گلافروز ۴۰ساله از غور که مادر هشت فرزند است، میگوید که ازدواج سه دخترش بدون مشوره و رضایت خودش و دخترانش شکل گرفته است. «من که مادر هشت فرزندم هستم، سه دخترم را به شوهر دادم؛ کسی نه از دخترم پرسان کرده و نه از من؛ همه کار را شوهرم و خسرم/پدرشوهرم میکنند؛ همهاش خلاف نظر من است. بیشتر از پدر و مادر شوهرم نظر گرفته میشود. اگر به مشورهی یکدیگر باشد، آیندهی فرزندان ما بهتر میشود.»
خدیجهی ۴۰ساله از غور، نیز میگوید که پنج فرزند دارد و در بارهی ازدواج دخترش برخلاف نظرش تصمیم گرفته شده است. «در بارهی ازدواج دخترم برخلاف خواست من تصمیم گرفته شد و خانوادهی شوهر تصمیمگیرنده بودند. سنتها و فشارهای خانوادگی اختیار مرا بسیار محدود کرده و بیشتر از سوی خانوادهی شوهر است.»
سهیلای ۳۵ساله، یکی از مادران گفتوگوشده در این گزارش، میگوید که وقتی از مادران در بارهی ازدواج فرزند شان مشوره گرفته نمیشود و حق تصمیمگیری از آنان سلب شود، در آینده مادر به بیکفایتی متهم میشود و همین رفتار نیز با همسر فرزندش تکرار خواهد شد. «اگر زن در تصمیمگیری دخیل نباشد، خود را خیلی ضعیف حس میکند و در آن طور خانواده وقتی فرزندان بزرگ میشوند، میبینند مادر هیچ صلاحیت ندارد؛ فرزندان هم از مادر هیچ حساب نمیبرند و این میتواند از اول تا آخر زندگی باعث ضعف و بیکفایتی یک خانم در خانواده شود و این میتواند بعد تکرار شود. پسر خانواده وقتی بزرگ شد، او هم به همسرش حق تصمیمگیری نمیدهد.»
گفتنی است که نادیدهگرفتن نقش مادر در ازدواج دختران، هرچند در برخی موارد مصداق تخلف قانونی آشکار نیست؛ اما با روح شریعت و اصول تفاهم خانوادگی ناسازگار بوده و تضعیف بنیان خانواده را در پی خواهد داشت.





