
۲۰ میلیون شهروند افغانستان با گرسنگی روبهرو است
برنامهی جهانی غذا (WFP) با نگرانی از گسترش در افغانستان، میگویند که اکنون، نزدیک به ۲۰ میلیون شهروند این کشور به دلیل دسترسینداشتن به غذای کافی، بیشتر شبها را با گرسنگی به صبح میرسانند.

برنامهی جهانی غذا (WFP) با نگرانی از گسترش در افغانستان، میگویند که اکنون، نزدیک به ۲۰ میلیون شهروند این کشور به دلیل دسترسینداشتن به غذای کافی، بیشتر شبها را با گرسنگی به صبح میرسانند.

در تاریخ معاصر افغانستان، درصدی بیشتر شهروندان همواره با چنگودندان توانسته اند به زندگی ادامه بدهند؛ وضعیتی که با رویکارآمدن جمهوری، دگرگون شد؛ طوری که در دههی نخست آن، شهروندان، میتوانستند با اندکی زحمت، نیازهای ابتدایی مانند نیازهای خوراکی، سرمایشی و گرمایشی شان را فراهم کنند. این وضعیت، دیری نپایید و با نزدیکشدن به سالهای پایانی جمهوری، باز هم مانند گذشته، شهروندان دچار ناداری مفرط شدند که همهگیری کوید-۱۹ به شدت آن افزود

در گزارش تازهی سازمان خوراک و کشاورزی ملل متحد زیر نام «گزارش جهانی در بارهی بحرانهای غذایی» که به تازگی پخش شده، آمده است که شهروندان هفت کشور در دورهی زمانی از سال ۲۰۲۲، با فقر، ناداری و گرسنگی شدید روبهرو شده اند. بر اساس این گزارش، ۵۷ درصد از گرسنگان در سومالیا بوده اند.

به دنبال سرمای شدید در افغانستان، شماری از شهروندان با مشکلات بسیاری روبهرو شده اند؛ شهروندانی که به دلیل فقر، شبها را گرسنه و روزها را در جستوجوی غذا سپری میکنند. به دلیل جنگهای طولانی، خشکسالی، فقر و عاملهای دیگر، بسیاری از خانوادهها مجبور به ترک خانههای شان و شماری دیگر به امید آیندهی بهتر در کابل ساکن شده اند.

عقربهها از هفت شام گذشته است که سر کوچه میرسم. با دیدن دو زنی که انگار مادر مینمایند و دختر جوانی که با سماجت و درماندگی، پای پنجرهی نانوایی نشسته و حین نزدیکشدنم، سر شان را به سمتم میچرخانند و با نیازی که در چشم شان زوزه میکشد، انتظار گرفتن نانی از من را در خود میپزند

در میان نیازهای اساسی و ابتدایی انسانها، خوردن، نخستین نیاز انسانی است؛ نیازی که تا برآورده نشود، نمیتوان به چیز دیگری اندیشد یا دنبال سیرکردن نیاز دیگری رفت. انسان، مادامی که نفس میکشد، به خوردنونوشیدن نیاز حتمی دارد؛ نیازی که این روزها برای شمار زیادی از باشندگان افغانستان، از راههای ساده و بی آن که ناچار به زیرپاگذاشتن حرمت نفس شان باشند، برآوردهشدنی نیست.

محمداعظم اصغری، شهروند دیگری که با داشتن سالها تجربهی کار در رسانهها، به دنبال تحول سیاسی پسین، خانهنشین شده، میگوید که گذراندن شبوروز در بیکاری و بدون پشتوانهی مالی، زندگی را بیش از اندازه برایش دشوار کرده است؛ دشواریی که با سردشدن هوا برای او بیشتر شده است.

وارد پارک شهر نو میشوم؛ جایی که بیشتر از کسانی که برای تفریح آمده باشند، افراد بیکار با چهرههای آشفته و خسته در آن به چشم میخورند. در میان این «خستگی»ها، افرادی از هر دستهی سنی دیده میشود که رنج نداشتن در پوشاک رنگرفته، چهرهی ناخوش و لبهای خشکیدهی شان به خوبی پیداست.