با این که در شماری از خانوادهها در افغانستان، برادران کنترل بر زندگی خواهران را حق و مسئولیت خود میدانند؛ اما احکام شریعت اسلام و فقه حنفی به برادران حق مداخلهی غیرشرعی و غیرقانونی را در زندگی خواهران نمیدهد؛ برادران نمیتوانند خواهران شان را به ازدواج مجبور کنند یا مانع آموزش، کار یا رفتوآمد آنان بدون مجوز شرعی و قانونی شوند.
در اسلام هر مسلمان میتواند مسلمان دیگری را امربهمعروف کند؛ این چنین مداخلهی برادران در امور زندگی خواهران باید در چهارچوب شریعت اسلامی و قوانین نافذ در کشور باشد. بر بنیاد احکام فقه حنفی که در کتاب «الهدایه»، اثر علامه برهانالدین مرغینانی رحمهالله بیان شده است، اگر خواهر فقیر باشد و شوهر نداشته باشد، برادر مسئولیت پرداخت نفقهی خواهر را دارد و این موضوع نمیتواند دلیلی بر مداخلههای غیرشرعی و غیرقانونی برادر بر زندگی خواهر شود.
با این حال، برخی از دختران در کندز، در گفتوگو با سلاموطندار میگویند که برادران شان بر آنان کنترل غیرقانونی دارند. از ازدواج تا آموزش، کار و دیگر امور زندگی شان مداخله و حاکمیت میکنند.
سکینهی ۱۸ساله، باشندهی ولسوالی کلباد کندز، میگوید که او از سوی برادرانش اجازهی ادامهی تحصیل یا شرکت در مرکزهای آموزشی را ندارد. «برادرانم در همه چیز، از لباسپوشیدن تا جارفتن و کار خانه، برایم تصمیم میگیرند. به من اجازه ندادند به مدرسه یا کورس خیاطی بروم و همیشه میگویند چون دختر هستی، باید محدود باشی. اگر مخالفت کنم، مرا لتوکوب میکنند و مجبورم خاموش بمانم. از این زندگی خسته شدهام و گاهی آرزو میکنم کاش زنده نمیبودم.»
مومنهی ۱۸ساله، باشندهی ولسوالی آقتاش کندز، میگوید که اگر با تصمیم برادرانش مخالفت کند، با خشونت و توهین روبهرو میشود. «برادرم با این که از من کوچکتر است، در همه کارهایم دخالت میکند و اجازه نمیدهد از خانه بیرون شوم. میگوید دختر باید در خانه بماند و حتا نباید درس بخواند. اگر مخالفت کنم، مرا میزند و به من توهین میکند. به خاطر این رفتارهای او افسرده شدهام و همیشه مریض هستم.»
هاجرهی ۲۳ساله، نیز میگوید که پس از درگذشت پدر و مادرش، برادرانش با او رفتار تبعیضآمیزی داشته اند. او، در انتخاب شریک زندگیاش هیچ صلاحیتی نداشته است، به همین دلیل، برادرانش او را به اجبار به ازدواج وادار کرده اند. «بعد از فوت پدر و مادرم، برادرانم برای ما تصمیم میگیرند و همیشه با ما تبعیض کرده اند. مرا مجبور به نامزدی کردند؛ در حالی که راضی نبودم و اکنون زیر فشار هستم که زود عروسی کنم. اجازه ندادند تحصیل خود را ادامه دهم و برای پرداخت هزینهی درسهایم، با سختی و تحقیر روبهرو بودم. از زندگی خسته شدهام و مجبورم این وضعیت را تحمل کنم.»
حقوقدانان، میگویند که هر گونه مداخله در زندگی زنان بدون مبنای قانونی، نقض حقوق و تبعیض محسوب میشود. آنان، تأکید میکنند که بر بنیاد فرمان رهبری حکومت، برادران و حتا پدر نمیتوانند دختران بالغ را به اجبار به ازدواج دهند. خشونت، تهدید و اجبار، از نظر حقوقی جرم بوده و هیچ کس، حتا اعضای خانواده، حق تحمیل ارادهی خود را ندارند.
بر بنیاد فرمان شمارهی (۸۳ج۱) رهبر حکومت، «ولی دختر بالغ اعم از پدر یا برادر مکلف به رعایت حقوق شرعی وی بوده، مکلف است در امر نامزدی با او مشوره نموده و رضایت صریح وی را اخذ نماید؛ همچنان نکاح اجباری بدون رضایت دختر فاقد اعتبار شرعی بوده و در صورت وقوع، متضرر حق مراجعه و اقامهی دعوا در مراجع عدلی و قضایی ذیصلاح را دارد.»
نازنین کوهستانی، حقوقدان، مداخلهی غیرقانونی برادر در زندگی خواهر را تبعیض میداند و تأکید میکند که رساندن هر گونه آسیب فیزیکی از سوی برادر به خواهر جرم محسوب میشود. «دخالت و کنترل برادر در زندگی خواهر، اگر بدون مبنای قانونی و بر بنیاد جنسیت باشد، تبعیض جنسیتی محسوب میشود. هر گونه لتوکوب، آسیب بدنی، تهدید به قتل یا بدنامسازی و اجبار، از نظر حقوقی جرم است.»
او، میافزاید: «ازدواج اجباری ممنوع است و رضایت زن شرط اساسی در ازدواج میباشد. زنان میتوانند برای پیگیری حقوق خود به نهادهای عدلی، قضایی و مراکز حمایتی، مراجعه کنند.»
شفیقالله ایزدیار، دیگر حقوقدان، هر گونه مداخلهی بدون دلیل در زندگی زنان را جرم میپندارد و دلیل چنین مداخلهها را سنتهای ناپسند، فقر و پایینبودن سطح سواد و آگاهی میداند. «هیچ کس، حتا برادر، بدون مبنای قانونی حق مداخله در زندگی زنان را ندارد. هر گونه مداخله، بدون دلیل قانونی، جرم محسوب میشود. زنان برای دفاع از حقوق خود میتوانند به محاکم مراجعه کنند. سنتهای ناپسند، فقر و سطح پایین سواد از عوامل اصلی این مشکلات است.»
لیلی سادات حسینی، فعال حقوق زن، میگوید که در بسیاری از خانوادهها، حاکمیت برادر بر خواهر، به صورت یک قانون نانوشته پذیرفته شده و همین امر سبب محدودشدن آزادی، آموزش و رشد فردی دختران میشود. «در بسیاری از خانوادههای ما یک فرهنگ نانوشته وجود دارد که برادر خود را مسئول و حاکم زندگی خواهر میداند. همین طرز فکر، باعث میشود دختران از درس و پیشرفت باز بمانند، اعتمادبهنفس شان از بین برود و حتا در درون خانواده احساس امنیت نکنند.»
او، تأکید میکند که باید خانه برای دختران امنترین جای دنیا باشد، نه این که خود را در خانه مثل یک اسیر بدانند. «در حالی که خانه باید امنترین جای دنیا باشد، گاهی به جایی تبدیل میشود که دختر در آن مثل یک اسیر زندگی میکند.»
شماری از عالمان دین، در این باره میگویند که از نظر شریعت اسلامی، زن عاقل و بالغ حق تصمیمگیری در امور زندگی خود را دارد و محرومکردن زنان از آموزش، کار یا دیگر حقوق شان، توجیه دینی نداشته و نوعی ظلم محسوب میشود.
شفیعالله احمدی، عالم دین، با نفی تصمیمگیری برادر به جای خواهر میگوید ازدواجی که بدون رضایت دختر صورت گرفته باشد، میتواند فسخ شود. «برادر حق ندارد به جای خواهر تصمیم بگیرد و عقد بدون رضایت زن، معتبر نیست و قابل فسخ است.»
او، میافزاید: «طلب علم برای زن و مرد مسلمان فرض است. کنترل و محدودکردن اجباری، مثل تحمیل ازدواج یا محرومکردن از حقوق، در دین اصلاً جایز نیست و چنین رفتارها میتواند ظلم و نقض حقوق زن محسوب شود.»
از دیدگاه کارشناسان حقوق بشر، سلب اختیار زنان از امور زندگی شان، تنها یک مشکل فردی یا خانوادگی نیست، بل پیامدهای گستردهی اجتماعی دارد؛ چالشی که میتوان آن را با آگاهیدهی، تغییر نگرشهای سنتی، تقویت فرهنگ گفتوگو در خانوادهها، فراهمسازی فرصتهای آموزشی و اقتصادی برای دختران و نقشآفرینی جدی نهادهای حمایتی و رسانهای، مهار کرد.






