شماری از دختران در ولایت‌های مختلف، به سلام‌وطندار می‌گویند که پس از بازماندن از آموزش و تحصیل، خانواده‌های شان آن‌ها را به ازدواج‌کردن وادار کرده اند. زینب ۲۲ساله که در هنگام آغاز ممنوعیت تحصیل دختران، دانش‌جوی سمستر سوم رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی در دانش‌گاه بلخ بود، می‌گوید که پس از بازماندن از تحصیل، خانواده‌اش او را به ازدواج با پسری که نمی‌خواست، مجبور کرده است.

او، می‌افزاید: «درس برایم هویت و امید آینده بود؛ اما خانواده‌ام مرا مجبور به ازدواج کرد. دو سال می‌شود که متأهل هستم و این ازدواج با فردی بیگانه و بدون رضایت من انجام شد. یک طفل دارم. رضایت من از این ازدواج بسیار کم است؛ چون مجبور شدم رؤیاهایم را فدای خواست فامیل کنم. آرزو داشتم وکیل شوم و از حق زنان دفاع کنم؛ اما حالا خودم قربانی بی‌اختیاری شده‌ام.»

زینب تنها دختری نیست که قربانی خواست‌های خانواده شده است؛ دختران زیادی در افغانستان داستان مشابهی را زندگی می‌کنند. مریم ۱۷ساله از پروان که نزدیک به یک سال می‌شود با پسر کاکایش ازدواج کرده است، می‌گوید زمانی که ۱۲ سال داشت و هنوز دانش‌آموز بود، به خواست خانواده‌اش با او نامزد شده؛ در حالی که خودش به این پیوند راضی نبوده است.

او، می‌افزاید: «پیش از ازدواج شاگرد مکتب بودم و همیشه شاگرد ممتاز بودم. کم‌تر از یک سال می‌شود که به اجبار فامیل ازدواج کرده‌ام. ازدواج من با پسر کاکایم صورت گرفت و فعلاً فرزندی ندارم. هیچ‌ گونه رضایتی از این ازدواج ندارم؛ چون هنوز کودک بودم و آماده‌ی چنین مسئولیتی نبودم.»

تجربه‌ی دخترانی که به ازدواج وا داشته شده‌ اند، نشان می‌دهد که ازدواج اجباری، می‌تواند زمینه‌ساز ناخوشی‌های روانی و سردبودن رابطه میان زوج‌ها نیز شود. فرشته احمدی ۱۹ساله از کابل که سه سال از ازدواجش می‌گذرد، می‌گوید که هنوز دانش‌آموز صنف هفتم بود که به اجبار نامزد شده و سپس به ازدواج مجبور شده است.

او، می‌افزاید: «این ازدواج همه آرزوهایم را ناتمام گذاشت. از نظر روحی خیلی خسته و دل‌شکسته هستم و این اجبار باعث سردی در رابطه‌ام شده است. اگر دانش‌گاه‌ها دوباره باز شود، من نمی‌توانم دیگر ادامه بدهم؛ یعنی نمی‌توانم دو مسئولیت بزرگ را پیش ببرم. هر چیز از خود وقت و زمان دارد؛ این که گذشت می‌گذرد.»

فعالان حقوق زن، می‌گویند که ازدواج‌های اجباری، می‌تواند به تداوم چرخه‌ی نابرابری و بی‌ثباتی اجتماعی کمک کند. مرضیه یقین، فعال حقوق زن، در این باره می‌گوید: «این کار باعث قطع تحصیل، افزایش فقر، بی‌سوادی، مشکلات صحی و روانی و تداوم خشونت خانوادگی می‌شود. عادی‌‎سازی این پدیده حق انتخاب را از دختران می‌گیرد و آن‌ها را به یک راه حل غلط در میان خانواده‌ها تبدیل می‌کند. در نتیجه چرخش نابرابری و بی‌ثباتی اجتماعی در نسل‌های بعدی ادامه می‌یابد.»

با این حال، جامعه‌شناسان، تأکید می‌کنند که ازدواج‌های اجباری نه تنها باعث بروز مشکلات در خانواده می‌شود، بل آثار آن به جامعه نیز سرایت می‌کند و زمینه‌ساز شکل‌گیری عقده‌ها و نارضایتی‌های فرزندان نسبت به خانواده‌های شان است؛ مشکلی که می‌تواند از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.

شعیب احمدی، جامعه‌شناس، می‌گوید: «فرزندان به شکل عقده‌ای بزرگ می‌شوند؛ چرا تصامیم شان را به شکل جبری دیگران گرفتند و این‌ها در آینده‌ها حتا همان حقی که خانواده‌ها بالای شان دارد، همان را هم نمی‌پذیرند. همین می‌شود که خانوداه‌ها هم به مشکلات خیلی جدی روبه‌رو می‌شوند و همین پیامدهای منفی آن در جامعه است و این می‌تواند به جامعه سرایت کند. بالاخره افراد به شکلی تربیه شوند که نسل به نسل تصامیم دیگران را این‌ها بگیرند.»

این در حالی است که وزارت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر امارت اسلامی، گفته که در سال روان از ۱۵۷۵ مورد ازدواج اجباری پیش‌گیری کرده است. پس از بازگشت امارت اسلامی به قدرت، دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم و سپس از تحصیل در دانش‌گاه‌ها منع شدند. این وضعیت سبب شده است که شماری از دختران از سوی خانواده‌های شان به ازدوج‌های ناخواسته وادار شوند.

مرتبط با این خبر:

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: