هر صبح، زمانی که آفتاب هنوز به گونهی کامل بر بامهای شهر ننشسته است، نخست کودکش را در آغوش میگیرد، شیر میدهد و آرامش میکند؛ سپس پلان درسیاش را برمیدارد و راه مکتب را در پیش میگیرد. برای او، رفتن به مکتب تنها آغاز یک روز کاری نیست، بل آغاز سفری است برای ساختن آیندهای روشن برای کودکان این سرزمین.
برای نازنین، آموزگاری تنها شغلی نیست که صبح آغاز شود و عصر پایان یابد؛ بل عشقی است جاری در تمام لحظههای زندگیاش. عشقی که باعث میشود با وجود مسئولیت مادری برای کودک یکسالهاش، خستگی، کمبود امکانات و دشواریهای فراوان، باز هم با اشتیاق در برابر دانشآموزانش بایستد و امید به آینده را به آنها بیاموزد.
نازنین متین، در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی تحصیلات عالیاش را به پایان رسانده و هفت سال میشود که در یکی از مکتبهای دولتی شهر کابل زبان انگیسی را تدریس میکند. «پس از آن که مکتب را تمام کردم در بخش زبان و ادبیات انگلیسی لیسانس گرفتم. به این رشته خیلی علاقه داشتم و فعلا هم در همین بخش تدریس میکنم.»
متین، میگوید که در جریان سالهای تدریس، بهترین لحظهها و خاطرهها را با دانشآموزانش داشته است؛ مسیری که پر چالش، اما برای او همیشه بهترین لحظههای زندگیاش بوده است. «هفت سال میشود که در یکی از مکتبهای دولتی در شهر کابل آموزگار استم. در این مدت خیلی خاطرههای شیرین دارم.»
او، هر روز چهار ساعت با حوصله و عشق به کودکان میآموزد که چه گونه به زبانی فراتر از زبان مادری شان سخن بگویند و با دنیایی بزرگتر ارتباط برقرار کنند. «اکنون در مکتب انگلیسی تدریس میکنم و روزانه چهار ساعت کامل مصروف تدریس استم. در هر دو بخش ذکور و اناث از صنف چهار تا شش تدریس میکنم.»
این آموزگار، میافزاید که هنگام تدریس، تنها حرفها و واژهها را آموزش نمیدهد؛ بل بذر اعتماد، آرزو و امید به آینده را در ذهن کودکان میکارد. او، باور دارد شاید یکی از همین دانشآموزان، روزی پزشک، انجینر، نویسنده یا آموزگاری شود که بتواند سرنوشت این سرزمین را تغییر دهد. «من همیشه وقتی تدریس میکنم به این میاندیشم که روزی همین شاگردان معلم، داکتر، انجنیر و قاضی میشوند و این مرا بیشتر به درسدادن انگیزه میدهد.»
با این همه، این آموزگار از کمبود معاش نیز، شکایت دارد و میگوید با وجود آن که حرفهی آموزگاری نقشی مهم و در عین حال پرچالش در جامعه دارد، اما امتیاز مادیای که در برابر این همه تلاش و مسئولیت به دست میآورد، بسیار اندک است. «حقوق معلمان خیلی کم است و برای یک خانواده بسنده نیست.»
در کشوری که آموزش، با وجود همه دشواریها، هنوز هم چراغ امید بسیاری از خانوادهها به شمار میرود، آموزگاران زن نقشی پررنگ در روشن نگهداشتن این چراغ دارند؛ زنانی که با وجود چالشهای اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و کمبود امکانات، هر روز با امید و تعهد راهی مکتب میشوند تا آینده نسل نو را بسازند.
نازنین متین یکی از همین زنان است؛ آموزگاری که سالهاست با عشق و علاقه تدریس میکند و آموزش را نه تنها یک وظیفه، بل رسالتی برای روشنساختن آیندهی کودکان این سرزمین میداند.






