روانشناسان، میگویند که ازدواج اجباری میتواند زندگی زنان را زیر تأثیر قرار دهد و سبب احساس بیارزشی، خودکمبینی، اضطراب، کاهش شدید عزت نفس و حتا سبب بروز رفتارهای خودآزارانه در آنان میشود. زنان گفتوگوشونده در این گزارش، میگویند که با اجبار و بدون رضایت شان، بر بنیاد تصمیم خانواده مجبور به ازدواج شده اند و این وضعیت برای شان، آسیبهای روانی، نارضایتی و مشکلهای عاطفی در پی داشته است.
مرسل محمدی ۲۵ساله که ۱۱ سال از ازدواجش میگذرد، روایت میکند که در پی دشمنیهای خانوادگی، سرنوشتش بدون رضایت او رقم خورد و ناچار به ازدواج اجباری شد؛ تصمیمی که به گفتهی او، آرامش را از زندگیاش گرفت. او، با اندوه بیان میکند که ورود به خانهی شوهر برایش نه آغاز خوشبختی که آغاز روزهایی پر از بیگانگی و رنج بود. او میگوید که هیچ علاقهای به همسرش نداشت و حتا نزدیکشدن به شوهرش برایش سنگین و آزاردهنده بود.
مرسل، میافزاید: «برادر بزرگم دشمندار شد، پدرم مجبور شد که برادرم را خارج روان کند و مرا به آنها [دشمن برادرم] بدهد. سختترین بخش زندگیام این بود زمانی که به خانهی شوهرم رفتم، اصلاً خوش نبودم، نمیخواستم شوهرم نزدیکم بیاید. یک ماه مکمل ما همبستر نشدیم، به خاطری که به شوهرم علاقهمندی نداشتم، وقتی که او داخل اتاق میشد، خود را میزدم، شکنجه میکردم، به خود آسیب میرساندم.»
تنها مرسل نیست که قربانی ازدواج اجباری شده است، زرغونهی ۲۲ساله از دایکندی نیز روایت مشابه دارد. او، میگوید که هیچ علاقهای به همسرش ندارد و زندگیاش را با غم و ناراحتی ادامه میدهد. «این ازدواج تأثیر بسیار منفی بر روان من گذاشته است. هیچ علاقهای به شوهرم نداشتم و هنوز هم ندارم. زندگیام بدون رضایت و با اجبار ادامه دارد. همیشه احساس غم، ناراحتی و دلسردی دارم. خود را مانند یک زندانی احساس میکنم که فقط زنده است، اما زندگی واقعی ندارد. از نظر روحی و احساسی، کامل آسیب دیدهام. همیشه ناراحت و شکننده هستم. در زمان بارداری نیز وضعیت روحی خوبی نداشتم.»
زینب ۲۷ساله از سمنگان، قربانی دیگری است که بدون رضایت خود، مجبور به ازدواج اجباری شده است. او، میگوید که این وضعیت تأثیر عمیقی بر روان فرزندانش گذاشته و خودش نیز احساس تنهایی میکند. «به دلیل تصمیم خانواده و شرایطی که در آن زمان وجود داشت، بدون این که نظر و رضایت من در نظر گرفته شود، مجبور به ازدواج شدم. این وضعیت بر روحیهی کودکانم نیز تأثیر گذاشته و در بعضی مواقع آنان نیز این ناراحتیها و تنشها را احساس کرده اند. در بیشترین لحظههای زندگی احساس تنهایی داشتم.»
روانشناسان، میگویند که ازدواج اجباری میتواند زمینهساز افسردگی و دیگر مشکلهای روانی در زنان مانند اختلالهای روانی و روانتنی شود. عبدالجلیل امرخیل، روانشناس، میگوید که ازدواج اجباری سبب کاهش عزت نفس و مشکلهای روانی در زنان میشود و عاملهایی مانند افزایش خشونت، خیانت و طلاق را نیز در پی دارد.
