گفتوگوی سلاموطندار با ۳۳ جوان (۱۸ دختر و ۱۵ پسر) در کابل و شماری از ولایتهای افغانستان، نشان میدهد که دخالت و قضاوت دیگران، تأثیر چشمگیری بر انتخابهای شخصی، تحصیل، روابط اجتماعی و دیگر بخشهای زندگی آنان داشته است.
اشتراککنندگان در این گزارش، گفته اند که دخالت و قضاوت دیگران بیشترین تأثیر را بر سبک زندگی و انتخاب رشتهی تحصیلی شان گذاشته است؛ به گونهای که ۱۲ تن به تأثیر آن بر نوع پوشش، ۱۲ تن به تأثیر آن بر ادامهی تحصیل، چهار تن به انتخاب شغل، سه تن به رفتارهای اجتماعی و دو تن دیگر نیز به مسائل خانوادگی و اجتماعی اشاره کرده اند. این یافتهها نشان میدهد که فشارهای ناشی از دخالت و قضاوت دیگران، بیش از همه بر تصمیمهای مرتبط با تحصیل و سبک زندگی جوانان اثر گذاشته است.
انتخاب زیر سایهی قضاوت دیگران
بهشته حمید ۲۹ساله، باشندهی بغلان، میگوید که در انتخاب رشتهی تحصیلی و ادامهی آن، با دیدگاههای متفاوتی روبهرو شده است. «زمانی که تصمیم گرفتم برای ادامهی تحصیلات عالی به خارج از کشور بروم، بیشتر افراد این تصمیم را مناسب نمیدانستند.»
این تجربه تنها به انتخاب رشتهی تحصیلی محدود نمیشود. شماری از جوانان، میگویند که انتخاب رشته، مسیر شغلی و شیوهی زندگی آنان نیز زیر تأثیر دخالتها و دیدگاههای اعضای خانواده و اطرافیان قرار گرفته است.
اصلیه نقشبندی ۲۶ساله، باشندهی شهر کابل، میگوید که انتخاب رشتهی روانشناسی، سبب شده است با برداشتها و دیدگاههای متفاوتی از سوی برخی افراد روبهرو شود. «به دلیل انتخاب رشتهی روانشناسی و مسیر شغلیام، مورد قضاوت قرار گرفتهام. بسیاری میگفتند روانشناسی در افغانستان آیندهای ندارد یا از انتخاب این رشته پشیمان خواهی شد. چنین قضاوتهایی گاهی میتواند انگیزهی افراد را کاهش دهد و آنان را نسبت به اهداف شان دلسرد کند.»
احمدجاوید ۲۸ساله، باشندهی سرپل، میگوید که پس از فراغت از مکتب تصمیم گرفت در کنار خانواده بماند و در بخش کشاورزی و دامداری فعالیت کند؛ اما برخی این انتخاب را نشانهی عقبماندگی میدانستند. «بعد از فراغت از مکتب، تصمیم گرفتم در کنار خانواده بمانم و در بخش کشاورزی و دامداری فعالیت کنم. بعضی افراد میگفتند اگر به شهر میرفتم یا وظیفهی دولتی پیدا میکردم، بهتر بود. برخی فکر میکردند ماندن در قریه نشانهی عقبماندگی است؛ در حالی که من از کار خود راضی بودم و احساس میکردم در کنار خانواده مفیدترم.»
برای شماری دیگر از جوانان، فشار ناشی از قضاوت دیگران بیشتر در نوع پوشش و رفتار اجتماعی نمود داشته است. محمد سمیع ۲۹ساله، باشندهی ناحیهی یازدهم شهر کابل، میگوید که به دلیل نوع پوشش و رفتارش، بارها با قضاوت و واکنش اطرافیان روبهرو شده است. «من به دلیل طرز لباسپوشیدن و رفتارم مورد قضاوت قرار گرفتهام. یکی از دوستانم همیشه به خاطر لباسپوشیدنم مرا مسخره میکرد و حتا بعضیها برایم میگفتند که چرا همیشه دریشی یا پتلون میپوشم؟ و این موضوع مدتها باعث ناراحتی من میشد.»
وقتی قضاوتها به فشار روانی تبدیل میشود
یافتههای این گزارش نشان میدهد که پیامد دخالتها و قضاوتهای دیگران، تنها به تغییر در انتخابهای جوانان محدود نمیشود؛ بل این تجربهها بر وضعیت روانی، احساس ارزشمندی و تصمیمگیری آنان نیز اثر گذاشته و در بسا موردها به احساس خودکمبینی، ناراحتی، استرس و فشارهای روانی منجر شده است.
عبدالوهاب سروش ۲۸ساله، باشندهی دایکندی، میگوید که پذیرفتهنشدن دیدگاههایش از سوی اطرافیان، سبب ایجاد فشار روانی در او شده است. «زمانی که مورد قضاوت قرار میگیرم، احساس خوبی ندارم. معمولاً احساس میکنم که فکر یا انتخابم درک نشده است. این احساس باعث ناراحتی و فشار روانی میشود. وقتی انسان احساس کند که توسط اطرافیان پذیرفته نمیشود، این موضوع بر تمام ابعاد زندگی او سایه میاندازد.»
