نتیجه‌ی گفت‌وگوی سلام‌وطندار با ۱۸ آموزگاری که مادر استند، در شش ولایت -پنجشیر، سرپل، دایکندی، بغلان، کابل، سمنگان- نشان می‌دهد که ۱۳ تن از آن‌ها با برنامه‌ریزی، تقسیم مسئولیت و پشتیبانی خانواده توانسته‌ میان آموزگاری و مادری تعادل ایجاد کنند؛ اما پنج تن دیگر به دلیل نبود پشتیبانی خانوادگی و امکانات، با چالش‌های جدی روبه‌رو اند.

شماری از این آموزگاران می‌گویند که تجربه‌ی مادری، بر شیوه تدریس شان نیز، تأثیر مثبت گذاشته است. شش تن از ۱۸ آموزگار گفته‌ که مادربودن سبب شده با دانش‌آموزان ‌شان مهربان‌تر و صبورتر باشند.

نجیبه سجادی ۳۵ساله، آموزگار از دایکندی، می‌گوید که با مدیریت زمان و تقسم کارها توانسته میان مادری و شغلش تعادل ایجاد کند. «کار زیاد است، ولی زمان خود را مدیریت می‌کنم. با تقسیم کارها می‌توانم از تجربه مادری خود در مسئولیت آموزگاری خود استفاده‌ی  موثر کنم. همیشه کاری می‌کنم که مشکل نه برای دانش‌آموز باشد نه برای فرزندان.»

بختاور دانشور ۳۷ساله، آموزگار دیگری از دایکندی نیز، با برنامه‌ریزی دقیق و پشتیبانی خانواده توانسته وظیفه‌ی مادری و آموزگاری‌اش را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. «برنامه‌ی مشخص دارم و کارهایم را منظم انجام می‌دهم. در خانه با هم‌کاری فرزندانم کارها را به‌موقع انجام می‌دهم و کارهای مکتب را نیز در مکتب پیش می‌برم.»

در همین حال، تجربه‌ی شماری از آموزگاران زن، نشان می‌دهد که مادربودن، صبر، حوصله و مهربانی آن‌ها را در جریان تدریس افزایش داده است؛ امری که به بهبود کیفیت آموزش انجامیده است.

شش آموزگار، می‌گویند که مادربودن باعث شده در برخورد با دانش‌آموزان خود، رفتاری مهربانانه‌تر و سنجیده‌تر داشته باشند.

کامله امیری، که ۱۰ سال است در شهر پلخمری، مرکز بغلان، به ‌عنوان آموزگار فعالیت می‌کند، می‌گوید با وجود فشار کاری و مسئولیت‌های خانوادگی، مادربودن باعث شده با دانش‌آموزانش رفتاری بهتر و مهربانانه‌تر داشته باشد. «وقتی خسته می‌شوم، کمی استراحت  و با خانواده صحبت می‌کنم تا آرامش خود را حفظ کنم. مادری کمک کرده که با دانش‌آموزانم مهربان‌تر و صبورتر باشم، چون آن‌ها را مانند فرزندان خود می‌بینم.»

با این حال، شماری از آموزگاران زن تجربه‎‌ی متفاوتی از انجام هم‌زمان دو مسئولیت دارند. مشکل‌های مالی، ضعف در مدیریت زمان، نبود مکانیزم‌های حمایتی عمومی و خانوادگی، از مهم‌ترین چالش‌هایی است که با آن مواجه‌ اند.

نجیلا محمدی، آموزگاری از سرپل، می‌گوید که به دلیل کم‌بود زمان نمی‌تواند هم‌زمان مسئولیت مادری و آموزگاری خود را مدیریت کند؛ وضعیتی که او را تحت فشار قرار داده است. «بزرگ‌ترین چالش این است که هم‌زمان بتوانم به دانش‌آموزان و فرزندانم رسیدگی کنم. وقتی در مکتب هستم، فکرم بیش‌تر در خانه است و تمرکز کامل ندارم و وقتی در خانه استم، نمی‌توانم به کارهای مکتب به ‌خوبی رسیدگی کنم.»

راضیه، آموزگار دیگری در سرپل نیز، از کم‌بود وقت، نداشتن پشتیبانی خانواده، نبود زیرساخت‌های حمایتی در جامعه و حقوق کم به‌ عنوان چالش‌های جدی یاد می‌کند؛ مشکل‌های که مانع انجام مسئولیت مادری و آموزگاری به ‌شیوه‌ای ایده‌آل برای او شده است.  «بزرگ‌ترین چالش ما در انجام هم‌زمان مسئولیت آموزگاری و مادری، کم‌بود وقت، نبود امکانات و مشکل‌های مالی است. وقتی کودک ما در خانه است، تمام فکر ما به طرف آن‌ها می‌شود.»