این روانشناس، میافزاید: «ازدواج اجباری بر عزت نفس، خودارزشی و خودکمبینی زنان تأثیر دارد و سبب میشود بر اختلالهای روانی، روانتنی، افکار خودکشی، خودزنی و بعضی اختلالهای دیگر مبتلا شوند. فکر میکنند به نحوی قربانی هستند، ازدواج را قربانی فکر میکنند، نه یک رابطهی عاطفی.»
زهرا قیومی، دیگر روانشناس، نیز میگوید که زنان در ازدواج اجباری از نظر فردی و اجتماعی آسیب میبینند و نمیتوانند روی روابط اجتماعی خود تمرکز داشته باشند. «خانمی که با اجبار ازدواج کرده است، نمیتواند از حق خود دفاع کند، در جامعه بهتر صحبت کند، روی روابط اجتماعی خود کار کند. او از اجتماع دور میشود و افسردگی میگیرد. دیگران را مورد خشونت قرار میدهد؛ چون خودش زیر خشونت قرار گرفته است.»
قطبالدین مجتهد، عالم دین، میگوید که در فقه حنفی ازدواج بدون رضایت زن و مرد درست نیست و رضایت طرفین شرط اساسی نکاح است. او، همچنین ازدواج اجباری را خلاف اصول اسلامی میداند. «اصل نکاح بر رضایت طرفین استوار است. در فقه حنفی آمده که اگر یک دختر بالغ را بدون رضایتش، به نکاح بدهند، او حق رد و فسخ نکاح را دارد. ازدواج اجباری، خلاف اصول اسلامی است و رضایت شرط اساسی است.»
احمدراشد صدیقی، جامعهشناس، تأکید میکند که ازدواج باید با رضایت و انتخاب هر دو طرف (زن و مرد) صورت بگیرد؛ زیرا خانواده پایهی جامعهی سالم را رقم میزند. «وقتی ازدواج اجباری میگوییم، به این معنا است که ما با جبر و عدم رضایت دختر، یک فرد را وارد زندگیاش میسازیم که متأسفانه او را با مشکلهای جدی روبهرو میکند. این کار تربیت ناسالم فرزندان را هم در پی دارد؛ بنابراین، باید اجازه بدهیم که پسران و دختران ما با انتخاب خود ازدواج کنند. چنین ازدواجی پرثمر میماند و میتواند تهداب یک جامعهی خوب را بسازد.»
با این حال، سیفالاسلام خیبر، سخنگوی وزارت امربهمعروف و نهیازمنکر امارت اسلامی، آمار میدهد که در پنج سال گذشته از نزدیک به ۱۰ هزار نکاح اجباری پیشگیری شده است. او، همچنین به ادامهی برنامههای آگاهیدهی در بارهی ازدواج اجباری از سوی این وزارت اشاره میکند. «در نزدیک به پنج سال گذشته از طرف وزارت امربهمعروف، نهیازمنکر و سمع شکایات از نزدیک به ۱۰ هزار نکاح اجباری جلوگیری شده است. در این ارقام سال ۱۴۰۴ و سال جاری، شامل نیست. اگر به صورت دقیق آمار ارائه کنیم، از ۱۱ هزار هم بیشتر میشود. محتسبان امربهمعروف در این راستا همواره آگاهیدهی میکنند. برنامههای مختلفی از طریق علما، مرکزهای آموزشی، مدارس و مکتبها آگاهیدهی شده است.»
ازدواج اجباری نه تنها زندگی زنان را تباه میکند، بل آسیبهای روانی آن مانند اضطراب، افسردگی و خودآزاری به فرزندان نیز سرایت میکند. جامعهشناسان و روانشناسان، بر نقش حیاتی رضایت در سلامت فرد و جامعه تأکید دارند و فقه اسلامی نیز چنین ازدواجی را باطل میداند. آمار پیشگیری از هزاران ازدواج اجباری امیدوارکننده است، اما تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که خانوادهها به جای اجبار، حق انتخاب دختران را بپذیرند.






