
چرا مهاجرت نامنظم شیرازۀ زندهگی را از هم میپاشد؟
میراجان، جوان ۲۷ ساله، باشندۀ ولسوالی پنجوایی ولایت کندهار است. او از هفت سال به اینسو در شهر کندهار زندهگی میکند و سرپرستی خانوادهاش را

میراجان، جوان ۲۷ ساله، باشندۀ ولسوالی پنجوایی ولایت کندهار است. او از هفت سال به اینسو در شهر کندهار زندهگی میکند و سرپرستی خانوادهاش را

پنج پناهجو در پی واژگون شدن قایق حاملشان در آبهای مدیترانه جان دادهاند. به گفتۀ گروههای امدارسان، این قایق حامل 100 پناهجو بوده و در

کندز، در شمالشرق کشور، از ولایتهای ناامن است. این ولایت، در سالهای پسین دو بار بهدست گروه طالبان افتاده و درگیریهای پیهم و بیکاری در

طارق رسا، باشندۀ ولایت بغلان است. او برای دستیابی به زندهگی آرام و حفظ جانش، نزدیک به شش سال پیش شغلش را ترک کرد و با صرف هزینۀ هنگفت، راه مهاجرت نامنظم را در پیش گرفت. طارق پیش از مهاجرت در یکی از رسانههای خصوصی کار میکرد.

حمیدالله، نوجوان ۱۸ ساله، باشندۀ ولایت لوگر است. او تا صنف یازدهم درس خوانده و چندین بار به خاطر فقر و یافتن لقمهنانی، به ایران مهاجرت نامنظم کرده است.

آتشسوزی در ۹ سپتامبر در اردوگاه موریا، هزاران پناهجو را بیخانمان کرد، اما از این میان، زنان و کودکانی که آنجا بیسرپرست زندهگی میکردند، بیخانمانتر

همهچیز بامداد چهارشنبه، ۹ سپتامبر آغاز شد. درست زمانی که اردوگاه موریا، بزرگترین اردوگاه پناهجویان در جزیرۀ لیسبوس یونان، آتش گرفت. این تنها یک رویداد آتشسوزی نبود، بل فاجعهیی بود که بیش از ۱۰ هزار پناهجو را بیخانمان کرد.

وکیل احمد، جوان ۲۰ ساله، باشندۀ ولایت غور است. او، دو شبانهروز در یکی از پاسگاههای ایران از پا آویزان بوده و گاز اشکآور به چشمانش پاشیده شده است.

هرچند پدیدۀ مهاجرت از سالهای دور به اینسو در میان مردم وجود داشته، اما افزایش ناامنیها و بیثباتی در چند سال پسین در کشور سبب شده است که رقم مهاجرت به گونۀ بیپیشینه افزایش یابد.

فضل خان باشندۀ ولایت بغلان است. او چند سالی پیش به دلیل آنچه که مشکلات اقتصادی میگوید، راه مهاجرت نامنظم را در پیش میگیرد و در نهایت به هدفش نمیرسد.

عبدالمعز خودش را باشندۀ اصلی منطقۀ مرغاب ولایت غور معرفی میکند. به گفتۀ خودش، ۱۳ساله داشته که افغانستان را به دلیل فقر و تنگدستی ترک میکند و به ایران میرود.

محمدزبیر عالمیار، از جوانان نخبۀ کشور که در بلجیم زندهگی میکند میگوید، پس از گرفتن کارت شهروندی این کشور تحصیلاتش را در رشتۀ «سیاست جهانی» به سطح کارشناسی ارشد/ماستری آغاز کرده و اکنون دانشجوی سال آخر این رشته است.

با وجود محدودیتهای مرزی، قاچاق انسان و مهاجرتهای غیرقانونی به کشورهای اروپایی هنوز ادامه دارد. همهساله بسیاری از جوانانی که قادر به یافتن کار در داخل کشور نمیشوند، با تحمل سختیهای زیاد دست به مهاجرتهای نامنظم میزنند.

حبیب عظیمی، نام (مستعار) از نوجوانانی که صنف ۱۱ مکتب بود به دلیل فقر و حضور طالبان، مسیر مهاجرت نامنظم را در پیش گرفت و مقصدش کشور ایران بود. او باشندۀ ولسوالی سیدآباد ولایت میدانوردک است.

مهاجرت پديدهییست که با سرنوشت و گذشتۀ بشر گره خورده است، اما این پدیده براساس وضعیت و موقعيتهای مختلف سياسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دیگر تحولات زندهگی آدمیان متفاوت است.

وی ویلچرش نشسته و چشم به آسمان دوخته است. یزدانعلی، با هر نگاه سوی پدر و مادر سالمندش آه میکشد و هر بار شیارهای کنارههای چشم و دهنش گودتر میشود.