مریم حسینی ۲۵ساله، باشندهی سرپل، نیز میگوید که برداشت دیگران از او، بر اعتمادبهنفسش اثر گذاشته و در برخی موردها، تصمیمگیری در بارهی آینده را برایش دشوار کرده است. «این موضوعها بیشتر تأثیر منفی داشته است؛ زیرا باعث ایجاد فشار روانی میشود و گاهی اعتمادبهنفسم را کاهش میدهد.»
روایتهای این جوانان نشان میدهد که قضاوت و دخالت دیگران، در برخی موردها از حد بیان دیدگاه فراتر رفته و بر احساس امنیت روانی، اعتمادبهنفس و توانایی آنان در تصمیمگیری اثر گذاشته است.
خانواده و جامعه؛ دو منشأ اصلی دخالتها
روایتهای جوانان در این گزارش، نشان میدهد که بخش بزرگی از این دخالتها و قضاوتها از سوی خانواده، دوستان، همسالان و محیط اجتماعی شکل میگیرد؛ افرادی که بیشترین نقش را در زندگی روزمرهی آنان دارند.
تمنای ۲۰ساله، باشندهی شهر کابل و فرزانه فرهمند ۲۳ساله، باشندهی دایکندی، میگویند که بیشتر دخالتها را از سوی خانواده، دوستان و افراد جامعه تجربه کرده اند.
تمنا، میگوید: «بیشترین قضاوتها در جامعه از سوی افراد مختلف مانند خانواده، دوستان، همسایهها و دیگر اعضای جامعه انجام میشود. اما به نظر من، بیشترین فشار از سوی خود جامعه وارد میشود.»
فرزانه، نیز میگوید: «بیشترین قضاوتهایی که تجربه کردهام، از سوی دوستان، همسالان و افراد جامعه بوده است. بسا وقتها در بارهی نوع لباسپوشیدن، شیوهی صحبتکردن یا طرز رفتارم از سوی دوستان و اطرافیان مورد قضاوت قرار گرفتهام.»
یافتههای این گفتوگوها، نشان میدهد که خانواده و محیط اجتماعی، بیشترین نقش را در شکلگیری این تجربهها دارند. جامعهشناسان، نیز باور دارند که تداوم چنین دخالتهایی، میتواند بر رفتار جوانان تأثیر گذاشته و در درازمدت پیامدهای منفی بر روابط خانوادگی، اجتماعی و آیندهی آنان داشته باشد.
شعیب احمدی، جامعهشناس، در این باره میگوید: «متأسفانه در بسیاری از خانوادهها، زندگی بر اساس دیدگاه و قضاوت دیگران تنظیم میشود، نه بر اساس خواستهها، ارزشها و نیازهای واقعی اعضای خانواده. این طرز فکر در درازمدت میتواند پیامدهای منفی بر روابط خانوادگی، سلامت روان و آیندهی جوانان داشته باشد.»
روانشناسان، نیز میگویند که دخالتها و قضاوتهای دیگران، میتواند بر اعتمادبهنفس، تصمیمگیری و رضایت فرد از زندگی تأثیر بگذارد. به باور آنان، گفتههای مردم زمانی مشکلساز میشود که به معیار اصلی تصمیمگیری جوانان تبدیل شود.
امجدخان دانش، روانشناس، در این باره میگوید: «اگر جوانان بیش از حد نگران قضاوت دیگران باشند، به تدریج دچار استرس، کاهش عزت نفس، کاهش اعتمادبهنفس و ترس از اشتباه میشوند. در چنین شرایطی، تصمیمها دیگر بر اساس ارزشها، تواناییها و علاقههای شخصی گرفته نمیشود، بل که بر اساس جلب رضایت دیگران شکل میگیرد. این موضوع در نهایت باعث نارضایتی از زندگی و کاهش احساس رضایت در نوجوانان و جوانان میشود.»
یافتههای این گزارش، نشان میدهد که دخالت و قضاوت دیگران، در برخی موردها سبب محدودشدن فرصتها، کاهش اعتمادبهنفس و ایجاد فشارهای روانی میان جوانان شده است. روایتهای اشتراککنندگان نیز بیانگر آن است که این تجربهها، بیشتر در انتخاب رشتهی تحصیلی، سبک زندگی، نوع پوشش، انتخاب شغل و روابط اجتماعی آنان نمود داشته است.
کارشناسان باور دارند که ایجاد آگاهی، گفتوگوی سازنده در خانواده و جامعه و احترام به انتخابهای فردی، میتواند به جوانان کمک کند تا بر بنیاد تواناییها، علاقهها و شرایط خود تصمیم بگیرند و در عین حال، ارزشهای اجتماعی را نیز حفظ کنند.






