نبود فرصتهای شغلی متناسب با رشتههای تحصیلی در افغانستان، بسیاری از جوانان تحصیلکرده را وادار کرده است که پس از سالها آموزش عالی، برای تأمین معیشت به دکانداری، تکسیرانی و سایر شغلهای غیرتخصصی رو بیاورند.
بیکاری، کمبود فرصتهای شغلی و نبود ثبات کاری در سالهای پسین، به یکی از چالشهای جدی جوانان تحصیلکرده در افغانستان تبدیل شده است؛ چالشی که آیندهی کاری بسیاری از دانشآموختگان را با ابهام روبهرو کرده است.
شماری از این جوانان، میگویند که با وجود داشتن مدرک دانشگاهی، به آسانی نمیتوانند در رشتهی تخصصی خود کار پیدا کنند و ناچار به انجام کارهایی میشوند که هیچ ارتباطی با رشتهی تحصیلی شان ندارد.
غفران ۳۵ساله از شهر جلالآباد، مرکز ننگرهار که در رشتهی خبرنگاری تحصیل کرده است، میگوید پس از جستوجوی فراوان نتوانسته در رسانهای کار پیدا کند و اکنون برای تأمین هزینههای زندگی در دکانی کار میکند. «اکنون در دکانی کار میکنم که هیچ ارتباطی با رشتهام ندارد. همین موضوع باعث شده بسیاری از تصمیمهای مهم زندگیام به تعویق بیفتد.»
نقیبالله ۲۸ساله، دانشآموختهی رشتهی کمپیوترساینس و باشندهی لوگر نیز، به دلیل نبود فرصتهای شغلی، ناچار شده است به تکسیرانی رو بیاورد. «فعلاً تکسی میرانم. درآمدم کم است و نمیتوانم برای آیندهام برنامهریزی کنم.»
فردوس ۳۶ساله، دانشآموختهی رشتهی حقوق و علوم سیاسی و باشندهی نیمروز، میگوید که نزدیک به شش سال است بیکار مانده و با وجود تلاشهای متعدد، نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند. به گفتهی او، نبود شناخت و فرصتهای کاری از چالشهای اصلی است.
در همین حال، شماری از زنان تحصیلکرده نیز، از محدودیتها و چالشهای کاری شکایت دارند.
تبسم ۳۱ساله، دانشآموختهی رشتهی پزشکی و باشندهی شهر مزار شریف، میگوید که محدودیتهای موجود باعث شده نتواند در رشتهی خود کار کند. او میافزاید: «به دلیل سپرینکردن آزمون اگزیت، نتوانستم کار کنم و حالا خانهنشین شدهام.»
سمیرای ۲۸ساله از هرات که در رشتهی قابلگی تحصیل کرده است، میگوید که هرچند به عنوان آموزگار کار میکند، اما قرارداد دایمی و امنیت شغلی ندارد. «معاش کم و نبود امنیت شغلی باعث شده از کارم رضایت نداشته باشم.»
فریبای ۳۰ساله، دانشآموختهی رشتهی ادبیات دری از دانشگاه کابل نیز، میگوید که به دلیل مشکلهای اقتصادی ناچار شده در بخشی غیرمرتبط کار کند. «اگر ثبات شغلی میداشتم، میتوانستم در رشته خودم ادامه بدهم و حتی تحصیلات عالیتر انجام دهم.»
برخی جامعهشناسان، میگویند که بیکاری و نبود ثبات شغلی میان جوانان تحصیلکرده میتواند وابستگی به خانوادهها و مشکلهای روانی را افزایش دهد.
شعیب احمدی، جامعهشناس، میگوید که برای حل این مشکل باید ساختارهای اقتصادی اصلاح شود و زمینههای اشتغالزایی گسترش یابد. به گفتهی او: «نبود ثبات شغلی باعث مشکلهای اقتصادی و وابستگی افراد به دیگران میشود. از نظر روانی نیز، ناامیدی را افزایش میدهد و بر بازار کار و میزان تولید تأثیر منفی میگذارد.»
کمبود فرصتهای کاری، ضعف بازار کار و نبود همآهنگی میان رشتههای تحصیلی و نیازهای بازار، باعث شده هزاران جوان تحصیلکرده در افغانستان نتوانند در بخش تخصصی خود جذب شوند.