در همین حال، شماری از آموزگاران زن بر این باورند که فراهم‌شدن امکاناتی مانند کودکستان در فضای مکتب می‌تواند تمرکز ذهنی آن‌ها هنگام تدریس را افزایش داده و کیفیت آموزش را بهبود بخشد.

شکیلا نظری، آموزگار ۵۵ساله از بغلان، می‌گوید که ایجاد کودکستان برای فرزندان شان می‌تواند تمرکز آموزگاران را هنگام تدریس افزایش دهد. «اگر کودکستان باشد و فرزندان ما در آن حضور داشته باشند، می‌توانیم آن‌ها را با آرامش به آن ‌جا بسپاریم و با ذهنی آسوده و تمرکز کامل به تدریس خود برسیم. هم‌چنان این امکان به ما می‌دهد تا رسیدگی به خانواده‌‌ی مان را بهتر انجام دهیم، چون آرامش جسمی و روانی داریم.»

حافیظه احمدی، آموزگار ۳۴ساله از دایکندی نیز، تأکید دارد که امکانات بیش‌تری برای آموزگاران زن فراهم شود تا بتوانند بدون دغدغه‌ مسئولیت‌های خود را بهتر انجام دهند. «اگر چنین امکاناتی مهیا شود، واقعاً بسیار خوب خواهد بود و تأثیر مثبتی بر زندگی ما دارد. این امکانات ما را از نگرانی‌ها رها می‌کند و اجازه می‌دهد وظایف خود را به بهترین شیوه انجام دهیم. این روش نه تنها بر تربیت کودکان تأثیر دارد، بل به ما کمک می‌کند تمرکز بیش‌تری روی کار خود داشته باشیم.»

تهمینه منگل، فعال حقوق زن، می‌گوید که زنان آموزگار با برنامه‌ریزی دقیق و تعیین اولویت‌ها می‌توانند میان مسئولیت‌های شان تعادل ایجاد کنند. «آموزگاران زن با برنامه‌ریزی درست، تعیین اولویت‌ها و تقسیم مسئولیت در خانه می‌توانند میان معلمی و مادری تعادل برقرار کنند. خانواده‌ها و جامعه نیز باید با حمایت عملی، مانند کمک در کارهای خانه و مراقبت از کودکان، زمینه موفقیت آن‌ها را فراهم کنند.»

جمال‌الدین سلیمانی، کارشناس آموزش‌وپرورش، باور دارد که آموزگاران مادر می‌توانند در صنف‌های ابتدایی عمل‌کرد بهتری داشته باشند. «وقتی یک آموزگار خوب دانش‌آموزان خوبی تربیت می‌کند که خودش نیز مادر باشد. به همین دلیل است که معمولاً تدریس صنف‌های اول، دوم و سوم به آموزگاران با تجربه سپرده می‌شود؛ زنانی که مادر استند، می‌توانند دانش‌آموزان را بهتر درک کنند، از نظر روانی آن‌ها را مطالعه کنند و آموزش با کیفیت‌تری ارائه دهند.»

محمدالله بلوچ، روان‌شناس، می‌گوید که زنان برای ایجاد تعادل میان آموزگاری و مادری نیاز به پشتیبانی دارند تا بتوانند به فکر آسوده به کارهایش ادامه دهد. «برای ایجاد تعادل میان آموزگاری و مادری، وجود یک فرد حامی ضروری است. زمانی که مادر از وضعیت فرزند خود اطمینان داشته باشد، می‌تواند با تمرکز بیش‌تری به تدریس بپردازد.»

شاکر یعقوبی، آگاه اقتصادی بر این باور است که بهبود بازدهی کار آموزگاران زن نیازمند پشتیبانی‌های مالی و ایجاد امکانات در محیط‌های کاری است. «کودکستان‌ها باید وجود داشته باشد تا آموزگار از نگه‌داری و پرورش فرزندش آسوده‌خاطر باشد. هم‌چنان، آموزگار زن باید در مکتب یا شغل خود امتیاز یا معاش مناسب و کافی دریافت کند تا نیازهای اقتصادی خود را تأمین کند. در این صورت، افزون بر تأمین اقتصادی، از نظر روانی نیز می‌تواند با آرامش وظیفه‌های خود را انجام دهد.»

بر بنیاد یافته‌های صندوق پشتیبانی از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف)، حضور آموزگاران زن در صنف‌ها نقش مهمی در افزایش حضور و دوام دختران در مکتب دارد؛ زیرا بسیاری از خانواده‌ها ترجیح می‌دهند دختران ‌شان توسط زنان آموزش ببینند.

مرتبط با این خبر:

کلیدواژه‌ها: // // //

به اشتراک بگذارید:
تحلیل‌های مرتبط

اخبار و گزارش‌های سلام وطن‌دار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: